"رسیدن به نظم ذهنی با سه راهکار ساده، برای زندگی شاد و هدفمند!"
پرخاشگری یک مشکل رفتاری است که شامل نشانههایی همچون خشونت جسمانی و یا انتقال خشم و خشونت به صورت کلامی و غیرکلامی به دیگران میشود. این رفتارها ممکن است باعث آسیبهای جسمانی و روانی در افراد دیگر شود و برای خود فرد پرخاشگر نیز عواقب منفی داشته باشد.
علتهای پرخاشگری میتواند متنوع باشد و شامل عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی و روانشناختی است. برخی از علل متداول شامل فشارهای روزمره، ناتوانیهای ارتباطی، نارضایتی از خود و جامعه، ناکارآمدی در حل مشکلات، نقص عدالت اجتماعی و همچنین تأثیرات محیطی میباشد.
به منظور کنترل و درمان پرخاشگری، میتوان از راههای زیر استفاده کرد:
آموزش مهارتهای ارتباطی: آموزش مهارتهای ارتباطی سالم به فرد پرخاشگر کمک میکند تا بتواند بهترین راهحلها را برای بیان احساسات و نیازهای خود پیدا کند و در مواجهه با مشکلات، راههای سازنده برای حل آنها پیشنهاد دهد.
مدیریت خشم: افراد پرخاشگر باید یاد بگیرند چگونه با خشم خود کنترل کنند و از راههای سازندهتری برای بیان نارضایتیها و خشمهایشان استفاده کنند. تمرینات مدیریت خشم، مثل تنفس عمیق و فعالیتهای آرامبخش میتواند به فرد در کنترل خشم کمک کند.
تقویت خودآگاهی: فرد باید آگاهی بیشتری نسبت به عوامل تحریککننده خشم خود و نیازها و احساسات خود پیدا کند. با شناخت بهتر خود، فرد میتواند از واکنشهای خشمآور پیشگیری کند و راههای مناسبی را برای مدیریت احساساتش پیدا کند.
مشاوره روانشناختی: در صورتی که پرخاشگری به مراحل نگرانکنندهای رسیده باشد و تأثیرات جدی بر زندگی فرد و افراد اطراف داشته باشد، مراجعه به یک متخصص روانشناسی میتواند بهبود وضعیت را تسهیل کند. روانشناس با بررسی عوامل و عواقب پرخاشگری، راهکارهای مناسبی را برای درمان و کاهش آن پیشنهاد خواهد داد.
نشانه های پرخاشگری چیست؟ چه راه هایی برای درمان پرخاشگری وجود دارد؟ علائم پرخاشگری بسیار متفاوت و گسترده هستند. همه افراد در دوره ای از زمان پرخاشگر می شوند و می توان به راحتی علائم پرخاشگری را در رفتار و گفتار آنها مشاهده کرد. خود شما نیز ممکن است گاهی عصبانی و پرخاشگر شوید. دلیل پرخاشگری برای هر فردی می تواند منحصر باشد. پس پرخاشگری را می توان رفتار طبیعی دانست اما در صورتیکه به یک عادت تبدیل نشده و کنترل پرخاشگری داشته باشید.
اگر اکثر اوقات پرخاشگر هستید و راه های درمان پرخاشگری در بزرگسالان را نمی دانید، نگران نباشید. مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی آویژه به بررسی پرخاشگری زنان و مردان پرداخته اند. آنها دلیل پرخاشگری را مورد بررسی قرار ده و مقاله زیر را برای شما عزیزان نگارش کرده اند. پس مقاله زیر را مطالعه کنید تا درمورد تعریف پرخاشگری، علل پرخاشگری، درمان پرخاشگری و … اطلاعات مفیدی کسب کنید.
تعریف پرخاشگری در روانشناسی به مجموعه ای از رفتارها و اعمال و گفتار گفته می شود که منجر به آسیب جسمی، روانی و مالی برای خود فرد dا دیگران می شود. آسیب رساندن شخصی و روحی به دیگران یکی از مهم ترین ویژگی های افراد پرخاشگر است.
طبق تعریف پرخاشگری، همه افراد ممکن است در برهه ای از زمان رفتار پرخاشگرانه داشته باشند و نتوانند رفتارهای خود را کنترل کنند. این نوع از پرخاشگری طبیعی بوده و موضوعی است که همه افراد آن را تجربه می کنند. اما اگر پرخاشگری آسیب های زیادی را با خود به همراه داشته باشد می توان آن را یک رفتار نامناسب و اختلال پرخاشگری دانست. پرخاشگری شدید می تواند نشانه ای از یک بیماری روانی زمینه ای، اختلال مصرف مواد و یا بیماری جسمی و … باشد.
هدف از پرخاشگری می تواند موارد مختلفی باشد. مانند:
نشان دادن ناراحتی و عصبانیت
راهی برای ابراز خشم
نشان دادن قدرت و سلطه جویی
تهدید برای رسیدن به هدف های خود
واکنش نسبت به رفتار اشتباه فرد دیگر
رقابت و مقایسه با دیگران
راهی برای نشان دادن دردها
و …
می توان انواع پرخاشگری را در دو دسته کلی طبقه بندی کرد. روانشناسان انواع پرخاشگری را به دو نوع اصلی تقسیم کرده اند که شامل: پرخاشگری تکانشی و پرخاشگری ابزاری است. افراد ممکن است در موقعیت های مختلف انواع پرخاشگری ها را تجربه کنند. مسلما همه افراد این دو نوع پرخاشگری را در زندگی خود تجربه کرده اند.
پرخاشگری ابزاری به پرخاشگری غارتگرانه نیز معروف است. این نوع از پرخاشگری هنگامی است که فرد برای رسیدن به خواسته ها و اهداف خود از پرخاشگری کمک بگیرد. پس می توان گفت پرخاشگری ابزاری اهداف خاصی را دنبال می کند و از قبل برنامه ریزی می شود.
در این نوع از پرخاشگری، فرد از عصبانیت، داد و فریاد زدن و به طور کلی پرخاشگری به عنوان وسیله ای برای رسیدن به خواسته و اهداف خود استفاده می کند. مثلا ممکن است شما بر سر موضوعی با همسرتان به توافق نرسیده باشید و او برای رسیدن به خواسته هایش پافشاری کند. او ممکن است از زورگویی، پرخاشگری و داد و فریاد زدن برای رسیدن به آنچه که او می خواهد استفاده کند. این نوع از پرخاشگری همسرتان را پرخاشگری ابزاری می دانیم.
پرخاشگری تکانشی با نام های دیگری مانند پرخاشگری عاطفی یا پرخاشگری واکنشی نیز شناخته می شود. در این نوع از پرخاشگری احساسات قوی فرد باعث ایجاد پرخاشگری خواهد شد. این نوع از پرخاشگری هنگامیکه با عصبانیت شدید همراه باشد می تواند سیستم واکنش حاد تهدید را در مغز تحریک کرده و قسمت های مختلفی از مغز مانند آمیگدال و هیپوتالاموس را درگیر کند. برخلاف پرخاشگری ابزاری این نوع از پرخاشگری اصلا برنامه ریزی نشده است و اغلب در همان لحظه رخ می دهد. در حقیقت پرخاشگری تکانشی را می توان واکنش لحظه ای افراد به احساسات مختلف و موقعیت های دردناک دانست. مثلا ممکن است شما در راه با فردی تصادف کنید، به دلیل ناراحتی های زیاد و عصبانیت واکنش تندی نشان می دهید و شروع به فریاد زدن و دادن زدن و فحش دادن می کنید. این نوع از پرخاشگری را می توان پرخاشگری تکانشی دانست.
همانطور که در بالا اشاره شد انواع پرخاشگری وجود دارد. به همین دلیل پرخاشگری می تواند علائم مختلف و متفاوتی داشته باشد. برخی از علائم پرخاشگری می توانند پنهانی بوده و به گونه ای باشند که شما حتی متوجه پرخاشگری فرد نشوید. ما اکثرا پرخاشگری را با نشانه هایی مانند: داد و فریاد زدن، شکستن اشیاء، ضربه زدن به چیزی، مشت و سیلی زدن، فحش دادن و … می شناسیم . اما پرخاشگری نشانه های مختلفی دارد. مهم ترین و رایج ترین علائم پرخاشگری عبارتند از:
پرخاشگری فیزیکی مانند:
ضربه زدن به دیوار
مشت زدن به میز و وسایل
لگد زدن
سیلی زدن
و یا هر نوع عمل فیزیکی دیگر است که باعث می شود فرد به خودش یا دیگران آسیب فیزیکی برساند.
البته برخی از حرکت های تصادفی و ناگهانی مانند محکم بستن در هنگامیکه باد می آید و یا شکستن لیوان هنگام ظرف شستن و … را نمی تواند نوعی پرخاشگری به شمار آورد. پرخاشگری فیزیکی در پرخاشگری های شدید بسیار قابل هویدا است و شما می توانید به مراتب این علائم پرخاشگری را مشاهده کنید.
مهم ترین علائم پرخاشگری کلامی عبارت است از:
فریاد زدن
بد و بیراه گفتن
تهمت زدن
فحش دادن
توهین کردن
تحقیر کردن
استفاده از سخنان تمسخر آمیز
و …
این نوع از پرخاشگری با هدف آسیب رساندن به شهرت و وجه خوب فرد در مقابل دیگران شناخته می شود. در این نوع از پرخاشگری افراد علائم پرخاشگری خود را با قلدری، شایعه پراکنی و دروغ گفتن و … نشان می دهند. قصد پرخاشگری رابطه ای آسیب رساندن به رابطه های فرد دیگر است.
نشانه های پرخاشگری خصمانه این است که فرد نسبت به موضوعی واکنش عاطفی و احساسی نشان می دهد. علائم پرخاشگری خصمانه با هدف خاص برای صدمه زدن به کسی یا چیزی همراه است. پس نشانه های آن را می توان هر گونه آسیب رساندن به دیگران دانست.
علائم پرخاشگری در این رابطه این گونه است که فرد از هرگونه ابزار و وسایلی برای نشان دادن احساسات منفی به طور غیر مستقیم و پنهانی استفاده می کند. کم محلی کردن، استفاده از حرف های کنایه ای، سرزنش کردن و یا حرف نزدن دانست. برای دریافت اطلاعات بیشتر در این مورد با مشاوره آنلاین تماس بگیرید.
اختلال دو قطبی یک اختلال روانی است که با تناوب ورم و هیپومانی در خلال طولانیمدت همراه است. درمان این اختلال به عنوان یک مسئله مهم در علوم روانشناسی و روانپزشکی مطرح است. در ادامه، راهکارهای مدیریت و درمان اختلال دو قطبی را بررسی میکنیم:
آیا بیماری دو قطبی قابل درمان است؟ چرا فرزندم نوسانات و تغییرات خلقی شدید دارد؟ چگونه تغییرات خلقی را کنترل کنیم؟ مسلما دست و پنجه نرم کردن با اختلال دو قطبی می تواند بسیار سخت و آسیب زننده باشد. اختلال دو قطبی می تواند در روابط، محیط کار، خانواده و تحصیل و … مشکل ایجاد کند. فردی که درگیر این نوع از اختلال است هم خودش و هم اطرافیانش با مشکلات زیادی روبه رو می شوند. به همین دلیل باید هر چه سریعتر به فکر درمان اختلال دو قطبی باشند. برای کنترل و درمان اختلال دو قطبی لازم است عوامل تشدید کننده اختلال دو قطبی را در نظر گرفت و آنها را مهار کرد. همچنین با صبر و تلاش برای بهبود شرایط و از بین رفتن اختلال دو قطبی قدم برداشت.
مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی آویژه به بررسی راهکارهای درمان بیماری دو قطبی، نکاتی برای زندگی بهتر افراد دو قطبی و … پرداخته اند. اگر شما نیز به دنبال یافتن بهترین راهکار برای درمان اختلال دو قطبی هستید یا نمی دانید چگونه با این بیماری به زندگی خود ادامه بدهید، پس مطالعه مقاله کامل و جامع زیر را از دست ندهید.
درمان هایی که برای اختلال دو قطبی وجود دارد مادام العمر است. یعنی فردی که اختلال دو قطبی دارد باید تا آخر عمر خود از داروها و روش های درمانی برای درمان و کنترل اختلال دو قطبی استفاده کند. برخی از تغییرات در روند زندگی روزمره می تواند در نهایت باعث شود که فرد دو قطبی احساس بهتری داشته و از بروز دوره های شدید شیدایی و نوسانات خلقی جلوگیری کند. افراد دو قطبی برای داشتن یک زندگی موفق به ترکیبی از مهارت ها نیاز دارند. حمایت، تحصیل، یافتن پشتیبان و مشاور مناسب از عناصر کلیدی برای بهبودی اختلال دو قطبی است. برخی از مهم ترین راهکارها که باعث ایجاد یک زندگی عالی برای افرراد دو قطبی می شود عبارتند از:
هرگز ارتباط خود را با دیگران قطع نکنید. هرچه بیشتر خود را منزوی نگه دارید و از دیگران دوری کنید، تغییرات خلقی در شما شدیدتر خواهد شد. عدم برقراری ارتباط با خانواده و اطرافیان می تواند افسردگی های شدید را برای شما به همراه داشته باشد. طبق مطالعات انجام شده، شرکت در گروه های حمایتی و درگیر ماندن با دوستان و اعضای خانواده برای بهبود شرایط افرادی که اختلال دو قطبی دارند بسیار مفید بوده است.
اگر بتوانید اطلاعات خود را در مورد بیماریتان افزایش دهید، مسلما بهتر می توانید علائم و نشانه های آن را کنترل کنید. همچنین خواهید آموخت که چگونه از عوامل تشدید کننده اختلال دو قطبی فاصله بگیرید. پس سعی کنید سوالات و نگرانی های خود را از پزشک و یا مشاور بپرسید و به دنبال یافتن اطلاعات بروز در مورد اختلال دو قطبی باشید. درک بیماری به شما کمک می کند تا احساس کنترل بیشتری داشته باشید.
گزارش روزانه از خلق و خو و تفکر در مورد تغییرات اخلاقی می تواند به شما کمک کند تا بهتر علائم دو قطبی بودن را در رفتار خود پیدا کنید. این کار کمک میکند که شما بتوانید آنها را کنترل و مدیریت کنید. اگر شما بتوانید تغییرات خلقی خود را متوجه شوید، می توانید قبل از بدتر شدن شدت آنها را متوقف یا کاهش دهید. دانستن علائم و نشانه های اختلال دو قطبی کمک می کند که شما عوامل استرس زا و عوامل تشدید کننده اختلال دو قطبی را مانند کمبود خواب، تعارض در روابط، تغییرات فصل و … را بهتر بشناسید و آنها را کنترل کنید.
شما می توانید از مهارت های مقابله ای برای کنترل علائم خود کمک بگیرید. مهارت های مقابله ای شامل فعالیت هایی می شوند که به شما کمک می کنند احساس آرامش بیشتری داشته باشید. بهتر بتوانید با دیگران ارتباط برقرار کنید و عادت های سالم خود را افزایش دهید. فهرستی از مهارت هایی که باعث ایجاد این احساسات در شما می شوند تهیه کنید تا هنگام بروز مشکلات و نوسانات خلقی از آنها استفاده نمایید.
بزرگترین مهارت مقابله ای و عملکردی که برای پیشگیری از شیدایی و افسردگی می توانید انجام دهید ایجاد یک برنامه روزانه سالم است. روتین خاصی را برای زندگی ود در نظر بگیرید. به یاد داشته باشید که شما باید به طور مداوم دارو مصرف کنید، خواب کافی داشته باشید، ورزش کنید و … . این موارد به بهبود خلق و خوی شما و کاهش ابتلا به شیدایی کمک بسزایی می کند. زمانی را برای استراحت کردن و رهایی از استرس ها و اضطراب های زندگی اختصاص دهید. این کار خلق و خوی شما را تثبت کرده و از تغییرات شدید خلقی دور می کند.
مسلما اختلال دو قطبی اگر درمان نشده و برای مدیریت آن هیچ قدمی بر نداشت می تواند مشکلات زیادی را به همراه داشته باشد. آسیب های اختلالات دو قطبی بسیار گسترده بوده و تنها برای خود فرد نیست. بلکه خانواده و دوستان و اطرافیان او را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. برخی ازمهم ترین عوارض اختلال دو قطبی که درمان نشده است عبارتند از:
روابط آسیب دیده
منزوی و گوشه گیر شدن فرد
مصرف مواد مخدر و الکل
خودکشی و یا داشتن افکاری در مورد خودکشی
مشکلات اقتصادی و مالی
مشکلات حقوقی
عملکرد ضعیف در مدرسه، کار و یا خانواده
دوری از فعالیت های اجتماعی و کارهای بزرگ
نداشتن انگیزه برای رسیدن به رویاها و اهداف در زندگی
نداشتن زندگی موفق و شاد
و …
تشخیص اختلال دو قطبی بر عهده مشاور و یا روانپزشک است. او با استفاده از ابزارهای مختلفی می تواند تشخیص دهد که فردی دچار اختلال دو قطبی است یا خیر؟ برخی از راه های تشخیص بیماری دو قطبی که توسط مشاور مورد بررسی قرار می گیرد عبارتند از:
در معاینه های فیزیکی پرونده پزشکی شما نیز مورد بررسی قرار می گیرد. سوالاتی در مورد علائم، سابقه بیماری در خانواده، تجربیات و … از مراجعه کننده پرسیده می شود.
از آزمایشاتی مانند آزمایش خون برای رد سایر بیماری هایی که ممکن است علائم یکسانی با اختلال دو قطبی داشته باشند، استفاده می شود. مانند پرکاری تیروئید.
همچنین برای تشخیص نوع اختلال دو قطبی مشاور یا روانپزشک از راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی( DSM) کمک می گیرد. همچنین از تست های اختلال دو قطبی برای تشخیص نوع اختلال و میزان پیشرفت آن در روان شما استفاده می کنند.
طبق تحقیقات انجام شده افرادی که مبتلا به اختلالات دو قطبی هستند، به احتمال زیاد بیماری های دیگری نیز مانند بیماری های زیر را دارند.
بیش فعالی یا اختلال نقص توجه
اختلالات مربوط به مصرف مواد
اضطراب
اختلال استرس پس از سانحه
و …
افرادی که اختلال دو قطبی دارند باید مادام العمر تحت درمان قرار بگیرند. زیرا اختلال دو قطبی یک بیمای مادام العمر است. آنها باید دارو مصرف کنند و تحت نظر روانشناس یا مشاور باشند. در برخی از شرایط فرد باید چندین ماه و یا چند سال با مشاور به دنبال راه درمانی باشد که برای او بیشترین تاثیر را دارد.
به طور کلی درمان اختلال دو قطبی به اکثر افرادی که از اختلال دو قطبی رنج می برند می تواند کمک موثری کند. حتی افرادی که شدیدترین علائم اختلال دو قطبی را دارند می توانند تحت درمان و کنترل قرار بگیرند. درمان هایی که برای این نوع از اختلال موثر هستند شامل ترکیبی از موارد زیر هستند.
روان درمانی یا گفتار درمانی
داروها
عادت های مفید سبک زندگی مانند یوگا، مدیتیشن و ورزش کردن و … .
استراتژی های خود مدیریتی مثل شناسایی علائم اولیه و دوری از عوامل تشدید کننده اختلال دو قطبی
درمان های تشنج الکتریکی هنگامیکه دارو پاسخگو نمی باشد و یا به دنبال کنترل سریع علائم اختلال دو قطبی هستییم.
و …
اگر افراد در کنار اختلال دو قطبی، سایر بیماری های سلامت روان مانند اضطراب، افسردگی و … را نیز داشته باشند، درمان می تواند کمی دشوارتر باشد. زیرا استفاده از داروهایی برای درمان سایر بیماری ها ممکن است اختلال دو قطبی را بدتر کرده و به عنوان محرک دو قطبی شناخته شود. حتی برخی از داروها ممکن است دوره های شیدایی را ایجاد کند. برای دریافت اطلاعات کامل دراین زمینه با مشاوره آنلاین تماس بگیرید.
سکوت، یکی از مهارتهای مهمی است که میتواند به ما در بهبود آرامش و صلح داخلی کمک کند. در دنیای امروزی پرسر و صدا، تمرکز بر سکوت و استراحت میتواند آثار قابل توجهی در زندگی ما داشته باشد. اما چگونه میتوانیم سکوت را تمرین کنیم؟ در ادامه، به شما چند روش مفید برای تمرین سکوت و کاهش تردد ذهنی خواهیم گفت.
چرا سکوت در زندگی اهمیت دارد؟ چگونه می توان قدرت سکوت را در زندگی روزمره خود جا داد؟ صدای وسایل نقلیه، مکالمات روزانه در محل کار، مدرسه و خانه، گوش دادن به موسیقی با صدای بلند و … باعث شده است که ما هرروز با سر و صداهای زیاد مواجه باشیم. صداهای زیاد و عدم وجود سکوت می تواند سطح استرس افراد را افزایش دهد. پس می توان گفت قدرت سکوت در زندگی انسان بسیار زیاد و حائز اهمیت است. همچنین هر از گاهی تمرین سکوت در زندگی فواید زیادی را با خود به همراه دارد. چگونه مهارت سکوت کردن را باید یاد بگیریم و یا آن را افزایش دهیم؟ مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی آویژه و مشاوره آنلاین به بررسی قدرت سکوت و مهارت سکوت کردن پرداخته اند. با ما همراه باشید تا شما را با فواید سکوت کردن آشنا کنیم.
طبق تحقیقات انجام شده، سر و صدا با افزایش هورمون های استرس هنگام تعامل با وظایف ذهنی یا سایر عملکردهایی که نیاز به تمرکز بالا دارند؛ مرتبط است. اگر شما دائم در سر و صدا به سر ببرید مسلما تمرکز کمتری برای انجام کارهای خود خواهید داشت. سر و صداهای زیاد می تواند ذهن را مشوش کرده و تمرکز شما را برای انجام کارها از بین ببرد. هنگامیکه روزانه غرق در صداهای مختلف می شویم، رسیدن به سکوت برای مدتی می تواند آرامش درونی ما را افزایش دهد. سکوت به ذهن و بدن ما استراحت لازم در برابر هیاهوهای زندگی می دهد. درون ما را آرام کرده و جوان می کند. سکوت کردن می تواند باعث کنترل افکار شود.
علاوه بر این، سکوت برای مغز نیز مفید است. یک مطالعه نشان داده که دو ساعت سکوت کردن می تواند سلول های جدیدی در ناحیه هیپوکامپ مغز ایجاد کند که مربوط به حافظه انسان می شود. پس استراتژی سکوت بیان می کند که سکوت کردن می تواند به شما کمک کند تا حافظه قدرتمند و قوی داشته باشید.
همه ما روزانه در حال تلاش و سپری کردن زندگی هستیم. در این میان با سر و صداهای زیادی مانند وسایل نقلیه، وسایل آشپزخانه، سر و صدا افراد در محل کار و … رو به رو می شویم. مسلما ذهن ما از وجود این همه سر و صدا بسیار خسته و درمانده خواهد شد. پس نیاز است که گاهی از قدرت سکوت در زندگی استفاده کنیم. سکوت برای سلامتی و رفاه ما در زندگی ضروری است. برخی از مهم ترین فواید سکوت و کم حرفی عبارتند از:
طبق مطالعات انجام شده، صداهای بلند و بیشتر از 30 دسی بل باعث افزایش اضطراب، استرس و فشار خون می شود. در مقابل قدرت سکوت آنقدر زیاد است که می تواند فشار خون را کاهش دهد و به ما اجازه می دهد تا با چالش های زندگی به روشی بهتر و با آرامش بیشتر رو به رو شویم.
رسیدن به سکوت به بدن شما کمک می کند تا سیستم ایمنی خود را تقویت کند. به بدن کمک می کند تا با باکتری های مهاجم و سایر عوامل بیماری زا مبارزه کند.
اضافه کردن 30 دقیقه سکوت به زندگی روزانه باعث می شود زندگی شما تغییر کند. زیرا سکوت سطح کورتیزول و آدرنالین خون را کاهش می دهد.
قدرت سکوت بسیار زیاد است. به گونه ای که سکوت به تنظیم هورمون ها و تعامل کل سیستم های مرتبط با هورمون در بدن کمک می کند.
یکی از فواید سکوت این است که از تشکیل پلاک در شریان های ما جلوگیری می کند. در نتیجه راه مناسبی برای پیشگیری از بیماری های قلبی و عروقی و سکته است.
سکوت انرژی ما را حفظ می کند و باعث می شود که ما شاداب تر و پرانرژی تر باشیم.
درماندگی آموخته شده (Learned Helplessness) یک وضعیت روانشناختی است که در آن فرد به دلیل تجربههای منفی پی در پی، احساس ناتوانی و بینیازی از تلاش برای تغییر وضعیت را تجربه میکند. این وضعیت ناتوانی و بیامیدی معمولاً ناشی از تجربههای ناکامیها، عدم کنترل در موقعیتها و عوامل دیگری میباشد. درماندگی آموخته شده میتواند تأثیرات منفی بر روی زندگی شخص داشته باشد و ممکن است باعث کاهش انگیزه، عملکرد ضعیف و کاهش خودکارآمدی شود.
دلایل درماندگی آموخته شده:
درماندگی آموخته شده چیست؟ نشانه درماندگی آموخته شده کدام است؟ رابطه بین درماندگی آموخته شده و زندگی ناخشنود چیست؟ آیا تا به حال نام درماندگی آموخته شده و یا ناتوانی آموخته شده را شنیده اید؟ آیا تا به حال این احساس را تجربه کرده اید؟ هنگامیکه فرد به طور مکرر با یک ناتوانی و شکست رو به رو می شود، به این باور می رسد که نمی تواند این کار را انجام دهد و سرنوشت را می پذیرد. درماندگی آموخته شده می تواند باعث افسردگی و ایجاد احساس ضعف، ناامیدی و عدم اعتماد به نفس در فرد شود.
مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی آویژه به دلیل اهمیت درماندگی آموخته شده به بررسی دلایل درماندگی آموخته شده و راه های مقابله با درماندگی آموخته شده پرداخته اند. اگر شما نیز احساس ناتوانی آموخته شده و غیر قابل کنترل دارید، مطالعه این مقاله جامع و کامل را از دست ندهید. در این مقاله شما با دلایل درماندگی آموخته شده و راه های درمان آن بیشتر آشنا خواهید شد.
درماندگی آموخته شده در روانشناسی زمانی اتفاق می افتد که فردی به طور مکرر با موقعیت های غیر قابل کنترل و استرس زا مواجه شده و نتواند تصمیم درستی بگیرد. سپس هنگامی که مجدد در این موقعیت قرار می گیرد، تلاشی برای پیروزی انجام ندهد و خودش را یک ناتوان و شکست خورده در آن موقعیت بداند. این فرد یاد گرفته است که در آن موقعیت درمانده است و نمی تواند موقعیت خود را کنترل کند. به همین دلیل دیگر سعی نمی کند آن را تغییر بدهد، حتی هنگامیکه قابل تغییر بوده و می تواند به راحتی آن را پشت سر بگذارد. هنگامیکه فردی این تجربه را داشته باشد، احساس می کند نمی تواند رویدادهای بوجود آمده را کنترل کند. به همین دلیل انگیزه خود را از دست می دهد. حتی اگر فرصتی پیش بیاید که به فرد اجازه دهد شرایط خود را تغییر دهد، او اقدامی نمی کند.
مثلا، عملکرد ضعیف در محل کار یا مدرسه، حتی پس از تلاش زیاد، می تواند منجر به احساس درماندگی آموخته شده در فرد شود.
افرادی که ناتوانی آموخته شده را تجربه کرده اند، اغلب کمتر قادر به تصمیم گیری هستند. درماندگی آموخته شده و افسردگی رابطه نزدیکی باهم دارند. درماندگی آموخته شده می تواند درصد احتمال ابتلا به افسردگی را در افراد افزایش دهد.
ناتوانی آموخته شده می تواند توانایی فرد را برای مدیریت موقعیت های استرس زا مختل کند. البته درماندگی آموخته شده یک وضعیت سلامت روانی نیست. اما می تواند نشانه یک اختلال فکری- روانی مانند اضطراب یا افسردگی باشد. مهمترین علائم درماندگی آموخته شده، که می توان از تست درماندگی آموخته شده آنها را متوجه شد، عبارتند از:
احساس ناامیدی
نگرش بد نسبت به توانایی های خود
کاهش انگیزه
احساس عدم کنترل بر نتیجه موقعیت ها
عزت نفس پایین
انفعال و عدم پشتکار
امتناع از تلاش
اجتناب از تصمیم گیری
تسلیم شدن سریع
ناتوانی آموخته شده در اکثر شرایط نتیجه تجربه استرس و شکست های مکرر است. فرد با وجود شکست ها و ناتوانی های مکرر به این باور می رسد که کنترل چندانی بر موقعیت ندارد. مهم ترین دلایلی که می تواند باعث ایجاد درماندگی آموخته شده در زنان یا مردان شود عبارتند از:
مورد سوءاستفاده قرار گرفتن
بی توجهی های زیاد در دوران کودکی
زندگی دشوار و سخت داشتن
خشونت های خانگی
بلایای طبیعی
ضربه های روحی و روانی
و … بی توجهی های زیاد در دوران کودکی
زندگی دشوار و سخت داشتن
خشونت های خانگی
بلایای طبیعی
ضربه های روحی و روانی
و …