در مرکز مشاوره خانواده آویژه، بارها با افرادی روبهرو میشویم که میگویند:
«نمیدونم دقیقاً کجای زندگیام هستم… فقط میدونم دیگه مثل قبل نیست.»
این جمله، توصیف دقیق جایی است که روانشناسی آن را میانهی آشفته زندگی مینامد؛
جایی میان آنچه بودهایم و آنچه هنوز نمیدانیم چگونه خواهیم شد.
سوگ و فقدان، فقط مربوط به مرگ عزیزان نیست.
گاهی سوگ، از دست دادن یک رابطه است.
گاهی پایان یک رؤیا.
گاهی تغییری ناخواسته که بدون اجازه وارد زندگیمان شده است.
میانهی آشفته، بخشی از زندگی است که:
برایش برنامهریزی نکردهایم
از راه میرسد، بدون هشدار
و حس کنترل و قطعیت را از ما میگیرد
این همان جایی است که:
اندوه
سردرگمی
خشم
ترس
و بلاتکلیفی
همزمان حضور دارند.
ما معمولاً برای شروعها و پایانها آمادهایم؛
اما برای میانهها نه.
چون ما آدمهای نتیجهایم.
دوست داریم بدانیم:
این درد کی تمام میشود؟
آخرش چه میشود؟
قرار است چه چیزی جای این فقدان را بگیرد؟
اما زندگی چنین پاسخی نمیدهد.
سوگ و فقدان مسیری خطی نیست.
نه زمان مشخص دارد،
نه نقشه راه واضح.
و درست همینجاست که رشد اتفاق میافتد؛
چه بخواهیم، چه نخواهیم.
سوگ و فقدان میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد:
پایان یک رابطه، چه به انتخاب تو، چه به تصمیم طرف مقابل
فرستادن فرزند به دانشگاه و مواجهه با خانهای ساکت
تعیین مرز با خانواده، همراه با ترس از طرد شدن
مرگ، بیماری، خیانت یا یک بحران مالی ناگهانی
از دست دادن شغل یا رؤیایی که برایش سالها زحمت کشیده بودی
ماندن در رابطهای که تو را متوقف کرده، به امید تغییر طرف مقابل
در این مرحله، بسیاری از ما به خودمان میگوییم:
«باید قوی باشم»
«نباید اینقدر ناراحت شوم»
«بالاخره درست میشود»
اما سرکوب احساسات، سوگ را از بین نمیبرد؛
فقط آن را عمیقتر میکند.
نادیده گرفتن میانهی آشفته، آن را حل نمیکند.
وقتی:
با الکل یا مواد خوددرمانی میکنیم
با غذا، قمار، روابط گذرا یا اعتیادهای رفتاری خودمان را بیحس میکنیم
مدام خودمان را مشغول نگه میداریم تا احساس نکنیم
در واقع، فقط پردازش سوگ و فقدان را به تعویق میاندازیم.
الگوها تکرار میشوند.
آدمها عوض میشوند، اما داستان همان است.
میانهی آشفته، اغلب خودش را در روابط نشان میدهد.
جایی که:
منتظر تغییر طرف مقابل میمانیم
نارضایتیمان را به گردن دیگری میاندازیم
تصمیمگیری را عقب میاندازیم چون وضعیت فعلی «امنتر» است
پرچمهای قرمز را نادیده میگیریم
حقیقت این است:
منتظر ماندن برای تغییر دیگری، یکی از رایجترین دامهای روانی است.
این وضعیت ممکن است شبیه تلاش برای حفظ رابطه باشد،
اما در واقع تعلیق رشد فردی است.
برخلاف باور عمومی، عبور از سوگ به معنای:
فراموش کردن
پاک کردن گذشته
یا وانمود کردن به «قوی بودن»
نیست.
زندگی از ما نمیخواهد فصلهای سخت را حذف کنیم؛
از ما میخواهد آنها را هضم کنیم.
سوگ و فقدان، اگر احساس شوند،
به همدلی، عمق و بلوغ روانی منجر میشوند.
نشستن در غم یعنی:
اجازه دهی احساسات تو را بلرزانند
روال زندگیات را به هم بریزند
و انسان بودنت را عریان کنند
اندوه، ما را به هم وصل میکند.
به خودمان.
به دیگران.
به رنج مشترک انسانی.
در مواجهه با سوگ و فقدان، مفهوم صندلی بزرگسال ابزار مهمی است.
مرکز مشاوره خانواده آویژه
با تکیه بر جدیدترین رویکردهای روانشناسی روابط، رشد فردی و مشاوره خانواده، تلاش میکند به مردان و زنان کمک کند تا روابط سالمتر، آگاهانهتر و پایدارتر بسازند.
آنچه در ادامه میخوانید، ترجمه و بازآفرینی یکی از متون پرمخاطب درباره جذب زنان و ویژگیهای مرد جذاب از نگاه زنان است.
نویسنده: برایان گودوین
مربی رسمی مردان – متخصص عبور از ترسها، سندرم «پسر خوب بودن» و بحرانهای پس از طلاق
در جامعه امروز، تعداد مردان مجرد و تنها بهطرز عجیبی زیاد شده است. این موضوع برای من همیشه شگفتآور بوده؛ چراکه با وجود ظاهر معمولی و ویژگیهای غیرخاص، توانستم زنی را پیدا کنم که حاضر شد با من ازدواج کند و در کنارم بماند.
در ادامه، به ۷ ویژگی اصلی که زنان واقعاً در یک مرد بهدنبال آن هستند میپردازم.
زنان و مردان تفاوتهای ذهنی و عاطفی مهمی دارند.
برای زنان، گفتوگو مسیر اصلی ایجاد صمیمیت و امنیت عاطفی است.
مردی که بتواند:
سؤال بپرسد
گوش دهد
وارد گفتوگوهای عمیق شود
تفاوت دیدگاه را بپذیرد
برای زنان بسیار جذابتر است.
مرکز مشاوره آویژه
مرجعی تخصصی در حوزه مشاوره خانواده، روابط عاطفی، ازدواج و رشد فردی
این مقاله با رویکرد روانشناسی نوین و تحلیل رفتاری به یکی از پرتکرارترین پرسشهای روابط عاطفی پاسخ میدهد:
چرا زنان عاشق مردان بد میشوند؟
این سؤال سالهاست ذهن بسیاری از مردان و حتی زنان را درگیر کرده است. چرا برخی زنان بارها جذب مردانی میشوند که سرد، غیرقابلپیشبینی یا حتی آسیبزنندهاند، اما مردان مهربان و در دسترس نادیده گرفته میشوند؟
واقعیت این است که زنان عاشق «بد بودن» نمیشوند؛ بلکه جذب ویژگیهایی میشوند که اغلب در مردان بد دیده میشود.
یکی از مهمترین دلایل اینکه چرا زنان عاشق مردان بد میشوند، اعتمادبهنفس بالای آنهاست. این مردان معمولاً:
برای جلب توجه التماس نمیکنند
از رد شدن نمیترسند
خودشان را محور زندگی زن نمیکنند
این رفتارها پیام قدرت روانی منتقل میکند. در مقابل، مردان بیشازحد تأییدطلب ناخواسته جذابیت خود را از دست میدهند.
مغز انسان به هیجان واکنش قویتری نشان میدهد. مردان بد اغلب:
همیشه در دسترس نیستند
رفتار قابل پیشبینی ندارند
چالش ایجاد میکنند
این نوسان عاطفی باعث ترشح دوپامین میشود و رابطه را هیجانی جلوه میدهد. بسیاری از روابط سمی بهاشتباه عشق عمیق تلقی میشوند.
داشتن مرز یکی از جذابترین ویژگیهای شخصیتی است. مردان بد:
«نه» گفتن را بلدند
همهچیز را فدا نمیکنند
اجازه سوءاستفاده نمیدهند
در حالی که مردان بدون مرز بهمرور جذابیت خود را از دست میدهند.
پسر خوبها معمولاً وابستهاند و مسئول احساسات دیگران میشوند.
اما مردان بد:
زندگی شخصی دارند
خوشحالیشان وابسته به رابطه نیست
مسئول احساسات خودشان هستند
این استقلال عاطفی برای بسیاری از زنان بسیار جذاب است.
بر اساس نظریه دلبستگی، زنانی که جذب مردان بد میشوند اغلب:
دلبستگی اضطرابی یا اجتنابی دارند
در کودکی عشق مشروط دریافت کردهاند
ناخودآگاه به دنبال تأیید گرفتن از فرد سرد هستند
برای این افراد، مرد مهربان کسلکننده اما مرد سرد آشناست.
مردان بد معمولاً:
هدف دارند
مسیر مشخصی را دنبال میکنند
زندگیشان حول رابطه نمیچرخد
حتی اگر این هدف سالم نباشد، داشتن جهت در زندگی بسیار جذابتر از بیهدفی است.
زنان عاشق بیاحترامی، خیانت یا خشونت نمیشوند. آنچه آنها را جذب میکند:
قاطعیت
اصالت
استقلال
مرز داشتن
اگر این ویژگیها با بلوغ عاطفی ترکیب شوند، نتیجه آن مردی سالم و جذاب است، نه مردی مخرب.
پسر خوبها اغلب:
نقش نجاتدهنده دارند
خودشان را فراموش میکنند
نیازهایشان را سرکوب میکنند
این رفتارها بهمرور جذابیت را از بین میبرد. قربانی بودن جذاب نیست.
مرد جذاب:
مهربان است، نه ضعیف
قاطع است، نه خشن
مستقل است، نه سرد
متعهد است، نه وابسته
این تصویر سالمِ همان چیزی است که بهاشتباه «مرد بد» نامیده میشود.
پاسخ واقعی به این سؤال که چرا زنان عاشق مردان بد میشوند این است که بسیاری از مردان خوب، قدرت روانی خود را قربانی تأییدطلبی میکنند.
زنان جذب اصالت و قدرت درونی میشوند، نه فداکاری افراطی.
اگر احساس میکنید:
در روابط عاطفی الگوهای تکراری اشتباه دارید
یا همیشه نادیده گرفته میشوید
یا جذب افراد اشتباه میشوید
مرکز مشاوره آویژه با متخصصان حوزه روابط، ازدواج و خانواده آماده است تا به شما کمک کند روابط سالم، آگاهانه و پایدار بسازید.
آویژه؛ انتخاب آگاهانه برای رابطه سالم و زندگی متعادل
منبع: مشاوره خیانت
مرکز مشاوره خانواده آویژه
تخصصی در مشاوره روابط عاطفی، ازدواج، خانواده و رشد فردی
این مقاله ترجمه و بازآفرینی یکی از تأثیرگذارترین متون حوزه روابط عاطفی از مارک منسون است که با نگاهی عمیق و روانشناختی توضیح میدهد چگونه زنان جذب مردان میشوند و چرا بسیاری از توصیههای رایج در جذب زنان شکست میخورند.
او تنها پشت بار رستوران نشسته بود و کتاب میخواند. من با فاصلهای حسابشده کنارش نشستم و سعی کردم یک شوخی بامزه بگویم. اما شوخیام آنقدر بد از آب درآمد که حتی خودم هم نفهمیدم چه گفتم.
او نگاهم کرد. سکوتی سنگین بین ما افتاد؛ آنقدر معذبکننده که اگر کسی به من ضربه میزد، متوجه نمیشدم.
چهرهاش از تعجب به انزجار تغییر کرد. ذهنم دنبال راه نجات میگشت. هیچچیز به ذهنم نرسید.
قبلاً در چنین موقعیتی با شرمندگی فرار میکردم. اما اینبار چیزی درونم آرام شد. گفتم:
«ببخشید، میخواستم بامزه باشم… فقط میخواستم سلام کنم.»
فضا عوض شد. لبخند زد و گفت: «اشکالی نداره، تلاشت قابل احترام بود.»
خندیدم و گفتم: «نه، اصلاً خوب نبود.»
او خندید… و من نشستم کنار او.
بیشتر توصیههایی که درباره جذب زنان وجود دارد، یک نکته اساسی را نادیده میگیرند:
جذابیت یک فرایند احساسی است، نه صرفاً کلامی، ظاهری یا اجتماعی.
شما میتوانید «جملات اشتباه» بگویید و همچنان جذاب باشید.
و میتوانید همه «جملات درست» را بگویید و کاملاً دفعکننده به نظر برسید.
آنچه اهمیت دارد:
نیت
انگیزه
اصالت
احساس شما نسبت به خودتان
برای بهبود روابط عاطفی، باید زندگی احساسی خود را بهبود دهید، نه تکنیکهای سطحی را.
مردان معمولاً سادهتر واکنش نشان میدهند.
زن زیبا → میل جنسی
احترام و تحسین → رابطه
اما زنان پیچیدهتر تجربه میکنند.
آنها جذب مردانی میشوند که حس خاصی در آنها ایجاد میکند.
مهم نیست چه میگویید؛ مهم این است از چه جایگاهی میگویید.
اگر با نیازمندی، وابستگی یا بازی ذهنی وارد رابطه شوید، زنانی را جذب میکنید که همانقدر ناسالم هستند.
اگر با سردی، دستکاری و کنترل جلو بروید، روابطی سرد و مخرب میسازید.
اما اگر با صداقت و اصالت جلو بروید:
زنان سالمتر را فیلتر میکنید
روابط عمیقتر میسازید
خودتان قویتر میشوید
بیان صادقانه تمایل جنسی، مرد را به انسانی یکپارچه و بااعتمادبهنفس تبدیل میکند؛ هرچند در کوتاهمدت سخت و ترسناک باشد.
علم هنوز به یک فرمول قطعی برای جذابیت نرسیده است.
بخشی از جذابیت خارج از کنترل ماست (ژن، ظاهر، هورمونها).
اما بخش مهمی در کنترل ماست:
سبک زندگی
سلامت
رفتار
اعتمادبهنفس
نیازمند نبودن
تحقیقات نشان میدهد مردانی که جایگاه بالاتری درک میشوند، بیشتر زنان را جذب میکنند.
اما جایگاه واقعی از پول یا لباس نمیآید؛
از رفتار و نگاه مرد به خودش میآید.
جذابیت مردان مستقیماً به میزان نیازمندی عاطفی آنها وابسته است.
مرد نیازمند:
برای تأیید تلاش میکند
خودش را پنهان میکند
از طرد شدن میترسد
مرد غیرنیازمند:
خودش است
نقصهایش را میپذیرد
از رد شدن نمیترسد
تمام ویژگیهای جذاب مردانه، در نهایت به کم بودن نیازمندی برمیگردد.
اگر جایگاه باعث جذابیت میشود،
ابراز شجاعانه میل جنسی باعث برانگیختگی میشود.
زنان به رفتارهای جسورانه، شفاف و محترمانه واکنش مثبت نشان میدهند.
نه ترس، نه پنهانکاری، نه بازی.
گفتن «به نظرم جذابی و دوست دارم بیشتر بشناسمت» → مؤثر
دنبالکردن، آزار یا بیاحترامی → کاملاً دفعکننده
اگر غیرنیازمند رفتار میکنید فقط برای اینکه جذاب شوید،
در واقع هنوز نیازمند هستید.
رشد واقعی زمانی اتفاق میافتد که:
برای خودتان بهتر شوید
نه برای تأیید دیگران
جذب زنان باید نتیجه جانبی رشد فردی باشد، نه هدف اصلی.
جذب زنان با تظاهر ممکن نیست.
با حفظ ظاهر ممکن نیست.
با تکنیکهای حفظی ممکن نیست.
جذب زنان یعنی تبدیل شدن به مردی که از درون سالم، صادق، جسور و مستقل است.
مرکز مشاوره خانواده آویژه
مرجع تخصصی مشاوره خیانت، روابط عاطفی، ازدواج و بازسازی اعتماد
خیانت یکی از تلخترین بحرانهای عاطفی است که میتواند بنیان یک رابطه را بهطور جدی متزلزل کند.
اولین سؤالی که تقریباً همه افراد پس از مواجهه با خیانت میپرسند این است:
چرا؟
چرا کسی که دوستش داشتم، به من خیانت کرد؟
آیا رابطه ما مشکل داشت؟
آیا تقصیر من بود؟
در این مقاله، بهصورت علمی و کاربردی به بررسی دلایل خیانت از نظر روانشناسی میپردازیم؛ دلایلی که حتی ممکن است در روابط ظاهراً سالم نیز وجود داشته باشند.
قبل از شروع باید یک نکته مهم را روشن کنیم:
شناخت دلایل خیانت بهمعنای توجیه آن نیست.
هیچ شرایطی، هیچ کمبودی و هیچ مشکلی، خیانت را «درست» یا «قابل قبول» نمیکند.
اما اگر بخواهیم:
رابطه را ترمیم کنیم
یا از تکرار این الگو جلوگیری کنیم
یا تصمیم سالمی برای آینده بگیریم
باید دلایل روانشناختی خیانت را بشناسیم.
یکی از شایعترین دلایل خیانت، قطع یا تضعیف ارتباط عاطفی بین زوجین است.
وقتی رابطه:
یکنواخت میشود
گفتوگوهای عمیق کاهش مییابد
صمیمیت جای خود را به وظیفه میدهد
احساس تنهایی در دل رابطه شکل میگیرد.
زوجی را تصور کنید که سالهاست با هم زندگی میکنند.
گفتوگوهایشان محدود به کار، بچهها و مسائل مالی شده است.
زن احساس میکند دیگر دیده نمیشود و مرد فکر میکند همهچیز «عادی» است.
در محیط کار، فردی پیدا میشود که به حرفهای او گوش میدهد و توجه نشان میدهد.
این توجه ساده، زمینهساز خیانت میشود.
احساس طردشدگی میتواند بسیار مخرب باشد، حتی اگر آشکار نباشد.
طردشدگی زمانی اتفاق میافتد که فرد:
احساس کند دوستداشتنی نیست
شنیده نمیشود
یا دائماً نادیده گرفته میشود
مردی که بارها تلاش کرده درباره احساساتش صحبت کند، اما با پاسخهایی مثل
«حالا حوصله ندارم» یا «بیخودی حساس نباش» مواجه شده است.
بهمرور، احساس میکند ارزش عاطفی ندارد و در جایی دیگر به دنبال این احساس میگردد.
یکی از دلایل پنهان اما بسیار مهم خیانت، احساس «همیشه مقصر بودن» در رابطه است.
وقتی یک نفر دائماً:
مورد انتقاد قرار میگیرد
تحقیر میشود
یا احساس میکند کافی نیست
بهطور ناخودآگاه به سمت جایی میرود که در آن احساس آرامش و پذیرش وجود دارد.
زنی که مدام از همسرش میشنود:
«تو هیچوقت درست انجام نمیدی»
«همیشه اشتباه میکنی»
در رابطهای خارج از ازدواج با فردی روبهرو میشود که فقط گوش میدهد و قضاوت نمیکند.
در برخی روابط، تعادل از بین میرود:
یکی تصمیمگیرنده است
یکی همیشه مسئول است
یکی نقش والد و دیگری نقش کودک را دارد
این عدم توازن، احساس نابرابری ایجاد میکند.
در رابطهای که زن تمام تصمیمها را میگیرد و مرد همیشه باید اطاعت کند،
مرد ممکن است در رابطهای دیگر به دنبال حس قدرت، استقلال و دیدهشدن برود.
برخی خیانتها دقیقاً در زمانهایی اتفاق میافتند که رابطه وارد مرحله جدیتری میشود:
نامزدی
ازدواج
بارداری
برای فردی که از تعهد میترسد، این مراحل میتواند بسیار اضطرابآور باشد.
مردی درست بعد از نامزدی وارد رابطه پنهانی میشود؛
نه به این دلیل که نامزدش را دوست ندارد، بلکه چون از مسئولیت ازدواج میترسد و ناخودآگاه رابطه را تخریب میکند.
افرادی که عزتنفس پایینی دارند:
ارزش خود را از نگاه دیگران میگیرند
به تأیید بیرونی وابستهاند
از درون احساس پوچی میکنند
خیانت در اینجا ابزاری برای پر کردن یک خلأ درونی است.
زنی که احساس جذاب نبودن میکند، با توجه و تعریفهای فردی دیگر، احساس ارزشمندی موقت پیدا میکند؛ حتی اگر رابطهاش خوب باشد.
در برخی موارد، خیانت ریشه در الگوهای اعتیادی دارد.
این افراد:
از رابطه جنسی برای فرار از احساسات منفی استفاده میکنند
کنترل تکانه پایینی دارند
ممکن است همزمان چند رابطه داشته باشند
فردی که پس از هر احساس استرس یا خشم، به رابطه جنسی پناه میبرد،
ممکن است بارها و بدون وابستگی عاطفی عمیق خیانت کند.
نه لزوماً.
در برخی شرایط، رابطه میتواند ترمیم شود اگر:
فرد خیانتکار مسئولیت کامل را بپذیرد
رابطه پنهانی قطع شود
هر دو نفر حاضر به کار درمانی باشند
در برخی موارد نیز، خیانت نشانه پایان رابطهای بوده که مدتها پیش از درون فروپاشیده است.
شناخت دلایل خیانت از نظر روانشناسی به ما کمک میکند:
آگاهانهتر تصمیم بگیریم
از تکرار الگوهای مخرب جلوگیری کنیم
یا رابطهای سالمتر بسازیم
اما هرگز نباید فراموش کنیم:
خیانت انتخاب است، نه اجبار.
اگر:
با خیانت همسرتان روبهرو شدهاید
دچار سردرگمی، خشم یا بیاعتمادی هستید
یا نمیدانید رابطه را ادامه دهید یا نه
مرکز مشاوره خانواده آویژه با تیمی از روانشناسان متخصص، آماده ارائه مشاوره محرمانه و حرفهای برای عبور از بحران خیانت و بازسازی رابطه است.
آویژه؛ همراه شما در تصمیمهای سخت و مسیر درمان رابطه
منبع: مشاوره خیانت