راهنمای جامع و بهروز از مرکز مشاوره آویژه
معافیت پزشکی یکی از مهمترین و در عین حال حساسترین روشهای معافیت از خدمت سربازی در ایران است. بسیاری از مشمولان به دلیل ابتلا به بیماریهای جسمی یا روانی، توانایی انجام خدمت سربازی یا فعالیتهای سنگین نظامی را ندارند. به همین دلیل سازمان نظام وظیفه عمومی، شرایطی را در قالب معافیت پزشکی سربازی در نظر گرفته است.
یکی از بیماریهایی که میتواند منجر به دریافت معافیت پزشکی شود، زخم دستگاه گوارش است. این بیماری بسته به شدت، نوع، میزان پیشرفت و وجود یا عدم وجود عوارض، ممکن است باعث معافیت دائم یا معافیت از خدمات رزمی شود.
با توجه به تغییرات آییننامهها، سختگیری کمیسیونهای پزشکی و اهمیت مدارک تخصصی، توصیه میشود قبل از هر اقدامی از مشاوره تخصصی معافیت پزشکی مرکز مشاوره آویژه استفاده کنید تا شانس موفقیت شما به شکل قابل توجهی افزایش یابد.
زخم دستگاه گوارش که در اصطلاح پزشکی به آن اولسر پپتیک گفته میشود، نوعی آسیب خوشخیم به مخاط و زیرمخاط دستگاه گوارش است. این زخم معمولاً در معده یا دوازدهه ایجاد میشود و ارتباط مستقیمی با ترشح اسید معده دارد.
در سالهای اخیر مشخص شده که عامل اصلی بسیاری از زخمهای گوارشی، باکتری هلیکوباکتر پیلوری است. این باکتری با تخریب لایه محافظ مخاط معده، زمینه ایجاد زخم را فراهم میکند. به همین دلیل درمان این بیماری اغلب ترکیبی از داروهای کاهنده اسید و آنتیبیوتیکهاست.
شیوع زخم دستگاه گوارش در جامعه بین ۶ تا ۱۵ درصد گزارش شده و این بیماری در شرایط زیر شایعتر است:
افراد دارای استرسهای مزمن
مصرفکنندگان سیگار
افراد میانسال و سالمند
افرادی با سابقه خانوادگی بیماریهای گوارشی
مردان بیش از زنان
از نظر نظام وظیفه، این بیماری به دلیل تأثیر مستقیم بر توان جسمی، تحمل فشار، شرایط میدانی و استقامت بدنی، اهمیت ویژهای دارد.
بله.
زخم دستگاه گوارش به طور رسمی در لیست بیماریهای معافیت پزشکی نظام وظیفه قرار دارد. اما نوع معافیت برای همه افراد یکسان نیست.
سازمان نظام وظیفه بر اساس شدت بیماری، مشمولان را در یکی از گروههای زیر قرار میدهد:
افرادی که از نظر جسمی و روانی سالم هستند و قادر به انجام کامل خدمت میباشند
افرادی که دارای بیماری یا نقص عضو هستند اما فقط قادر به انجام امور غیررزمی میباشند
افرادی که به دلیل بیماری موقت، فعلاً قادر به انجام خدمت نیستند
افرادی که به دلیل بیماری یا نقص عضو، به طور دائم قادر به انجام خدمت سربازی نیستند
بیماری زخم دستگاه گوارش معمولاً مشمول گروه دوم یا چهارم میشود.
نوع معافیتی که به مشمول تعلق میگیرد، کاملاً به شدت بیماری و وجود عوارض بستگی دارد. بر اساس آییننامه پزشکی نظام وظیفه، شرایط به این صورت است:
زخم باید با آندوسکوپی یا کولونوسکوپی تأیید شود
وجود عوارضی مانند:
خونریزی گوارشی
سوراخشدگی
عودهای مکرر شدید
نتیجه بررسی:
معافیت دائم پزشکی
امکان بررسی حین تحصیل:
وجود ندارد
زخم باید به صورت رسمی با آندوسکوپی یا کولونوسکوپی اثبات شود
عارضه خطرناک نداشته باشد
نتیجه بررسی:
معافیت از خدمات رزمی
امکان بررسی حین تحصیل:
وجود ندارد
معافیت دائم پزشکی به این معناست که فرد:
از دوره آموزشی سربازی معاف میشود
از کل دوره خدمت ضرورت معاف میشود
کارت معافیت دائم دریافت میکند
این نوع معافیت تنها در صورتی صادر میشود که پزشکان کمیسیون پزشکی تشخیص دهند بیماری:
شدید است
مزمن است
یا توانایی انجام فعالیتهای نظامی را به طور کامل از فرد سلب کرده است
در زخمهای گوارشی شدید، بهویژه موارد عارضهدار، احتمال دریافت معافیت دائم بالا است.
در مواردی که بیماری وجود دارد اما شدت آن به حد معافیت دائم نمیرسد، مشمول معافیت از خدمات رزمی میشود.
افراد دارای معافیت از رزم:
دوره آموزشی را میگذرانند
به خدمت اعزام میشوند
اما از انجام فعالیتهای سنگین رزمی معاف هستند
محدودیتهای معاف از رزم شامل موارد زیر است:
عدم شرکت در رژههای سنگین و تمرینات طاقتفرسا
عدم حضور در اردوهای رزمی طولانیمدت
عدم حمل سلاح
عدم انجام نگهبانیهای سخت
انجام وظایف دفتری یا خدماتی
این افراد طول خدمت کامل را انجام میدهند اما فشار جسمی کمتری را متحمل میشوند.
برای اقدام صحیح و بدون ریسک، باید مراحل زیر را به ترتیب طی کنید:
دریافت دفترچه راهنمای خدمت وظیفه عمومی از دفاتر پلیس +۱۰
تکمیل دقیق برگه خوداظهاری بیماری
مراجعه به پزشک معاینه اولیه مورد تأیید نظام وظیفه
ثبت درخواست معافیت پزشکی در پلیس +۱۰
دریافت معرفینامه به بیمارستان نیروهای مسلح یا مراکز دانشگاهی
انجام آندوسکوپی یا کولونوسکوپی و معاینات تخصصی
ارسال نظریه پزشکی به سازمان وظیفه
حضور در جلسه شورای پزشکی
صدور رأی نهایی (معاف دائم، معاف از رزم یا رد درخواست)
عدم پیگیری بهموقع در هر یک از مراحل میتواند باعث غیبت سربازی و از بین رفتن شانس معافیت شود.
اگر به رأی صادر شده اعتراض دارید، مراحل اعتراض به ترتیب زیر است:
اعتراض به کمیسیون پزشکی شهرستان
اعتراض به کمیسیون پزشکی استان
اعتراض به شورای پزشکی سازمان وظیفه
اعتراض به شورای عالی پزشکی
رأی شورای عالی پزشکی قطعی و غیرقابل اعتراض است.
اگر فردی در حین انجام خدمت سربازی:
به زخم گوارشی شدید مبتلا شود
پس از حداقل ۶ ماه درمان قادر به ادامه خدمت نباشد
بیماری توسط شورای پزشکی نیروهای مسلح تأیید شود
میتواند از ادامه خدمت معاف شود و دوران درمان او جزو خدمت محسوب میگردد.
برای جلوگیری از تأخیر یا رد پرونده، مدارک زیر الزامی است:
برگه وضعیت مشمول
برگه معاینه اولیه پزشک
اصل و کپی کارت ملی
اصل و کپی شناسنامه
اصل و کپی آخرین مدرک تحصیلی
مدارک پزشکی تخصصی (آندوسکوپی، گزارش پزشک)
عکس ۴×۳
شماره حساب بانک سپه
معافیت پزشکی زخم دستگاه گوارش کاملاً امکانپذیر است، اما:
نیاز به مدارک پزشکی قوی دارد
باید دقیق و بدون اشتباه اقدام شود
کوچکترین خطا میتواند باعث رد پرونده شود
مرکز مشاوره آویژه با تجربه تخصصی در پروندههای:
معافیت پزشکی
معافیت از رزم
اعتراض به کمیسیون پزشکی
و معافیتهای پیچیده نظام وظیفه
در کنار شماست تا بهترین مسیر را انتخاب کنید و شانس دریافت معافیت دائم یا از رزم را به حداکثر برسانید.
با آغاز سال جدید، خیلیها منتظر یک حس تازهاند؛
انگار قرار است با عوض شدن تقویم، بخشی از خستگیها، اشتباهات و الگوهای قدیمی هم جا بماند.
اما واقعیت این است که سال جدید، ما را از خودمان جدا نمیکند.
در مرکز مشاوره خانواده آویژه، هر سال با مراجعانی روبهرو میشویم که میگویند:
«نمیدونم چرا با اینکه سال عوض شده، حس میکنم هیچچیز تغییر نکرده.»
پاسخ ساده اما عمیق است:
در مرکز مشاوره خانواده آویژه، یکی از پرتکرارترین نگرانیهایی که والدین مطرح میکنند این است:
«نوجوانم دیگه مثل قبل نیست… حرف نمیزنه، زود عصبانی میشه، توی اتاقش حبس میشه. نمیدونم از چی میترسه.»
واقعیت این است که ترس نوجوانان از بین نمیرود؛
فقط شکلش عوض میشود.
همان کودکِ دیروز که از هیولاهای زیر تخت میترسید،
امروز نوجوانی است که از:
طرد شدن
قضاوت دیگران
شکست
و «کافی نبودن»
میترسد.
تقریباً همهی ما دوران کودکی را با ترسهایی به یاد داریم:
تاریکی
صداهای ناشناخته
موجودات خیالی
تنهایی شبانه
این ترسها واقعی بودند، حتی اگر منشأشان خیال بود.
و نکته مهم اینجاست:
آن ترسها نابود نشدند؛ تکامل پیدا کردند.
در کودکی، ترسها واضحاند و مستقیم بروز میکنند.
سخت خوابیدن و صدا زدن والدین
بهانهگیری قبل از خواب
وابستگی بیش از حد
کابوس و گریه شبانه
جدایی از والدین
تاریکی
هیولاها و دزدها
تنها ماندن
در این سن، کودک یک چیز میخواهد:
اطمینان از اینکه اگر بترسد، کسی هست.
حدود ۹ تا ۱۲ سالگی،
ترسها دیگر زیر تخت نیستند؛
آنها وارد مدرسه، جمع دوستان و آینه میشوند.
در این سن، بسیاری از والدین میگویند:
«انگار بچهم عوض شده…»
و واقعاً هم عوض شده است.
دلدرد یا سردرد قبل از مدرسه
زودرنجی و واکنشهای شدید
حساسیت افراطی به نمره و عملکرد
کنار کشیدن از فعالیتهای قبلی
تمایل به تنهایی بیش از حد
خجالت کشیدن در جمع
پذیرفته نشدن
مسخره شدن
مقایسه بدنی و ظاهری
شکست تحصیلی یا ورزشی
این رفتارها بیادبی یا لجبازی نیستند؛
اغلب نشانهی اضطراب نوجوان در حال رشد هستند.
در دوران نوجوانی، ترسها کمصدا میشوند
اما وزنشان چند برابر میشود.
نوجوان:
کمتر حرف میزند
بیشتر پنهان میکند
و کمتر کمک میخواهد
نه چون نیاز ندارد،
بلکه چون نمیداند چطور نیازش را بگوید.
«اگه خراب کنم، همه میفهمن بیعرضهام»
«اگه خودِ واقعیمو ببینن، ترکم میکنن»
«همه جلوتر از منن»
«از ظاهرم متنفرم»
«آینده خیلی ترسناکه»
ساعتها در اتاق ماندن
وابستگی شدید به موبایل
حساسیت افراطی به ظاهر
درگیری دائمی با دوستان
گفتن «خوبم» در حالی که خوب نیست
رفتارهای پرخطر (ویپ، الکل، رانندگی خطرناک، غرق شدن در بازی)
اینها اغلب زبان غیرمستقیم ترس نوجوانان است.
پرسشهایی مثل:
«مشکلت چیه؟»
«چرا اینقدر حساسی؟»
«ما هم همسن تو بودیم!»
معمولاً فقط دیوار دفاعی نوجوان را بالاتر میبرند.
«به نظر میاد حالت مثل قبل نیست…»
«اگه خواستی حرف بزنی، من هستم»
«میخوای فقط گوش بدم یا نظر هم بدم؟»
«بیا یه دور بزنیم / بستنی مهمون من»
حتی اگر جوابش «نه» باشد،
همین پیشنهادها احساس امنیت میسازند.
نوجوانها معمولاً:
پشت میز شام
روبهروی نگاه مستقیم
راحت حرف نمیزنند.
اما:
داخل ماشین
هنگام پیادهروی
یا موقع خوردن خوراکی
دفاعها پایین میآید.
حرکت و عدم تماس چشمی، فضا را امنتر میکند.
وظیفه والدین این نیست که:
ترسها را پاک کنند
یا همهچیز را درست کنند
بلکه این است که:
کنار نوجوان بایستند
احساساتش را معتبر بدانند
و به او یاد بدهند میتواند از پس آنها بربیاید
اعتباربخشی: «میفهمم چرا برات بزرگه»
عادیسازی: «خیلیها همین حس رو دارن»
توانمندسازی: «به نظرت قدم بعدی چیه؟»
اطمینان: «لازم نیست کامل باشی تا ارزشمند باشی»
بسیاری از نوجوانان فقط یک کلمه بلدند:
«عصبانیام».
در حالی که خشم اغلب احساس پوششی است.
طردشدگی
شرم
ترس
حس ناکافی بودن
«شاید بیشتر ناامید شدی تا عصبانی»
«ممکنه احساس طردشدگی داشته باشی»
«انگار خیلی تحت فشار بودی»
هرچه نوجوان احساساتش را بهتر بشناسد،
کمتر آنها را با رفتارهای مخرب نشان میدهد.
گاهی والدین بهتنهایی کافی نیستند.
و این شکست نیست؛ آگاهی است.
در مرکز مشاوره خانواده آویژه، ما به خانوادهها کمک میکنیم:
ریشه ترس نوجوان را بشناسند
ارتباط امنتری بسازند
و از اضطرابهای پنهان قبل از مزمن شدن پیشگیری کنند
هیولاها ناپدید نمیشوند؛
بزرگ میشوند.
از زیر تخت،
به ذهن نوجوان.
کودک وقتی میترسد صدا میزند.
پیشنوجوان عقب میکشد.
نوجوان در را میبندد،
اما هنوز امیدوار است کسی پشت آن باشد.
در مرکز مشاوره خانواده آویژه بارها با مراجعانی روبهرو شدهایم که میگویند:
«میخواستم کاری بکنم… کمک کنم… مفید باشم… اما هیچوقت نشد.»
واقعیت این است که بسیاری از ما سالها درباره کمک به افراد بیخانمان حرف میزنیم، اما این حرفها بیشتر شبیه آرزو هستند تا تصمیم.
جملاتی مثل:
«یه روز حتماً این کارو میکنم»
«خیلی دلم میخواد»
«کاش میشد»
همه زیبا، همه اخلاقی، اما اغلب بدون برنامه، بدون اقدام، بدون قدم اول.
تا روزی که بهانهها تمام میشود.
سالها این فکر در ذهنم بود که بروم و به افراد بیخانمان کمک کنم.
اما همیشه چیزی مانع میشد:
ترس، ناآگاهی، نداشتن برنامه، یا فقط راحتطلبی.
تا یک روز قبل از روز شکرگزاری.
نه برنامه بزرگی داشتم، نه نیت قهرمانانهای. فقط دیگر نمیخواستم این فکر را با خودم به سال بعد بکشم.
از پسرم پرسیدم:
«دوست داری با هم بریم به آدمهایی که تو خیابون زندگی میکنن غذا بدیم؟»
بدون مکث گفت: «آره.»
همین یک کلمه، همهچیز را عوض کرد.
ناگهان آن آرزوی مبهم، واقعی شد.
برای امنیت و همراهی، چند خانواده دیگر هم به ما پیوستند.
با خودم فکر میکردم این تجربه برای بچهها آموزنده خواهد بود.
ما بزرگترها راهنما هستیم، مراقبیم، کمککنندهایم.
اما حقیقت این بود:
من کسی بودم که قرار بود تغییر کنم.
نه بچهها.
نه خانوادهها.
من.
لحظهای که از ماشین پیاده شدیم، چیزی عجیب اتفاق افتاد.
تمام نگرانیهایی که قبلش داشتم ناپدید شد.
نه احساس خطر داشتم.
نه اضطراب.
نه ترس.
برعکس، یک آرامش عمیق.
حسی شبیه زمینگیر شدن. شبیه حضور کامل.
انگار دقیقاً همان جایی بودم که باید میبودم.
اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، چشمها بود.
چشمهایی خسته، اما زنده.
چشمهایی که بدون حرف، داستان تعریف میکردند.
و یک حقیقت تکاندهنده:
هر کدام از این آدمها روزی:
یک کودک بودهاند
خانواده داشتهاند
تولد گرفتهاند
کسی دوستشان داشته
کسی برای آیندهشان دعا کرده
آنها «بیخانمان» نبودند.
آنها انسانهایی بودند که زندگی از جایی به بعد، طاقتشان را شکسته بود.
هیچکس پول نخواست.
نه یک نفر.
آنها آب میخواستند.
شاید یک بطری اضافه.
کمی میوه.
چیزهایی که ما در خانههایمان از کنارش رد میشویم.
وقتی بستههای بهداشتی زنانه را دادیم، یک زن مرا در آغوش گرفت و آرام گفت سالهاست چنین چیزی نداشته.
سالها.
آن لحظه، چیزی درونم فرو ریخت.
کاپکیک سادهای که از فروشگاه خریده بودیم، در دست بعضیها مثل یک جایزه بود.
نه از سر تحقیر.
از سر شگفتی.
چند چراغ تزئینی کوچک با طرح بابانوئل هم همراه داشتیم.
لحظهای شک کردم که نکند مسخره به نظر برسد.
اما دیدن برق شادی در چشم آدمهای بزرگسال، وقتی چیزی کودکانه و شاد دریافت کردند، تکاندهنده بود.
یک بطری آب.
یک کاپکیک.
یک بسته بهداشتی.
یک چراغ کوچک.
در دنیای من ناچیز.
در دنیای آنها، مهم.
آنجا بود که با خودم گفتم:
چطور جرأت کرده بودم قضاوت کنم؟
اینکه:
«حتماً خودش مقصر بوده»
«اعتیاد»
«انتخابهای بد»
چه کسی گفته اعتیاد ضعف اخلاقی است؟
چه کسی گفته بیخانمانی نشانه شخصیت است؟
درد رفتار میسازد.
تروما رفتار میسازد.
بقا رفتار میسازد.
و حقیقت تلخ:
اگر زندگی فقط یک پیچ دیگر میخورد،
اگر یک اتفاق، یک فقدان، یک بیماری، یک خیانت رخ میداد…
ممکن بود من آنطرف بسته غذا باشم.
شانزده ساعت بعد، در یک سالن ورزشی بودم.
موسیقی، خنده، گرما، انرژی.
هیچکس نمیدانست دیروز کجا بودهام.
در حالی که اطرافیان درباره رژیم و برنامه تعطیلات حرف میزدند، ذهن من هنوز در خیابان بود.
پیش آن زن.
پیش آن مردی که فقط آب میخواست.
پیش آن لبخندهای ساده.
دو دنیا.
یک شهر.
یک انسان.
ما والدینمان را انتخاب نمیکنیم.
نقطه شروع را انتخاب نمیکنیم.
بله، مسئولیت فردی مهم است.
اما اگر بعضی آدمها هرگز فرصت انتخاب نداشتند چه؟
اگر تروما زودتر از اختیار سراغشان آمده باشد چه؟
اگر زندگی، قبل از آمادگی، حمله کرده باشد چه؟
این تجربه من را قهرمان نکرد.
من را متواضع کرد.
باعث شد بپرسم:
کجاها ندیدهام؟
کجاها قضاوت کردهام؟
از کنار چه دردهایی رد شدهام؟
انسانیت پیچیده نیست.
مهربانی پیچیده نیست.
ما آن را پیچیده میکنیم.
از نگاه روانشناسی:
کمک به افراد بیخانمان فقط برای آنها مفید نیست؛
برای ما هم ترمیمکننده است.
باعث:
کاهش قضاوت
افزایش همدلی
عمیقتر شدن معنا
اتصال به واقعیت انسانی
میشود.
لازم نیست قهرمان باشی.
لازم نیست همهچیز را درست کنی.
فقط:
کاری را که مدام میگویی «یک روز» انجام میدهم، انجام بده.
حتی اگر کوچک است.
حتی اگر ساده است.
چون گاهی، این کار کوچک، بیشتر از همه خودت را تغییر میدهد.
خیانت فقط یک اشتباه ساده یا یک لغزش لحظهای نیست؛
خیانت زلزلهای عاطفی است که بنیان اعتماد، امنیت روانی و حتی هویت فردی را میلرزاند.
در مرکز مشاوره خانواده آویژه، بارها با زنها و مردهایی روبهرو شدهایم که بعد از خیانت، دیگر همان آدم قبلی نشدهاند؛ نه خیانتدیده و نه حتی خود فرد خیانتکننده.
روانشناسی خیانت به ما نشان میدهد که این پدیده، بسیار پیچیدهتر از «خواستن فردی دیگر» یا «ضعف اخلاقی» است. خیانت اغلب از جایی شروع میشود که رابطه از درون ترک برداشته، اما هنوز فرو نریخته است.
از نگاه روانشناسی، خیانت هر رفتاری است که فرد مجبور میشود آن را از شریک عاطفی خود پنهان کند؛
رفتاری که اگر آشکار شود، باعث احساس درد، تحقیر یا بیاعتمادی میشود.
خیانت میتواند اشکال مختلفی داشته باشد:
خیانت جنسی
خیانت عاطفی
خیانت آنلاین (پیامهای مخفی، دایرکت، چت شبانه)
ارتباط پنهانی با همسر سابق
میکروخیانت (رفتارهای کوچک اما مرزشکن)
نکته مهم این است که مغز، خیانت عاطفی را تقریباً به اندازه خیانت جنسی دردناک پردازش میکند.
در روانشناسی خیانت، یک تفکیک بسیار مهم وجود دارد:
این افراد معمولاً:
از آشفتگی لذت میبرند
به قدرت، کنترل و هیجان اعتیاد دارند
همدلی پایینی دارند
مسئولیتپذیر نیستند
خیانت برای آنها نتیجه کمبود رابطه نیست؛
بلکه بخشی از ساختار شخصیتی آنهاست.
اکثر افراد در این گروهاند:
احساس نادیده گرفته شدن دارند
از نظر عاطفی یا جنسی گرسنهاند
دچار تنهایی در رابطه شدهاند
بحرانهای حلنشده دارند
اینجاست که روانشناسی خیانت میگوید:
خیانت اغلب نشانه یک زخم است، نه فقط یک گناه.
خیانت معمولاً با یک رابطه جنسی شروع نمیشود؛
بلکه با احساس دیده شدن آغاز میشود.
مراحل رایج:
فرد در رابطه احساس نامرئی بودن میکند
شخص دیگری توجه، همدلی یا تحسین نشان میدهد
مرزها کمکم کمرنگ میشوند
پیامها خصوصی میشوند
توجیهها شروع میشوند:
«فقط حرف میزنیم»
«من که کاری نکردم»
«حق دارم خوشحال باشم»
و بعد… خیانت
حتی در کنار همسر، فرد احساس میکند تنهاست.
خیلیها خیانت نمیکنند چون عاشق شخص سوماند؛
بلکه چون میخواهند دوباره «مطلوب» باشند.
رابطه پنهانی، بدون قبض، بچه، مسئولیت و دعواست.
مثل یک دنیای فانتزی.
خیانت گاهی انتقام خاموش است.
برخی افراد ارزش خود را از توجه دیگران میگیرند.
نه صرفاً کمبود رابطه، بلکه کیفیت پایین آن.
مشکلاتی که سالها زیر فرش رفتهاند، بالاخره خودشان را نشان میدهند.
برخلاف کلیشهها:
مردان بیشتر به سمت فرار هیجانی + تأیید میروند
زنان بیشتر درگیر وابستگی عاطفی و احساس انتخاب شدن میشوند
اما نتیجه یکی است:
تخریب اعتماد
هر خیانتی نیاز به:
پنهانکاری
توجیه
انکار
دروغگویی
دارد.
و همین، بازسازی اعتماد را سخت میکند.
اما غیرممکن نیست.
پاسخ روانشناسی خیانت:
بله، اما نه بدون کمک تخصصی
بازسازی رابطه نیاز دارد به:
پذیرش کامل مسئولیت
قطع رابطه با شخص سوم
شفافیت
زمان
و مهمتر از همه: مشاوره حرفهای
در مرکز مشاوره خانواده آویژه، خیانت فقط «محکوم» نمیشود؛
بلکه ریشهیابی میشود.
ما کمک میکنیم:
بفهمید چرا این اتفاق افتاده
زخمهای عاطفی ترمیم شوند
مرزهای سالم تعریف شود
اعتماد بهتدریج بازسازی شود
از تکرار خیانت جلوگیری شود