در یک رابطه سالم و یک زندگی مشترک موفق، هر دو طرف در همه کارها و تصمیم گیری ها به درک مشترکی می رسند. آنها به راحتی می توانند نظرات خود را به یک تصمیم مشترک تبدیل کنند. زن و شوهر باید بتوانند با مشورت و هم اندیشی تصمیمات مشترکی را بگیرند که هر دو طرف از انجام آن راضی باشند. با این حال، برخی از افراد شخصیت کنترل گری دارند. یک همسر کنترل گر همیشه می خواهد شما را از هر جنبه ای کنترل کند. اگر همسر یا خواستگار کنترل گر داشته باشید، تعادل زندگی مشترک مختل می شود. در این گونه موارد یکی از طرفین تسلط بیشتری بر زندگی مشترک پیدا می کند.
اگر احساس می کنید که همسرتان در هیچ شرایطی به شما گوش نمی کند و حرف خودش را قبول دارد. یا اگر فکر می کنید او همیشه نسبت به شما تسلط دارد و همیشه به راحتی می تواند نظر خود را به کرسی بنشاند، شما یک همسر کنترل گر دارید. پس به خواندن این مطلب ادامه بدهید. مشاوران مرکز مشاوره خانواده تلفنی آویژه در این مقاله تخصصی به بررسی ویژگی و نشانه های همسر کنترل گر، تاثیرات زندگی با همسر کنترل گر و نحوه برخورد با همسر سلطه جو پرداخته اند. با ما همراه باشید.
در مرکز مشاوره خانواده آویژه، باور داریم آگاهی و شناخت درست، اولین قدم برای ساختن زندگی بهتر است. مشاوران متخصص آویژه با تکیه بر دانش و تجربه، تلاش میکنند مطالب روانشناسی و مشاورهای را به زبانی ساده، علمی و کاربردی ارائه دهند تا در مسیر حل مشکلات و داشتن روابط سالمتر، همراه شما باشند.

احترام به خواسته های همسر و تلاش برای برآورده کردن نیازهایش از روی عشق و دوست داشتن با عمل و اطاعت از او فرق دارد. گاهی زن یا مرد به دلیل عشق و دوست داشتن زیاد به نیازهای همسر خود توجه ویژه تری خواهند داشت اما نباید این دوست داشتن و عشق موجب ایجاد یک شخصیت کنترل گر شود. در زیر چند نشانه و ویژگی ذکر شده است که به شما کمک می کند بفهمید آیا همسرتان یک شخصیت کنترل گر دارد یا خیر؟
آیا همسرتان شما را از دوستان و خانواده دور می کند؟ اولین قدم برای کنترل هر کس این است که ارتباط او را با دیگران قطع کرد. این کار آنقدر آرام و به مرور اتفاق می افتد که شاید خودتان هم متوجه فاصله ای که بین شما و دوستانتان قرار گرفته است نشوید!!!!
مخصوصا اگر شریک زندگیتان در ایجاد احساسات در شما مهارت داشته باشد، اصلا شما متوجه رفتار او برای دور کردن شما و منزوی شدنتان نمی شوید. گاهی ممکن است همسرتان شما را متقاعد کند که هر از گاهی دعوت به جمع دوستان و یا فامیل را رد کنید. در نهایت، به حدی این دوری افزایش می یابد که شما به ندرت دوستان و خانواده خود را می بینید و تنها زمانی می توانید با آنها به راحتی صحبت کنید و وقت بگذرانید که همسرتان در اطراف شما نباشد.
زنان کنترل گر یا مردان کنترل گر حتی با کارهای کوچکی که شما انجام می دهید، مشکل دارند. افراد کنترل گر در هر کاری که شما انجام می دهید، به دنبال پیدا کردن یک ایراد می گردند. او همیشه تمام حواس و تسلطش بر روی شماست و این طرز فکر را دارد که شما را راهنمایی می کند تا مطمئن شود اشتباه نمی کنید. در حالیکه در واقعیت او میل به کنترل رفتار همسرش دارد. یک همسر کنترل گر دائم در حال انتقاد کردن از شما و دیگران است.
اگر همسر شما در روز چندین بار با شما تماس می گیرد تا بفهمد آیا خانه هستید یا جای دیگری رفته اید، او احتمالا یک فرد کنترل گر است. همسر کنترل گر شاید بارها از شما به خاطر دیر آمدن از خرید یا سرکار سوال کند. اطلاع از اینکه همسرش کجاست و چه می کند بد نیست و یک ارتباط کلیدی به شمار می رود. اما اگر این کار به یک رفتار آزار دهنده تبدیل شود و دائم از مکان شما سوال کند به شدت مشکل ساز خواهد بود.
شوهر کنترل گر همیشه با سوال کردن قانع نمی شود. او در نهایت به فکر این می افتد که شما را چک کند. همسر کنترل گر با چک کردن تلفن همراهتان، شبکه های اجتماعی که فعالیت دارید و یا گشتن جیب لباس هایتان به دنبال فهمیدن این است که وقتی او حضور نداشته شما چه کرده اید.
او در بحث و جدل ماهر است و می داند که چگونه در هر بحث یا مناظره ای که با او شروع می کنید، برنده شود. حتی هنگامی که حق با او نیست و بی منطق ترین آدم روی زمین است، باز تسلیم نمی شود. آنقدر بحث را با شما ادامه می دهد تا شما اعلام کنید که مثل همیشه حق با اوست و شما اشتباه می کردید. قبول کردن حرف های بی منطق، جزء سخت ترین کارهایی است که یک انسان انجام می دهد. کوتاه آمدن در مقابل همسر کنترل گر تنها راه نجات از بحث هاست که به شدت نیز آزاردهنده است. همسر کنترل گر به شدت خودخواه است. او همیشه تصمیمات و حرف های خودش را در اولویت اول قرار می دهد. اگر شما نیز از زندگی با همسر خودخواه خسته شده اید حتما مقاله خصوصیات مرد خودخواه را مطالعه بفرمایید.
همسر کنترل کننده همیشه به دنبال پیدا کردن اشتباهات و خطاهای شماست. اگر در گذشته کار اشتباهی انجام داده باشید، شوهر کنترل گر از آن به نفع خود استفاده می کند. مخصوصا اگر به هر نحوی به او یا زندگیتان آسیبی رسانده باشید، او مدام آن را یادآوری می کند. اینکار باعث بوجود آمدن احساس گناه در فرد می شود.
ایجاد احساس گناه در شما راهی است تا شما را تسلیم خواسته هایش کند.
همسر یک حامی است که می تواند تغییرات بزرگی را در زندگی شما ایجاد کند. اما وقتی شوهر کنترل گر یا زن کنترل گری داشته باشید هر کاری را که برای شما انجام می دهد یا کمک بزرگی که به شما می کند، در نهایت منت می گذارد و شما را مدیون خودش می کند. او دائم لطف خود را به شما یادآوری می کند. منت گذاشتن و مدیون کردن شما باعث می شود تا شما را وادار کند مطابق میل او عمل کنید.
اگر همسرتان مرتباً به شما می گوید این کار را انجام بده تا بیشتر به تو اهمیت بدهم یا بیشتر دوستت داشته باشم. این نشانه آن است که او فردی بسیار کنترل کننده است. او از میل شما برای دوست داشته شدن و اهمیت دادن، برای کنترل رفتار و ظاهر شما استفاده می کند. همسر کنترل گر گاهی برای به کرسی نشاندن حرف ها و تصمیمات خود دروغ می گوید. برای فهمیدن این موضوع که همسرتان دروغ گو است یا نه، می توانید از مقاله نشانه های دروغ گفتن مردان کمک بگیرید.
هرکسی حریم خصوصی دارد و باید برای آن احترام قائل بود. افراد باید برای خود وقت داشته باشند حتی هنگامی که ازدواج کرده اند. شما و همسرتان باید هر کدام به علایق یکدیگر احترام بگذارید و حداقل زمان کمی را برای فرصت خلوت کردن با خود داشته باشید. اگر همسرتان نیاز شما به تنهایی و حریم خصوصی را درک نمی کند و برای آن احترامی قائل نیست، احتمالا یک فرد کنترل گر است. افراد کنترل کننده در متقاعد کردن شما به این که شما لایق حریم خصوصی نیستید، مهارت دارند. پس با احتیاط قدم بردارید و سعی کنید حریم خصوصی خود را حفظ کنید.
یکی از دلایل بوجود آمدن اختلال کنترل گری این است که همسرتان واقعا از اینکه شریک زندگی خود را از دست بدهد، می ترسد. او ترس خود را از طریق حسادت کردن نشان خواهد داد. اگر زن یا شوهرتان یک فرد کنترل گر باشد احتمالا نسبت به ارتباط شما با هر زن یا مردی بسیار حسادت می کند. صرف نظر از اینکه آن فرد چه کسی است و چه نسبتی با شما دارد. این رفتار اغلب نشانه ای از سوء استفاده عاطفی و نشانه ای از وجود یک بیماری روانی مانند اختلال دو قطبی است.
آیا تا به حال به شدت با چیزی مخالفت کرده اید اما در نهایت مجبور شده باشید تسلیم شوید. چون همسرتان اصلا حاضر به قبول تصمیم شما نبود؟ یک همسر کنترل کننده باید آنچه را که می خواهد داشته باشد و گرنه زندگی را برای شما سخت خواهد کرد. بنابراین او هر تاکتیکی را امتحان می کند تا آنچه را که از شما می خواهد به دست آورد. ممکن است در کنار ویژگی کنترل گری شوهرم وسواس فکری داره نیز باشد. وسواس فکری اش او را برای انجام کارها به بهترین شکل ممکن هدایت می کند و نمی گذارد فرصت خطا یا اشتباه را به خود و دیگران بدهد.
اگر شما تصمیم به انجام کاری خلاف میل او داشته باشید و در آن کار با شکست رو برو شوید. همسر کنترل گر دائم شما را تهدید می کند. شاید او به شما زمان این را بدهد که کاری را انجام دهید که می خواهید. اما دائم شما را تهدید می کند که اگر اشتباهی رخ بدهد با موقعیت ناخوشایندی روبرو می شوید. اگر در کاری اشتباه کوچکی انجام بدهید با یک مرد بداخلاق روبرو خواهید شد. خواندن مقاله مرد بد اخلاق در خانه را از دست ندهید.
فرد کنترل گر برای اینکه بتواند بقیه را وادار به انجام کاری کند که خودش می خواهد از راه حقارت و تحقیر وارد می شود. او باعث بوجود آمدن احساس حقارت در شما می شود. فرد کنترل گر در مورد خودش یا خانواده اش و دستاوردهایشان به خود می بالد، هر چند که آنها مهم نباشند. او این کار را انجام می دهد تا ارزش خودش را بالا ببرد. با این کار می خواهد شما احساس خوشبختی کنید که او را در زندگی خود دارید و خود را موظف بدانید که او را راضی نگه دارید.
اگر شما از کارها یا تصمیماتش ایراد بگیرید به شدت با شما برخورد می کند. همسر کنترل گر اصلا انتقاد پذیر نیست و به شدت خودش را قبول دارد. او نسبت به دیگران زیاد انتقاد می کند اما خودش انتقاد پذیر نیست. انتقاد کردن از فرد کنترل گر به شدت او را عصبانی می کند.
حتی اگر کار اشتباهی از او رخ بدهد آنقدر مهارت دارد که شما را متقاعد کند او این کار را برای شما انجام داده است!!!! فرد کنترل گر می داند که چگونه ورق را برگرداند. او همه چیز را به نفع خود تمام می کند. همسر کنترل گر استاد تبرئه کردن خود است. اشتباه و خطا در هر فردی وجود دارد. مهم این است که فرد اشتباه خود را بپذیرد و مسئولیت آن را قبول کند.

آیا همسرتان آدم بدی نیست؟ اما برخی از ترس های او باعث می شود او شما را کنترل کند؟ در اینجا چند راه برای مقابله و رفتار با همسر کنترل گر گفته شده است. شما برای درمان کنترل گری همسرتان می توانید از این راهکارها کمک بگیرید.
اولین کاری که باید انجام دهید این است که با همسرتان صحبت کنید. با او در مورد رفتارهای اشتباهش و تاثیراتی که بر روی شما و زندگیتان گذاشته، صحبت کنید. در ابتدا ممکن است همسرتان حالت تدافعی به خود بگیرد و یا به شدت عصبانی شود. اما شما با آرامش و صبر به او بفهمانید که چگونه رفتار کنترل گر او باعث ایجاد آسیب و مشکل در زندگی مشترکتان شده است.
ایجاد مرزها یکی از گام های مهم در جلوگیری از کنترل همسرتان و حفظ حریم خصوصی شما است. برای خودتان حریم خصوصی تعیین کنید و یا در مورد اینکه هر دو در تصمیم گیری ها شریک باشید حد و حدود مشخص کنید. هر موقع که همسرتان حد و حدود را زیر پا گذاشت و یا از مرزهای تعیین شده عبور کرد با آرامش و شکیبایی به او یاد آوری کنید و از او بخواهید به عقب برگردد.
اگر دلیل رفتار کنترل کننده همسرتان را می دانید، سعی کنید رفتار او را درک کنید. این بدان معنا نیست که شما تسلیم شیوه های سلطه جویانه او شوید، اما در جر و بحث و دعوا سعی کنید آرام باشید و با شرایط برخورد کنید. تلاش کنید عدالت را برقرار کنید و نگذارید با شما ناعادلانه رفتار شود. وقتی شما آرامش خود را حفظ کنید و از دعوا و کشمکش دوری کنید ناخودآگاه همسرتان نیز آرام می شود و منطقی تر می توانید تصمیم بگیرید.
اگر تلاش های شما برای از بین بردن رفتار کنترل گر همسرتان فایده ای نداشت. از یک مشاوره خانواده تلفنی و یا روانشناس خوب کمک بگیرید. یک مشاور خوب می تواند به همسرتان کمک کند تا نقاط ضعف خود را شناسایی کند. او می تواند بفهمد آیا چیزی در گذشته همسرتان وجود دارد که باعث ایجاد رفتار کنترل کننده در او شده است یا خیر؟ مشاور راهی برای کنترل این رفتار و از بین بردن آن پیدا می کند.

علت بوجود آمدن شخصیت کنترل گر در افراد چیست؟
نیاز همسرتان به کنترل همه چیز در اطرافش شاید ناشی از برخی بیماری ها و مسائل روانی باشد. شاید همسرتان در گذشته با خیانت یا بد رفتاری رو برو شده باشد و این خیانت تاثیر ماندگاری بر او گذاشته و از نظر روحی او را تحت تاثیر قرار داده باشد.
عدم درمان این مشکل ممکن است باعث بوجود آمدن یک شخصیت کنترل گر در او شده باشد.
شاید همسرتان دوست نداشته باشد که به کسی وابسته شود. بخاطر ترس از وابستگی همیشه سعی می کند کارها را به روش خود انجام دهد و یا دچار وسواس فکری باشد. او ترجیح می دهد مسائل را در دست خود بگیرد تا اطمینان داشته باشد که آنها را به درستی انجام داده است.
نکته دیگری که باید در نظر گرفت این است که آیا در گذشته کاری انجام داده اید که او فکر کند شما از اعتماد او سوء استفاده کرده اید؟ ممکن است برخی رفتار شما باعث ایجاد حس بی اعتمادی در همسرتان شده باشد. به دنبال راه هایی برای بازگشت حس اعتماد همسرتان به خودتان باشید. اگر می خواهید اطلاعات کامل تری در این زمینه کسب کنید. به شما پیشنهاد می کنم مقاله بیماری شکاکی به همسر را مطالعه بفرمایید.
زندگی با یک همسر کنترل کننده و یا ازدواج با شخصیت کنترل گر می تواند بر عزت نفس شما تأثیر بگذارد. انتقادهای مکرر، دعواهای غیر ضروری و بی منطق، یادآوری مداوم اشتباهات گذشته برای ایجاد احساس گناه در شما، نگرش سرسختانه، تهدیدهای متعددی که شما را مضطرب می کند، همگی می توانند بر عزت نفس شما تأثیر بگذارند. چنین رفتارهایی شما را در مورد ایده آل ها و باورهای خود زیر سوال می برد و می تواند اعتماد به نفس شما را متزلزل کند. همچنین به شدت سلامتی شما را تحت تاثیر قرار می دهد.
زندگ با مرد یا زن کنترل گر می تواند باعث شود که شما علاقه به روابط عاشقانه را از دست بدهید.
حرف های یک کلام و مسرانه همسر سلطه جو، رفتارهای تهاجمی و دعواهای بیش از حد او باعث آزار عاطفی شما می شود. این ناراحتی ها و دلسردی نسبت به همسر ممکن است فرد را به سمت خیانت و یا جدایی سوق دهد.

هیچ رابطه ای کامل نیست و اکثر زوج ها، حتی در یک رابطه سالم، می توانند در زمینه های ارتباطی و عاطفی یا اقتصادی با مشکل روبرو شوند. برخی از این مشکلات نیاز به مراقبت بیشتر و کمک گرفتن از یک فرد متخصص دارد. زوجین باید برای هم احترام قائل باشند و به عنوان یک گروه موفق زندگی خوبی را بسازند. هنگامی که یکی از زوجین سعی می کند همه چیز را در مورد رابطه، خانواده و همسر خود کنترل کند، در این صورت این رابطه یک رابطه سمی است که باید درمان شود، به خصوص اگر رابطه طولانی مدت باشد. اگر خواستگار شما یک فرد کنترل گر است یا دوست پسر کنترل گر دارید می توانید از تست شخصیت کنترل گر استفاده کنید. تا تصمیم بگیرید آیا می توانید با او زندگی کنید یا خیر.
چرا همسرم اینقدر مرا کنترل می کند؟
تمایل همسر شما به کنترل همه چیز احتمالاً به دلیل برخی از مسائل مربوط به سلامت روان است. همانطور که در مورد اکثر افراد کنترل کننده وجود دارد. اغلب، به دلیل سوء استفاده عاطفی در گذشته یا وجود یک بیماری زمینهای مانند اختلال وسواس فکری-اجباری یا دو قطبی است.
نشانه های یک همسر کنترل کننده چیست؟
1-انزوا از خانواده و دوستان. 2-باعث می شود احساس گناه کنید. 3-ایجاد احساس مدیونی 4-احترام نگذاشتن به حریم خصوصی. 5-حسادت. 6.انتقادات مکرر. 8.تهدیدات مکرر. 9. وقتی همه چیز بر وفق مراد خود پیش نمی رود، حال بدی داشته باشید.
منبع: مشاوره ازدواج تلفنی
۲۵ نشانه رایج که یک مرد متأهل به شما علاقه دارد! آیا واقعاً عاشق تان شده؟ اگر بله، این احساس چه معنایی دارد؟
در زندگی واقعی، گاهی حتی مردان متأهل هم وارد دنیای احساسی تازه ای می شوند؛ دنیایی که نادیده گرفتنش ساده نیست. عاشق شدن مرد متأهل موضوعی عجیب و نادر نیست، اما پر از پیچیدگی است؛ هم برای خودش و هم برای فرد مقابل. شاید شما در محیط کار، میان دوستان یا آشنایان با مردی روبرو شوید که رفتارش نشانه های علاقه پنهان را آشکار می کند و این پرسش در ذهن تان شکل بگیرد: آیا او واقعا عاشق شده است؟
در چنین موقعیتی، سوالات زیادی در ذهن شکل می گیرد:
و مهمتر از همه: آیا نشانه های عشق مرد متاهل به زن متاهل یا دختر مجرد را میشناسید؟
در این مقاله که با همکاری تیم تحریریه و متخصصان مرکز مشاوره تلفنی خانواده آویژه آماده شده، ۲۵ مورد از علائم عاشق شدن مرد متأهل را بررسی میکنیم تا بهتر بفهمید با چه احساسی رو برو هستید و چطور باید با آن برخورد کنید. خواه شما خودتان زن متأهل باشید، یا دختری مجرد که با این موقعیت درگیر شده است.
وقتی یک مرد به زنی علاقهمند میشود، مخصوصاً اگر خودش متأهل باشد، این احساس باعث دستپاچگی و رفتارهای غیرعادی در او میشود. او ممکن است سعی کند خودش را خونسرد، با اعتماد به نفس و محکم نشان دهد، اما وقتی شما در نزدیکیاش هستید، ناگهان همه چیز عوض میشود:
تنفر بعد از خیانت – پاسخی طبیعی یا مانعی برای رسیدن به آرامش؟
به عنوان یک روانشناس، بارها با افرادی مواجه شده ام که بعد از تجربه خیانت، با مجموعه ای از احساسات عمیق و متناقض دست و پنجه نرم می کنند. در میان این احساسات، تنفر بعد از خیانت یکی از شدیدترین و برجسته ترین واکنش هایی است که معمولا بروز می یابد.
خیانت، بنیان اعتماد را در یک رابطه سست می کند و فرد را در برابر موجی از خشم، رنج و احساس خیانت دیدگی قرار می دهد. در چنین شرایطی، نفرت بعد از خیانت به عنوان یک مکانیسم دفاعی ظاهر می شود. تلاشی ناخودآگاه برای ایجاد فاصله از منبع آسیب. این احساس، نه تنها متوجه فرد خیانتکار می شود، بلکه گاهی به خود فرد آسیب دیده نیز سرایت می کند: "چطور اجازه دادم این اتفاق برایم بیفتد؟"
اما آیا این تنفر ضروری است؟ آیا برای رسیدن به آرامش بعد از خیانت کمک میکند یا مسیر رهایی را دشوارتر می سازد؟ در این مقاله مرکز مشاوره خانواده آویژه، از دیدگاه روانشناسی بررسی خواهیم کرد که تنفر بعد از خیانت چگونه شکل می گیرد، چه نقشی در فرآیند بهبودی دارد و چگونه می توان آن را مدیریت کرد تا راهی برای رسیدن به آرامش بعد از خیانت باشد.
در مرکز مشاوره تلفنی خانواده آویژه، باور داریم آگاهی و شناخت درست، اولین قدم برای ساختن زندگی بهتر است. مشاوران متخصص آویژه با تکیه بر دانش و تجربه، تلاش میکنند مطالب روانشناسی و مشاورهای را به زبانی ساده، علمی و کاربردی ارائه دهند تا در مسیر حل مشکلات و داشتن روابط سالمتر، همراه شما باشند.

حالات مرد بعد از خیانت: از احساس گناه تا بی تفاوتی
حالات مرد پس از خیانت طیف گسترده ای از احساسات متناقض را در بر می گیرد؛ از عذاب وجدان و ترس گرفته تا سردی و بی تفاوتی.
خیانت تجربه ای پیچیده و سنگین است که می تواند مردان را با کشمکشی عاطفی روبرو سازد. به عنوان یک متخصص در زمینه مشاوره خیانت، بارها دیده ام که برخی مردان پس از خیانت با موجی از عذاب وجدان، استرس، اضطراب و نگرانی از دست دادن شریک زندگی خود مواجه می شوند. درحالی که گروهی دیگر با نوعی بی حسی و بی تفاوتی واکنش نشان می دهند. در نهایت شدت و شکل این احساسات به شخصیت فرد و شرایط رابطه بستگی دارد.
از سوی دیگر، خیانت برای بعضی از مردان تبدیل به یک الگوی رفتاری تکراری می شود. آنها ممکن است پس از مدتی احساس پشیمانی نداشته باشند و دوباره مرتکب خیانت شوند. این گروه معمولاً روابط را بر اساس هیجان های کوتاه مدت می سنجند و نسبت به عواقب طولانی مدت خیانت بی اعتنا هستند.
آیا مردان بعد از خیانت پشیمان میشوند؟ آیا احساس گناه آنها واقعی است یا ناشی از ترس افشا شدن؟ آیا خیانت یک رفتار قابل اصلاح است، یا برخی از مردان هرگز تغییر نمیکنند؟ در ادامه، به بررسی علمی و روانشناختی حالات مرد پس از خیانت خواهیم پرداخت تا ببینیم این تجربه چه تأثیری بر ذهن، رفتار و آینده روابط آنها دارد.
در مرکز مشاوره تلفنی خانواده آویژه، باور داریم آگاهی و شناخت درست، اولین قدم برای ساختن زندگی بهتر است. مشاوران متخصص آویژه با تکیه بر دانش و تجربه، تلاش میکنند مطالب روانشناسی و مشاورهای را به زبانی ساده، علمی و کاربردی ارائه دهند تا در مسیر حل مشکلات و داشتن روابط سالمتر، همراه شما باشند.

به عنوان یک مشاوره تلفنی خانواده که بارها با مردانی که خیانت کردهاند صحبت کردهام، میتوانم تأیید کنم که حالات روانی و رفتاری آنها پس از خیانت میتواند بسیار پیچیده و متناقض باشد. برخی از مردان پس از خیانت درگیر احساس گناه و عذاب وجدان میشوند، در حالی که برخی دیگر سعی میکنند با انکار، توجیه یا فرافکنی از پذیرش مسئولیت فرار کنند. در ادامه، به برخی از رایجترین حالات روانی مردان پس از خیانت میپردازم.
یکی از اولین تغییراتی که در رفتار مردان پس از خیانت مشاهده میشود، دوری عاطفی از شریک زندگی شان است. بسیاری از مراجعان من اعتراف کردهاند که پس از خیانت، احساس دوگانگی شدیدی در خود حس کردهاند، از یک سو همچنان به شریک فعلی خود وابستهاند و از سوی دیگر، رابطهای دیگر توجه و احساسات آنها را درگیر کرده است.
این سردی عاطفی ممکن است در رفتارهای سادهای مانند کم شدن گفتوگوها، کاهش تماس چشمی یا کاهش تمایل به وقتگذرانی مشترک دیده شود.

یکی از تغییرات عمدهای که در رفتار مردان پس از خیانت دیده میشود، افزایش یا کاهش ناگهانی میل جنسی است. برخی مردان به دلیل برآورده شدن نیازهای عاطفی یا جنسی خود در یک رابطه دیگر، ممکن است علاقه شان به شریک اصلیشان کاهش یابد.
از سوی دیگر، برخی دیگر ممکن است به شکلی غیرعادی فعال تر شوند، چراکه رابطه موازی باعث افزایش میل جنسی آنها شده است.
این تغییرات معمولاً ناگهانی رخ میدهد و در بسیاری از موارد، شریک زندگی اصلی متوجه آن میشود.
بسیاری از مردانی که خیانت کردهاند، نسبت به سوالات یا کنجکاوی های شریک زندگیشان حساسیت بیش از حد نشان میدهند. در جلسات مشاوره، برخی مراجعان من اعتراف کردهاند که پس از خیانت، بدون دلیل خاصی زود عصبانی میشدند، دفاعی برخورد میکردند یا حتی شریک زندگی خود را به خیانت متهم میکردند تا توجه را از رفتارهای مشکوک خود منحرف کنند.
این مکانیسم دفاعی به آنها کمک میکند تا از مواجهه با حقیقت فرار کنند.
بعضی از مردان بعد از خیانت پشیمان میشوند و بعضی نه؛ اما همه آنها احساسات پیچیدهای را تجربه میکنند.
مطالعات اخیر نشان میدهد که حدود ۲۰ درصد از مردان متأهل خارج از ازدواج خود رابطه جنسی دارند.
واقعیت دیگری هم وجود دارد: بعد از خیانت، مردان میزان متفاوتی از پشیمانی و احساس گناه را تجربه میکنند؛ چه همسرشان از رابطه خارج از ازدواج آنها باخبر شده باشد و چه هیچ اطلاعی از آن نداشته باشد.
اینجاست که یک سؤال مهم مطرح میشود: مرد بعد از خیانت چه احساسی دارد؟ مرد خیانتکار درباره خودش چه فکری میکند؟ آیا دچار عذاب وجدان میشود یا میتواند بدون احساس گناه به زندگی خود ادامه دهد؟
حالات مرد بعد از خیانت میتواند بسیار متفاوت و پیچیده باشد.
در مرکز مشاوره تلفنی خانواده آویژه، باور داریم آگاهی و شناخت درست، اولین قدم برای ساختن زندگی بهتر است. مشاوران متخصص آویژه با تکیه بر دانش و تجربه، تلاش میکنند مطالب روانشناسی و مشاورهای را به زبانی ساده، علمی و کاربردی ارائه دهند تا در مسیر حل مشکلات و داشتن روابط سالمتر، همراه شما باشند.
برای اینکه درک بهتری از احساس گناه و سایر احساسات پیچیدهای که با خیانت همراه هستند داشته باشیم، با چند پدر که به همسران خود خیانت کرده بودند صحبت کردیم.
تجربه همه این مردان نشان میدهد که وقتی فردی تصمیم میگیرد به همسرش وفادار نباشد، ممکن است با طیف گستردهای از احساسات روبهرو شود.
«من اصلاً قصد نداشتم رابطهای خارج از ازدواج شروع کنم یا همسرم را ترک کنم. احساس دوگانگی داشتم. کسی را پیدا کرده بودم که میتوانستم با او درباره مشکلاتم صحبت کنم؛ کسی خارج از رابطهام که میتوانستم با او حرف بزنم، بدون اینکه مشکلی برای همسرم ایجاد شود.»
این را سعید میگوید؛ مردی که رابطهاش با همکار خود بعد از آن شروع شد که درباره استرسهای کاریاش با او صحبت و درد دل میکرد. اما این رابطه به تدریج به چیزی عمیقتر تبدیل شد؛ چیزی که خودش انتظارش را نداشت.
سعید میگوید:
«در ابتدا احساس آرامش میکردم، چون کسی وجود داشت که میتوانستم با او صحبت کنم. اما نمیدانستم چطور باید به این رابطه پایان بدهم.»
این تجربه نشان میدهد که یکی از حالات مرد بعد از خیانت میتواند احساس سردرگمی و دوگانگی باشد؛ فرد ممکن است از یک طرف به زندگی مشترک خود وابسته باشد و از طرف دیگر نتواند به رابطه پنهانی پایان دهد.
داوود به ما گفت که در تمام زندگیاش حتی در یک رابطه هم کاملاً وفادار نبوده است. او حتی قبل از ازدواج با همسرش نیز به او خیانت کرده بود.
اما زمانی که برای دومین بار هنگام خیانت کردن لو رفت، همسرش به او گفت که او یک مشکل جدی دارد.
او میگوید:
«البته که پشیمانی وجود دارد. من مدت زیادی تلاش کردم همه چیز را پنهان کنم و با احساسات ناخوشایند خودم روبهرو نشوم. به همین دلیل واقعاً به یاد نمیآورم که زمانی را صرف احساس پشیمانی یا عذاب وجدان کرده باشم.»
او ادامه میدهد:
«آن زمان برایم روشن نبود، اما دلیل اینکه به دنبال یک شریک برای رابطه خارج از ازدواج میرفتم این بود که در اصل از زندگیام ناراضی بودم و نمیتوانستم این نارضایتی را بیان کنم.»
داوود احساس خود را به نوعی شبیه به دنبال کردن یک هیجان اعتیادآور توصیف میکند:
«وقتی آن هیجان تمام میشد، بله، احساس گناه، شرم و پشیمانی داشتم، اما در عین حال احساس میکردم دوباره به همان هیجان نیاز دارم. مطمئنم که احساس گناه داشتم، اما اگر همان زمان از من میپرسیدید، میگفتم نه. من واقعاً با بیشتر احساساتی که درونم وجود داشت ارتباط نداشتم.»
«صادقانه بگویم، من میخواهم ازدواجم موفق باشد. همسرم را دوست دارم. او آدم خوبی است. شریک زندگی خوبی است. اگر ما رابطه جنسی داشتیم، مشکلی وجود نداشت.»
این را جواد میگوید. اما در زندگی مشترک آنها مشکلی وجود داشت. جواد و همسرش درگیر یک زندگی تکراری و تقریباً بدون رابطه جنسی شده بودند؛ در حالی که همسرش با مشکلات مربوط به سلامت روان خود دست و پنجه نرم میکرد.
در همین شرایط، جواد وارد دو رابطه خارج از ازدواج شد.
او میگوید:
«رابطه جنسی ماهی یک بار آن قدر ناخوشایند شده بود که انجام دادن آن برایم سخت بود. حتی فکر میکردم شاید لازم باشد به پزشک مراجعه کنم.»
اما بعد از اینکه وارد یک رابطه خارج از ازدواج شد، متوجه موضوع دیگری شد:
«وقتی خیانت کردم، فهمیدم از نظر جسمی کاملاً مشکلی ندارم. فهمیدم چقدر دلم برای آن بخش از زندگی تنگ شده بود.»
این تجربه باعث شد جواد و همسرش به زوجدرمانی مراجعه کنند.
او میگوید:
«ای کاش بدون اینکه مجبور باشم تمام این اتفاقات را تجربه کنم، به درکی که امروز دارم میرسیدم. اما واقعاً نمیدانم آیا میتوانستم به شکل دیگری به این نتیجه برسم یا نه.»
تجربه جواد نشان میدهد که احساس مرد بعد از خیانت فقط به پشیمانی محدود نمیشود. ممکن است فرد بعد از خیانت درباره نیازهای برآوردهنشده خود، مشکلات رابطه و انتخابهایی که انجام داده است، آگاهی تازهای پیدا کند؛ هرچند این موضوع به هیچ وجه خیانت را توجیه نمیکند.
«همیشه به خودم میگفتم: این آخرین بار است، این آخرین بار است. دیگر این کار را انجام نمیدهم.»
این را امیر میگوید؛ مردی که به مدت ۳۰ سال به همسرش خیانت کرده بود.
اما آن «آخرین بار» هیچ وقت واقعاً فرا نرسید.
امیر میگوید در سالهای اخیر برایش روشن شده که مشکل جدی دارد و به همین دلیل برای درمان اعتیاد جنسی به رواندرمانگر مراجعه میکند.
او میگوید:
«هیچوقت به اعتراف کردن درباره رابطه خارج از ازدواج فکر نکردم، چون نمیدانستم همسرم چه واکنشی نشان خواهد داد و میدانستم که احساس گناه زیادی خواهم کرد. از این موضوع میترسیدم.»
اما چیزی که بعد از هر بار خیانت تجربه میکرد، احساس ناخوشایندی بود که نمیتوانست از آن فرار کند:
«بعد از هر بار خیانت، احساس کثیفی میکردم. اما باز هم این کار را انجام میدادم.»
تجربه امیر نمونهای از عذاب وجدان مرد بعد از خیانت است؛ احساسی که ممکن است حتی بعد از پایان رابطه پنهانی نیز ادامه پیدا کند، اما لزوماً به تنهایی باعث توقف رفتار خیانتآمیز نمیشود.
علی و همسرش در طول ۱۳ سال زندگی مشترک بارها به یکدیگر خیانت کرده بودند.
علی میگوید اگرچه بابت مسیری که رابطه آنها طی کرده است حسرتهایی دارد، اما به دلیل خشم عمیقی که نسبت به خیانت همسرش و تلاش او برای پنهان کردن آن و دروغهایی که گفته بود احساس میکرد، دیگر واقعاً احساس خاصی نسبت به او نداشت.
او میگوید:
«از هیچ چیز پشیمان نیستم؛ حتی از اینکه بعد از خیانتها در این رابطه ماندم. چون اگر نمیماندم، دخترم را نداشتم. او تمام دنیای من است. هیچ پشیمانی ندارم. فقط ای کاش مسیر زندگیمان آسانتر بود.»
این روایت نشان میدهد که همه مردان بعد از خیانت پشیمان نمیشوند. احساسات فرد نسبت به خیانت میتواند تحت تأثیر شرایط رابطه، نوع شخصیت، اتفاقات گذشته و برداشت او از زندگی مشترک قرار داشته باشد.
منبع: مشاوره تلفنی ازدواج