هنگامی که فرزند دوم متولد می شود. والدین به دلیل تجربیات قبلی که در خصوص تربیت و بزرگ کردن فرزند دارند. از فرزند دوم کمتر از فرزند اول، محافظت و مراقبت می کنند. همچنین آنها ممکن است کمتر از قبل نسبت به نوزاد و یا کودک خود توجه داشته باشند. زیرا در کنار دغدغه رسیدگی به کودک دوم، دغدغه های مربوط به فرزند اول نیز وجود دارد. بنابراین فرزند وسطی نسبت به خواهر و برادر بزرگتر یا خواهر و برادر کوچکتر کمتر مورد توجه قرار می گیرد. بارزترین خصوصیات فرزندان دوم که می توان جزء مزایای فرزند دوم بودن نیز حساب کرد، عبارتند از:
هنگامی که بچه دوم خانواده به دنیا می آید. فرزند اول نیز وجود دارد که ممکن است همه توجه اعضای خانواده و اعتماد آنها را به خود جذب کرده باشد. البته با به دنیا آمدن فرزند دوم کمی از این توجه و اعتماد کاسته شده و به فرزند دوم خانواده داده می شود. به هر حال، بچه دوم خانواده با این موضوع که تمام توجه و محبت پدر و مادر مخصوص او نیست رشد پیدا می کند. بچه های دوم خانواده به سرعت یاد می گیرند که چگونه با نیاز به عشق و توجه و محبت پدر و مادر کنار آمده و آن را با خواهر یا برادر بزرگتر از خود تقسیم کنند. او می آموزد که زندگی همیشه در مسیر عالی پیش نمی رود. وجود فرزند اول و تقسیم شدن توجه و محبت والدین، انعطاف پذیری و استقلال را به فرزند دوم می آموزد.
انعطاف پذیری و استقلال مهارت های ارزشمندی هستند که در دوران رشد به افراد کمک خواهند کرد.
فرزندان وسط قدرت مذاکره بالایی دارند. زیرا آنها در جمع خواهر و برادرهای کوچکتر و بزرگتر از خود قرار گرفته اند. به همین دلیل یاد می گیرند که چه رفتارهایی با افراد بزرگتر و چه رفتارهایی با افراد کوچکتر از خود داشته باشند. این یک مهارت خاص و مفید است که فرزندان دوم در طول رشد و پرورش یاد خواهند گرفت. مخصوصا اگر بعد از آنها نیز فرزندی وجود داشته باشد. آنها زمان زیادی را صرف می کنند تا والدین، فرزند بزرگتر و فرزند کوچکتر شرایط آنها را قبول و خواسته هایشان را اجرا کنند. پس یکی از خصوصیات بچه های دوم این است که آنها مهارت های بالایی در راضی کردن دیگران و مذاکره با آنها، چه بزرگتر و چه کوچکتر، دارند.
فرزند دوم خانواده با خواهر و یا برادرهای بزرگتر از خود، زندگی می کند که می توانند بهتر از او صحبت کنند، بدوند، دوچرخه سواری کنند و یا در مدرسه موفق تر باشند. این بهتر بودن باعث تشویق و تمجید از طرف والدین می شود. همچنین محبت آنها به سمت فرزند اول خواهد رفت. به همین دلیل فرزندان دوم سعی می کنند تا با سریع یاد گرفتن و کسب مهارت ها خودشان را در دل پدر و مادر عزیز کرده و مورد تشویق قرار بگیرند. آنها در ابتدای مسیر ممکن است چند بار شکست خورده و چند روزی ناامید شوند، اما به خاطر عشق و محبت پدر و مادر، مصمم شده و مجدد سعی می کنند. این مصمم بودن می تواند به آنها قدرت اعتماد به نفس بالا بخشد.
یکی از ناخوشایندترین موضوعات در رابطه با فرزندان وسط این است که آنها گاهی اوقات احساس کنار گذاشته شدن می کنند. این اتفاق بسیار رایج است. زیرا توجه پدر و مادر اغلب به سمت خواهر و برادرهای بزرگتر یا کوچکتر است. به همین دلیل دختر دوم خانواده و یا پسر دوم خانواده برای جبران کمبود توجه در خانه، به سمت اجتماع رفته و در اکثر مواقع دوست های خوبی را پیدا می کند. البته باید به این موضوع دقت ویژه داشت که فرزند دوم شما به دلیل کمبود محبت و یا بی توجهی از سمت والدین، به دوستی های منفی و آسیب زا روی نبرد. شما باید در این زمینه فرزند خود را کنترل کنید و به او کمک کنید تا دوست های خوب و لایقی را بیابد.
لیندا دانلپ، دکترای روانشناسی و استاد دانشگاه روانشناسی نیویورک، می گوید: « یکی از خصوصیات فرزند دوم دختر یا پسر این است که آنها معمولاً اولین نفر از خواهر و برادرهایشان هستند که با خانواده دیگری، مثل خانواده خاله یا عموی خود، به سفر می روند یا می خواهند در خانه یکی از دوستانشان بخوابند.»
آنها در اکثر مواقع هیچ مشکلی در محافل مختلف اجتماعی ندارند. زیرا آنها در محیط خانواده ای بزرگ شده اند که تنها نبوده و خواهر و برادر کوچکتر و بزرگتر از خود را داشته اند. آنها به دلیل وجود فرزندان اول، یاد گرفته اند که چگونه با بزرگترهایشان ارتباط برقرار کرده و در مجالسی که افراد بزرگتر از آنها هستند احساس ناخوشایندی نداشته و ارتباط سالم داشته باشند. پس شخصیت فرزند دوم خانواده یک شخصیت اجتماعی است. اغلب بچه های دوم را به عنوان اجتماعی ترین عضو خانواده می شناسند.
به دلیل اینکه آنها دائم مجبور بوده اند ارتباط خود را با برادر و خواهر کوچکتر و بزرگتر خود حفظ کنند پس به شدت سازگار هستند. آنها همیشه از دعوا و جنگ بین خواهر و برادرها فرار می کنند و خواستار صلح و رفتار مسالمت آمیز هستند. این ویژگی به فرزندان دوم کمک می کند تا در محیط هایی مانند مدرسه، محیط کار و اجتماع بتوانند سریع سازگار شده و شرایط و مشکلات بوجود آمده را حل و فصل کنند.
طبق روانشناسی پسر یازده ساله یا دختر یازده ساله، در این مرحله کودکان وارد فضایی به شدت احساسی و پرعاطفه شده اند. دختران و پسران 11 ساله تازه شروع به کنار آمدن با تغییرات هورمونی و فیزیکی خود کرده اند. هنگامی که فرزندتان به بلوغ می رسد، نوسانات خلقی زیادی را تجربه می کند. تعجب نکنید این نوسانات خلقی به دلیل سن و دوران بلوغ آنهاست. برخی از رایج ترین و مهم ترین تغییرات عاطفی و اجتماعی کودکان 11 ساله عبارتند از:
دختران و پسران یازده ساله نوسانات خلقی به شدت زیادی را خواهند داشت.
آنها به دلیل تغییرات فیزیکی و بدنی اعتماد به نفس پایینی دارند.
تغییرات هورمونی می تواند باعث ایجاد افسردگی و یا پرخاشگری در این کودکان شود. اگر کودک شما به شدت پرخاشگر شده است. یا نمی توانید رفتارهایش را کنترل کنید. بهتر است از یک مشاوره کودک راهنمایی بگیرید.
فرزند یازده ساله شما در سنی قرار گرفته است که همسالان و دوستانش بیشترین تاثیر را بر روی رفتار، طرز فکر و خلقیات آنها خواهند گذاشت.
کودکان یازده ساله، مخصوصا پسران یازده ساله، می خواهند متواضع باشند و بر روی رفتارهای خود کنترل داشته باشند. اما در اکثر مواقع نمی توانند و در نهایت به شدت پرخاشگر و تندخو می شوند.
در این سن کودکان کم کم شروع به زیر سوال بردن قوانین و یا آداب و رسوم خانواده می کنند. آنها هنوز باورهای خانواده خود را قبول دارند اما کم کم این باورها را کم اهمیت می پندارند. به همین دلیل ممکن است شروع به انجام رفتارهای مخاطره آمیز مانند مصرف الکل، سیگار کشیدن یا آسیب رساندن به خود کنند.
همچنین در این سن، فرزندتان به دنبال استقلال بیشتر و آزادی خواهد بود.
به طور کلی و خلاصه، مهم ترین ویژگی های کودکان 11 ساله را می توان شامل موارد زیر دانست.
یادگیری و بالا رفتن قدرت تصمیم گیری مناسب برای حل تعارضات
توسعه ارزش های شخصی و مشخص کردن اهداف خود برای آینده
درک عواقب و آسیب هایی که اعمال و رفتارهای آنها می توانند با خود به همراه داشته باشند.
یادگیری تجزیه و تحلیل عوامل خطر
نشان دادن همدلی و مهربانی کردن به دیگران
یادگیری نحوه مدیریت احساساتی مانند ترس، ناامیدی و طرد شدن
یادگیری بیان ایده های فردی به روش های مناسب و تاثیر گذار
توانایی شرکت در پروژه های طولانی که نتایج قابل توجهی دارند. مانند شرکت در یک تیم ورزشی و مسابقات ورزشی یا شرکت در یک پروژه علمی در مدرسه.
شروع به پذیرش مسئولیت های سنگین در رابطه با مسائل شخصی یا اجتماعی
افزایش مهارت رهبری و مدیریت
کاوش و بررسی قوانین برای اطمینان از منصفانه بودن قوانین
برقراری ارتباط با همسالان از طریق روش های مختلف
نشان دادن توانایی برای تعیین و برنامه ریزی اهداف شخصی

تربیت کودک هفت ساله ( seven year old kid`s upbringing ) بسیار شیرین است . کودک هفت ساله ، کودکی است که حالا با چالش مدرسه روبرو شده است . کودک هفت ساله از نظر توسعه فکری و مغزی پیشرفت های بسیار زیادی کرده و حالا میتواند نه تنها جملات بلندتر بگوید بلکه برای شما سخنرانی کند . کودک هفت ساله حالا دوره پیش دبستانی را پشت سر گذاشته و با بسیاری از قوانین مدرسه آشنا است ، در مدرسه درهای علم به روی او گشوده شده اند و حالا کنجکاوی این کودک به مقدار بسیار زیادی ارضا میشود . از نظر علم روانشناسی هفت سالگی آخرین موقعیتی است که شما میتوانید اخلاق های بد یا خوب را در کودک خود تغییر دهید . پس از این تغییر دادن هر یک از اخلاق هایی که در بستر شخصیتی کودک شکل گرفته است بسیار سخت میشود. تربیت کودک هفت ساله امری حائز اهمیت فراوان است .
دامنه اجتماعی او بسیار گستردهتر از سنین قبل از هفت سالگی میباشد . او حالا میتواند برای خودش دوست هایی اختیار کند و با منطق خود به این نتیجه برسد که این دوستان برای او مناسب هستند یا نه . در تربیت کودک هفت ساله والدین وظیفه دارند که کودک را راهنمایی کنند . شما باید به کودک هفت ساله خود معیار های یک دوست مناسب را آموزش دهید . کودک باید از ابتدا بسیاری از قوانین اجتماعی را رعایت کند و بسیاری از معیارهای اخلاقی را برای انتخاب دوست در نظر بگیرد . او برای تخلیه انرژی خود بجز خانه حالا یک مکان دیگر نیز دارد و میتواند قسمت اعظم انرژی خود را در مدرسه تخلیه کند . در تربیت کودک هفت ساله شما باید بدانید که کودک در این سن به گفتار شما بسیار حساس است و شما با تشویق باعث رشد و شکوفایی استعدادهای کودک میشوید .
تربیت کودک هفت ساله پسر ( seven year old boy upbringing ) نیازمند مطالعه والدین در مبحث مشاوره کودک است . یک کودک هفت ساله پسر میتواند بسیار باهوش باشد و بسیاری از کنجکاوی های روزمره اش را با شما در میان بگذارد . شما باید بدانید که کودکان پسر توانایی تفکر بسیار زیادی در زمینه استقلال و آزادی دارند . کودکان هفت ساله پسر مرزهای بسیار زیادی را میشکنند ، زیرا حالا بزرگ تر شده اند ، باهوش ترند و ادراک بیشتری را نسبت به سنین قبل از خود دارند . آنها کمتر نسبت به دختران مطیع هستند و در نتیجه قانون های بسیار زیادی را زیر پا گذاشته و مرزها و محدودیتهای بیشتری را میشکنند ، در نتیجه شما از ابتدای تولد کودک باید با او به گونه ای رفتار کنید که برای مرزهای اخلاقی و انسانی ارزش قائل باشد . تربیت کودک هفت ساله پسر همچنین نیازمند حفظ آرامش از جانب والدین است .

رسالت والدین در تربیت کودک هفت ساله پسر این است که به او محدودیت های اخلاقی را یاد بدهند و باعث رشد و شکوفایی استعدادهای یک کودک پسر بشوند تا در آینده به یک نیروی انسانی بسیار مفید در جامعه تبدیل شود . کودکان در هفت سالگی معمولا انرژی بسیار زیادی دارد اگر این کودک یک پسر باشد انرژی او چندین برابر است در نتیجه برای تخلیه انرژی کودک تنها مدرسه کافی نیست . والدین برای تربیت کودک هفت ساله باید بدانند که این کودکان برای تخلیه انرژی خود به صورت سالم نیازمند تفریحات بسیار زیادی هستند در نتیجه والدین باید بستر را برای پیشرفت و شکوفایی ذهن و خلاقیت کودک ایجاد کند .
تربیت کودک هفت ساله دختر ( seven year old girl upbringing ) هم مانند تربیت کودک هفت ساله پسر نیازمند دانش هایی از سمت والدین است . کودکان در هفت سالگی دچار نوسانات احساسی میشوند . کودکان در این سن وابستگی بسیار زیادی به والدین خود دارند و جدا شدن از والدین به منزله رفتن به مدرسه سخت است . یه کودک دختر در هفت سالگی باید مفاهیمی مانند صبر ، محبت ، آرامش ، انجام دادن تکالیف و احترام به بزرگترها را آموخته باشد . اگر او مفهوم این ها را نمیفهمد وظیفه شما این است که به او آموزش دهید . تکنیک های این مفاهیم در مبحث مشاوره تربیت کودک در سایت ها و بسیاری از مجلات و کتاب ها آورده شده است . یه کودک هفت ساله دختر باهوش است و حرف های شما را متوجه میشود ، پس مهم است که برای تربیت کودک هفت ساله دختر با او صحبت کنید .
کودک هفت ساله بزودی بسیاری از محدودیت ها و مرزهای اخلاقی یک دختر در اجتماع را میفهمد ، در نتیجه بسیار مهم است که شما به عنوان والدین با او بی پرده سخن بگویید . یک کودک هفت ساله دختر میتواند بسیاری از کارهای روزمره زندگی خود را به تنهایی انجام بدهد و حتی گاهی به مادر و یا والدین خود کمک کند . کودکان دختر معمولاً به خاطر وجود بسیاری از محدودیتها اعتماد به نفس کمتری نسبت به کودکان پسر دارند تزریق اعتماد به نفس از والدین به کودکان در سن هفت سالگی که شروع چالش مدرسه است بسیار مهم است . شما به عنوان والدین برای تربیت کودک هفت ساله دختر باید او را تشویق کنید . شما باید از اخلاقیات و ظاهر او به نحوی مثبت سخن بگویید . باید بدانید که او به سخنان شما در مورد خودش بسیار حساس است .
اصول تربیت کودک هفت ساله در این متن بطور مختصر بیان شده . والدینی که فکر میکنند تنبیه کردن یا به نوعی تخریب کردن کودک میتواند در کسب موفقیت ها و شکوفا شدن استعدادهای کودک کمک کند بسیار اشتباه میکنند و معمولا نتیجه عکس میگیرند . شما به عنوان والدین باید بدانید که لازمه موفقیت کودک در یک مرحله از زندگی داشتن اعتماد به نفس است که ۸۰ درصد آن را از والدین خود درخانه دریافت میکند . یک کودک هفت ساله مهارت های فیزیکی ، شناختی و همینطور حرکتی بسیار زیادی را از خود نشان میدهد و والدین میتوانند از آنها انتظار داشته باشند که بسیاری از کارهای روزمره خود را به تنهایی انجام دهند . همچنین یک کودک هفت ساله از نظر توانایی های فکری به سطوح بسیار مهمی رسیده و حالا میتواند در بسیاری از کارها برای خودش تصمیم بگیرد .
کمتر پیش میآید که مشاهده کنیم که یک کودک هفت ساله در خیابان گریه میکند و بر خواسته خود اصرار و پافشاری میورزد . کودکان هفت ساله ادراک تکامل یافته تری نسبت به دوران قبل از این پیدا کرده اند . یک کودک هفت ساله توانایی گفتار بسیار زیادی دارد و میتواند یک سخنران تمام عیار باشد و از کلمات بسیار سختتری در صحبت های خود استفاده کند . در نتیجه بسیار مهم است که والدین شنوای خوبی برای حرف های او باشند . او حرفهای زیادی برای گفتن دارد و کنجکاو است و زیاد سوال میپرسد . والدین باید بدانند که سوال پرسیدن کودک باعث رشد و ارتقای اطلاعات و مغز کودک میشود و پاسخ ندادن والدین به این سوالات باعث میشود که او به جواب سوال های خود دست پیدا نکند سرکوب فکری شود . این نکات شرحی مختصر از اصول تربیت کودک هفت ساله است .
اهمیت تربیت کودک هفت ساله بسیار زیاد است . شما باید بدانید که اگر هر یک از قوانین اخلاقی را رعایت نمیکنید کودک شما نیز مثل شما خواهد شد . کودک شما در رفتار و برخورد با دیگران شما را در نظر گرفته و به عنوان یک الگو به شما نگاه میکند . کودکان هفت ساله معمولا در مدرسه دوستان بسیار زیادی دارند اگرچه که در هفت سالگی بسیاری از قوانین اخلاقی خیلی ساده و پیش و پا افتاده هستند و کمتر باعث بروز مشکلات جدی میشوند اما اگر کودک از همین سنین توانایی پیدا کردن دوست مناسب و سالم را نداشته باشد در آینده نیز میتواند دوست هایی را انتخاب کند که در زندگی او تاثیر مخرب خواهند گذاشت و باعث ایجاد مشکلات جدی در آینده او میشوند .
تربیت کودک هفت ساله از این رو امری پیش پا افتاده نیست و گاها والدین با تجارب خود از پس آن رنمیایند در نتیجه آنها نیازمند مراجعه به یک مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی میباشند . اهمیت تربیت کودک هفت ساله بسیار زیاد است . کودکان در دستان والدین هدیه هایی رشد پذیر هستند . آنها امانات الهی در نزد والدین هستند و پدرها و مادرها باید در این امر کوشا باشند . توجه و یا بی توجهی بیش از حد والدین به کودکان میتواند در آینده به شخصیت یک کودک ضربه بزند از این رو به اهمیت تعادل در تربیت کودکان میتوان پی برد .
لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر سایر مقالات متخصصان مرکز مشاوره آویژه را مطالعه نمایید .
در این راستا مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه خدمات متنوعی را در زمینه مشاوره تربیت کودک به شما هم میهنان عزیز ارائه میدهد .
منبع: Development Milestones for Your 7-Year-Old Child

تربیت کودکان چهار ساله با موانع بسیاری همراه است که برداشتنی هستند . روانشناسان معتقد هستند که در چهار سالگی کودک از دوره نوپا بودن خارج شده و اصطلاحا تبدیل به یک کودک پیش دبستانی میشود . کودکان دراین سن میتوانند از جملاتی با چهار تا شش کلمه استفاده کنند و همچنین از نظر توسعه فکری و مغزی پیشرفته تر هستند .در تربیت کودکان چهار ساله شما میتوانید با کودک خود صحبت کنید و از او بخواهید که با شما درد دل کند و درباره مسائل روزانه و حتی مسائل مربوط به بازی با همسالان خود به شما توضیح دهد . در چنین سن شما باید تمام رفتار و اعمال و حرکات جسمی فرزند خود را زیر نظر بگیرید این سنی است که کودک در آن به تمام پیشرفت های مغزی جسمی و حرکتی خود رسیده و حالا هرگونه کم گذاشتن در این اعمال میتواند خطر ساز باشد .
به یاد داشته باشید که چهار سالگی سنی است که مغز کودک به مقدار بسیار زیادی توسعه و پیشرفت داشته است و تربیت کودکان چهار ساله باید قانونمند باشد . کودک در سن چهار سالگی توانایی بسیار بالایی برای تقلید کردن از والدین دارد . شما باید سعی کنید که رفتار و گفتار صحیح و درستی را پیش بگیرید که کودک وقتی آن را تقلید میکند دچار اشتباه نشود . کودکان در چهار سالگی توسعه مغزی بسیاری دارند در نتیجه بازیگوشی و شیطنت های فراوانی از خودشان نشان میدهند . والدین باید سعی کنند در برخورد با کودک چهارساله خود بسیار خونسرد باشند و سعی کنند این شیطنتها و بازیگوشی های کودک را به طریقی مثبت کنترل کنند . در صورت بروز هرگونه ناتوانی جسمی و حرکتی در کودک خود شما حتما باید با یک مرکز مشاوره کودک در تماس باشید .
تربیت کودکان چهار ساله پسر با موانع خودش همراه است چون کودکان پسر در سن چهار سالگی نیاز به استقلال و آزادی بیشتری نسبت به کودکان دختر دارند . کودکان پسر معمولا دوست دارند لباس های مورد علاقه خودشان را بپوشند و یا کارها را خودشان به تنهایی انجام دهد تا حد ممکن سعی کنید این کارها را به خود کودک بسپارید تا به او اعتماد به نفس القا کنید . ممکن است در این زمان کودک پرحرفی و پرچانگی کند در تربیت کودکان چهار ساله پسر شما باید سعی کنید که به حرفهای کودک خودتان با آرامش و خونسردی توجه کنید مورد توجه قرار گرفتن بهترین چیزی است که شما میتوانید به کودک خود ببخشید تا اعتماد به نفس او را تکمیل کنید و شخصیت او را به سمت یک شخصیت مثبت پیش ببرید .
تربیت کودکان چهار ساله پسر از این رو سخت تر است که کودکان پسر معمولا لجبازتر از کودکان دختر هستند در نتیجه شما باید سعی کنید که در تربیت کودکان چهار ساله از تکرار تذکرات خود بپرهیزید و خشونت به خرج ندهید شما باید با کمال آرامش و مودبانه خواسته خود را به نحوی که کودک بتواند آن را بپذیرد به او القا کنید . مثلا اگر لباسی را انتخاب میکند که شما را نمیپسندید هرگزبه او نگویید که : " این کارت بده ! یا اینکه نباید این کار را بکنید ! " شما در روش صحیح تربیت کودکان چهار ساله پسر باید مثلا به او بگویید : " لباسی که انتخاب کردی خوبه اما بهت نمیاد " یا " من این کارت رو دوست ندارم . "
تربیت کودکان چهار ساله دختر هم دشواری های خاص خود را دارد اما کودکان دختر معمولا تخیلات قوی تری نسبت به کودکان پسر دارند و در کارهای خود خلاقیت بیشتری به خرج میدهند. آنها کمتر با پدر و مادر لج میکنند کمتر گریه میکنند و بسیار خجالتی هستند باید سعی کنید که در برخورد با کودک ۴ ساله دختر خودتان بسیار آرام و ملایم باشید . کودکان دختر معمولاً به پدران خود وابسته تر هستند در نتیجه پدران میتوانند با کودکان دختر رابطه بهتری داشته باشند در تربیت کودکان چهار ساله دختر خود سعی کنید که همیشه مهربان باشید و شخصیت قهرمانانه به خود بگیرید . پدرها برای دخترها نقش قهرمان را بازی میکنند در نتیجه باید سعی کنید که قهرمان ذهنی کودک خودتان را زیر سوال نبرید .
برای تربیت کودکان چهار ساله دختر شما باید گاهی اوقات سعی کنید که با کودک دختر خود بازی هایی مثل ملکه و پادشاه را بازی کنید .کودکان دختر دوست دارند که برای پدر خود مثل یک پرنسس باشند شما باید سعی کنید قوه تخیل کودک خود را بالا ببرید و به او اعتماد به نفس ببخشید . در تربیت کودکان چهار ساله هیچگاه به عنوان یک والد از ظاهر فرزند خود تعریف منفی نکنید کودکان دختر به این تعریف های شما بسیار حساس هستند و میتوانند این تعریف ها را تا بزرگسالی به همراه خود ببرند . معمولاً کودکان دختر فرزندانی بسیار سرسخت نیستند و کمتر پیش میآید که پدر و مادر از سرسختی بیش از حد فرزند دختر خود شان ناراضی باشد در نتیجه شما با راهکارهای مفید میتوانید بهترین رفتار و روش را در تربیت کودکان چهار ساله خود به کار بگیرید .
نکات تربیت کودکان چهار ساله نشان میدهد شما میتوانید در برخورد با کودک چهار ساله خود نکات زیر را رعایت کنید :
چون کودکان در این سنین به مدرسه نمیروند و از آموزشهای ابتدایی برخوردار نیستند تماماً در منزل و در نزدیک والدین خود هستند والدین باید سعی کنند که با کودکان بازی کنند . بهترین وسیله برای آموزش کودک میتواند کتاب ، شعر یا بازی باشد . شما در آموزش دادن مهارت ها به کودک خود میتوانید از نرم افزارها و حتی مشاوره تربیت کودک نیز کمک بگیرید . شما باید سعی کنید که در طول روز مدتی را برای بازی کردن به کودک خود اختصاص بدهید زیرا کودک به توجه و بازی کردن با شما احتیاج دارد . اینها از مهمترین نکات تربیت کودکان چهار ساله هستند .
اصول تربیت کودکان چهار ساله والدین را به محبت و ابراز علاقه به کودک دعوت میکند . باید بدانید که استفاده از تنبیه اکثر اوقات نتیجه برعکس دارد و نتیجه خوبی را به همراه خود ندارد . همینطور اصرار کردن به کودک در نشان دادن بعضی از عادات و رفتارهای غلط میتوانند نتیجه برعکس داشته باشد مثلاً وقتی والدین یک جمله را هزار بار به کودک گوشزد میکنند باعث میشوند کودک نسبت به این جمله تکراری دچار عادت بشود . کودکان از تکرار مکررات بیزارند و گاها حرف والدین را نادیده میگیرند .

به طبع عادی شدن برای کودک باعث میشود که کودک دیگر حساسیتی نسبت به حرفهای شما نداشته باشد و آن عمل را بارها و بارها باز هم تکرار کند . در نتیجه کودک توانایی برخورد مخالفت آمیز با شما را دارد . برای کمک به کودک خودتان و بر طبق اصول تربیت کودکان چهار ساله شما باید سعی کنید که در چنین مواقعی خونسردی و آرامش خودتان را حفظ کنید خشونت و تندی در رفتار شما دقیقا در رفتار کودک نتیجه عکس دارد و باعث میشود کودک کار اشتباه خود را تکرار کند و بر رفتار غلط و خواسته خود پافشاری کند . در این مسیر حتما باید سعی کنید از یک بهترین مشاوره خانواده و روانشناسی نیز کمک بگیرید .
لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر سایر مقالات متخصصان مرکز مشاوره آویژه را مطالعه نمایید .
در این راستا مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه خدمات متنوعی را در زمینه تربیت کودک به شما هم میهنان عزیز ارائه میدهد .
منبع: Child development at 4-5 years

لجبازی کودک 3 ساله آغاز دوره جدیدی در زندگی اوست . زیرا در 3 سالگی است که کودک لجبازی رادر وجود خود کشف میکند لجبازی کودک 3 ساله ممکن است برای او یک تفریح باشد . لجبازی کودک 3 ساله ممکن است برای او یک سلاح باشد . لجبازی کودک 3 ساله امکان دارد یک اعتراض باشد . لجبازی کودک 3 ساله ممکن است در اثر ترس و یا زور گویی شکل بگیرد . لجبازی اگر مدام و به صورت یک اختلال به کودک و اطرافیان صدمه وارد کند باید برای این کودک مشاوره گرفت .مشاوره اختلال کودک و تربیت کودک . اگر لجبازی همیشگی و مهمتر از آن خارج از کنترل شود لازم است هر چه زودترنسبت به مداوای کودک اهتمام ورزید . روانشناسی کودک راه مداوا را کوتاهتر میکند . مادرانی که از همان ابتدا به مشاوره کودک توجه دارند کمتر دچار بحران میشوند .
درمان لجبازی کودک 3 ساله دوران طلایی دارد . با توجه به اینکه 3 سالگی زمان آغاز لجبازی و در واقع کشف لجبازی است . باید در همین دوران کنترل و مداوا شود . در این زمان است که کودک مهارت پیدا میکند از کشف تازه خود در جهت پیشبرد اهداف و رسیدن به خواسته هایش استفاده کند . درمان لجبازی کودک 3 ساله نیاز به هوشیاری دارد . اگر به کودک باج بدهیم و شکست بخوریم کودک به نقطه ضعف ما پی خواهد برد . اول باید به او بفهمانیم نمیتواند از داد زدن ، جیغ زدن و لجبازی برای رسیدن به خواسته اش استفاده کند . در مواقعی که آرام است به او پاداش دهیم . به دقت به حرفهایش گوش دهیم . درمان لجبازی کودک 3 ساله با لجبازی شما امکانپذیر نیست . با او هرگز لجبازی نکنید . با اجبار با او حرف نزنید .
مثلا با لجبازی میخواهد یک خوراکی از ما باجگیری کند . آرام و با لبخند به او بگویید « اگه با گریه نمیگفتی برات میخریدم » اگر او به گریه ادامه داد به او بگویید « الان داری گریه میکنی وگرنه الان خودم میخواستم برات بخرم »اگر به گریه اش شدت بیشتری داد بگویید« دیگه اصلا برات نمیخرم » . «حالا آروم باش و گریه نکن تابرات بخرم هر وقت هرچیزی خواستی آروم و با لبخند ازم بخواه ما با هم دوست هستیم مگه نه ؟ » او یاد میگیرد بدون لجبازی بهتر به هدفش میرسد . اما اگر لجبازی او ریشه دارتر و عمیقتر باشد نیاز به روانشناسی دارد . درمان لجبازی کودک 3 ساله با عطوفت ، توضیح مسائل و دوستانه راحتتر امکان میپذیرد .
برخورد با لجبازی کودک 3 ساله باید در کمال آرامش و حوصله باشد . او ممکن است در نگهداشتن مدفوع و ادرار خود لجبازی کند . ممکن است کاری را که از او میخواهید برعکس انجام دهد . ممکن است وقتی با تلفن حرف میزنید سرو صدا کند . وقتی به کار خانه مشغول هستید از شما بخواهد با هم به پارک بروید . در تمام این مدت در برخورد با لجبازی کودک 3 ساله باید صبور بوده و با او با منطق حرف بزنید و البته با زبان کودکان . در خواسته هایش سعی کنیددر پایان گفتگویتان یک نکته شاد و امیدوارکننده بگنجانید . مثلا الان پول ندارم ولی پول که گرفتم واست میخرم . در برخورد با لجبازی کودک 3 ساله لجبازیهای اورا با خنده و شوخی بگذرانید . تا او متوجه عصبانیت شما نشود .
مثلا « ای شیطون منو میخوای ناراحت کنی ؟ » و بعد با او با شوخی وخنده بازی کنید آرام که شد « حالا اینا رو که ریختی جمع کن منم کارامو بکنم بعد باهم میریم پارک یا فردا میبرمت پارک » .
علائم لجبازی کودک 3 ساله ممکن است ظاهری یا پنهان باشد . علائم لجبازی کودک 3 ساله که بارز میشود شامل پا کوبیدن بر زمین و اصرار بسیار زیاد در خواسته های خود است . او با خواسته های دیگران شدیدا مخالفت میکند . از ابزار گریه برای خواسته هایش استفاده میکند . در برخی کودکان گریه بقدری طول میکشد که به کبودی لبها می انجامد . خواسته او باید در آن واحد انجام شود وگرنه علائم لجبازی در او ظاهر میشود . توجه داشته باشید هر کودکی ممکن است لجبازی و بازیگوشی کند . وقتی برای هر کار و هر روز لجبازی مشاهده شود معلوم میشود کودک دارای اختلال لجبازی است .
او اکنون بزرگ شدن خود را حس میکند و دوست دارد دیگران نیز متوجه باشند در غیر اینصورت ناراحت میشود ممکن است ناراحتی خود را بروز ندهد که علائم آن در دوران جوانی بروز خواهد کرد . یا به صورت لجبازی ، پرخاش و عصبانیت بروز دهد . در اینصورت باید با یک مشاوره درست از رخنه اختلال در روح و روان او جلوگیری کرد . او قصد آزردن خانواده یا کسی را ندارد ولی میخواهد از حسهای تازه اش بهره ببرد . او میخواهد تجربه کند . دست به انتخاب بزند و خودش تصمیم بگیرد . او دوست ندارد امرو نهی کنید که اسباب بازیهایش راجمع کند اومیخواهد همه چیز در اطرافش باشد . حتی از بالشها برای بازی استفاده کند .
روانشناسی کودک 3 ساله با تستهایی که انجام میشود راحت تر است . روانشناسان و مشاوران با تستهایی که شامل گفتگو و بازی است کودک را می آزمایند و به چالش میکشند . از درون او آگاه شده و متوجه میشوند چه چیزی برای او آزار دهنده است و چه چیزی خوشایند . روانشناسی لجبازی کودک 3 ساله مشخص میکند لجبازی او برای گرفتن امتیاز است یا یک اختلال درونی است . مهم است که بدانیم کودک به اقتضای 3 سالگی لجبازی میکند یا روح و روان او صدمه دیده است . بدانیم کودک با یافته جدید خود دارد دیگران را محک میزند یا برای جلب توجه لجبازی میکند . این کشف جدید 3 سالگی یعنی لجبازی تبدیل به یک بیماری شده یا کودک از آن هوشیارانه استفاده میکند .
3 سالگی در واقع سن گذر نامیده میشود . گذر از سن رشد . دراین سن است که دیگر میتواند جمله بگوید . احساس میکند تا حدی میتواند تصمیم بگیرد . حق انتخاب دارد . والبته مفهوم محبت را درک میکند . او دوست دارد مورد توجه باشد . با ایما و اشاره ها آشنا میشود . او کاملا متوجه است نطر شما درباره رفتارهای او چیست . حرفهای یواشکی شما را متوجه میشود . دوست دارد محور حرفها قرار بگیرد . اگر صحبتهای تلفنی شما طولانی شوند عصبانی و یا ناراحت میشود . با نظمی که دیگران برایش ایجاد کرده اند موافق نیست . دوست دارد خودش تجربه کند .در این سن شخصیت فردی شکل میگیرد . در صحبتهایش « من » بیشتر شنیده میشود . مرکز مشاوره آویژه امیدوار است شما کودکانی سالم و شاد پرورش دهید .

آیا کودکان در 3 سالگی لجبازتر میشوند ؟
در واقع لجبازتر نمیشوند . در این سن تازه لجبازی را در وجود خود کشف میکنند . آنها لجبازی را آغاز میکنند . یعنی قبل از آن لجباز نبوده اند که اکنون بخواهند به آن شدت بدهند .
تربیت کودک 3 ساله لجباز چگونه باید باشد ؟
اولا تربیت کودک 3 ساله بسیار حساس است . سن گذر رشد اوست و شخصیت فردی او شکل میگیرد . سن علاقه مندی به استقلال در کارهایش میباشد .
بهترین راه برخورد با نافرمانی کودک در 3سالگی چیست ؟
اول آرامش بعد توضیح دوستانه . او نباید شما را در جبهه مخالف خود ببیند بلکه باید حس کند شما همراه و دوست واقعی او هستید و تمایلات و خواسته هایش را درک میکنید . ازکارهایش لذت میبرید و متوجه استقلال ، بزرگی و حق انتخاب او هستید .
لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر سایر مقالات متخصصان مرکز مشاوره آویژه را مطالعه نمایید .
در این راستا بهترین مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه خدمات متنوعی را در زمینه تربیت کودک به شما هم میهنان عزیز ارائه میدهد .
منبع:Ten Ways To Deal With A Stubborn Child