رنگ زرد یکی از رنگهای روشن و شاداب است که به طور گسترده در طبیعت و محصولات انسانی مورد استفاده قرار میگیرد. رنگ زرد بازتاب نور بیشتری دارد و به همین دلیل در حوزه هنر، طراحی، روانشناسی و تجارت مورد توجه قرار میگیرد. در ادامه، به برخی از نکات جالب و روانشناسی رنگ زرد پرداخته خواهد شد.
خندهها و شادابی: رنگ زرد به خاطر طبیعت شاداب و روشنی که دارد، اغلب با شادی، خندهها و لحظات خوشحالی در ارتباط است. در نمونههای هنری و طبیعت، زرد غالباً به عنوان نماد شادی و خنده به کار میرود. به همین دلیل، انتخاب رنگ زرد در طراحی یک لوگو، بستهبندی یا تبلیغات میتواند به فروش و تأثیرگذاری مثبت در مشتریان کمک کند.
آیا رنگ زرد به شما احساس شادی و نشاط می دهد؟ تا چه اندازه با روانشناسی رنگ زرد آشنایی دارید؟ آیا می دانید رنگ ها می توانند بر شخصیت، خلق و خو و رفتار و عملکرد شما تاثیر قابل توجهی بگذارند. روانشناسی رنگ ها نشان می دهد که برخی از رنگ های خاص می توانند احساسات شما را تحت تاثیر قرار دهند. استفاده از رنگ زرد و روانشناسی رنگ زرد چه چیزهایی را نشان می دهد؟
مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی آویژه و مشاوره آنلاین به بررسی روانشناسی رنگ زرد پرداخته اند. آنها تحقیقات بسیاری در رابطه با تاثیر رنگ زرد بر شخصیت افراد و ایجاد احساسات مختلف در آنها انجام داده اند. اگر شما نیز به دنبال یافتن تاثیرات رنگ زرد بر افراد و کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با روانشناسی رنگ زرد هستید، پس مطالعه این مقاله جذاب و کاربردی را از دست ندهید.
در میان روانشناسی رنگ ها، رنگ زرد را می توان در طیف رنگ های گرم قرار داد. این رنگ می تواند احساس انرژی، خوش بینی و شادی را در افراد ایجاد کند. طبق تحقیقات انجام شده بر روی روانشناسی رنگ زرد، محققان دریافتند اگر به کودکی مداد رنگی های با رنگ های مختلف بدهید، احتمال اینکه او زرد را انتخاب کند بسیار زیاد است. رنگ زرد می تواند سریعا توجه افراد را به خود جلب کند و یک رنگ خیره کننده محسوب شود. البته به یاد داشته باشید که استفاده زیاد از این رنگ در دکوراسیون داخلی، لباس ها و … توصیه نمی شود. زیرا می تواند منجر به خستگی چشم و ضعف در بینایی شود.
لتریس آیزمن، متخصص بینالمللی، می گوید: از نظر علم روانشناسی، رنگ زرد قوی ترین رنگ محسوب می شود. در قرن نوزدهم از ربان های زرد رنگ برای بیان خوش بینی و امید استفاده می شد. به گفته آیزمن، می توان رابطه تنگاتنگی بین رنگ زرد با صمیمیت، برون گرایی، شاد بودن و … دانست. همچنین رنگ زرد را می توان با عزت نفس، خلاقیت و احساسات مرتبط دانست.
طبق روانشناسی رنگ زرد، این رنگ باعث می شود که شما بتوانید به راحتی و در کمترین زمان تصمیمی گیری های مهمی انجام دهید. مخصوصا در موقعیت های استرس زا. استفاده از رنگ زرد باعث می شود که شما در موقعیت های پیچیده بتوانید احساسات خود را نادیده گرفته و با عقل و منطق تصمیم بگیرید. زیرا رنگ زرد باعث می شود تا افکار شما سازماندهی شده و بتوانید به سرعت از میان گزینه ها بهترین را انتخاب کنید. همچنین هنگامیکه فردی با رنگ زرد احاطه شود، مغز او سروتونین بیشتری آزاد می کند. در نتیجه شادی و مثبت اندیشی را در فرد احیا و چند برابر می کند.
همانطور که می دانید رنگ ها در زندگی روزمره ما به طور پیچیده ای تاثیر خواهند گذاشت. رنگ هایی که برای لباس خود انتخاب می کنیم، رنگ دیوارهای اتاق خواب، مبلمان و … می توانند باعث ایجاد شادی، آرامش و یا حتی خستگی، غم و گرسنگی شوند. هر کدام از رنگ ها ویژگی های خاصی دارند که در روانشناسی رنگ ها مورد بررسی قرار می گیرد. مهم ترین ویژگی های رنگ زرد در روانشناسی رنگ ها عبارتند از:
می توان گفت در بین رنگ ها، رنگ زرد قابل مشاهده تر است. مخصوصا اگر رنگ زرد پر رنگ را مد نظر داشته باشید. به همین دلیل می توان گفت، رنگ زرد بیشترین توجه را به خود جلب می کند. به دلیل ویژگی جلب توجه بودن زرد، از آن برای برخی از قسمت هایی که نیاز به توجه دارد مانند تابلوهای رانندگی و یا تابلوهای تبلیغاتی استفاده می شود.
یکی از ویژگی های منفی رنگ زرد این است که به دلیل اینکه میزان نور بالایی را منعکس می کند، چشم را خسته کرده و خواندن نوشته ای که به رنگ زرد نوشته شده است، دشوار می شود. به دلیل خستگی چشم از انعکاس نور که بر رنگ زرد می تابد، از این رنگ برای پس زمینه کاغذ کمتر استفاده می کنند. همچنین نوشته های طولانی مدت را با رنگ زرد نمی نویسند.
همانطور که در بالا اشاره شد، در روانشناسی رنگ ها، رنگ زرد را یک رنگ پر انرژی می دانند. زیرا این رنگ می تواند متابولیسم را افزایش داده و سبب ایجاد انرژی در افراد شود.
یکی دیگر از ویژگی های منفی رنگ زرد که در روانشناسی رنگ ها مورد توجه قرار گرفته است این است که این رنگ می تواند باعث ایجاد احساس عصبانیت و ناامیدی در افراد شود. البته این رنگ را یک رنگ شاد در نظر می گیرند اما استفاده بیش از حد از آن می تواند افراد را به شدت عصبانی کند. مثلا اگر فردی به مدت طولانی در یک اتاق با دیوارهای زرد رنگ قرار بگیرد می تواند عصبانیت و یا احساس ناامیدی را در وجود خود حس کند. همچنین طبق مطالعات انجام شده، کودکان و نوزادان در اتاق های زرد رنگ بیشتر گریه می کنند.
زرد جز رنگ های روشن است. اغلب از این رنگ به عنوان یک رنگ گرم و شاد یاد می شود. البته همانطور که در بالا ذکر شد استفاده بیش از اندازه از این رنگ می تواند نتیجه معکوس داشته باشد.
رنگها از همان زمانی که انسان بر خاک پا گذاشته است، همواره بخشی بیجداییناپذیر از زندگی بشر بودهاند. اما آیا تا به حال به این فکر افتادهاید که رنگها چه تاثیری بر زندگی و روحیهمان دارند؟ این تأثیرات، موضوعی است که در علم روانشناسی رنگ به آن پرداخته شده است. روانشناسان معتقدند که رنگها قدرت بالقوهای در ایجاد احساسات و تأثیر بر روحیه ما دارند و میتوانند در تعاملات روزمره و محیط اطراف ما تأثیر قابل توجهی داشته باشند.
شروع کنیم با رنگ آبی، رنگی که آرامش و صلح را به ما یادآوری میکند. این رنگ میتواند در فضاها و اتاقهای استراحت ما، مانند اتاق خواب، اتاق مطالعه یا حتی حمام، بسیار مفید باشد. آبی به طور عام باعث آرامش و تمرکز میشود و میتواند روی خواب و استراحت ما تأثیرگذار باشد.
سپس به رنگ قرمز بپردازیم، رنگی که بیشترین انرژی و شور و شوق را به ما القا میکند. قرمز، رنگی گرم و پرقدرت است که قدرت تحریککنندگی بالایی دارد. به همین دلیل، در محلهایی مانند رستورانها یا فروشگاهها معمولاً از رنگ قرمز بهره میبرند تا احساسات و خواستههای خریداران را تحریک کنند.
آیا رنگ آبی به شما احساس آرامش می دهد؟ آیا رنگ قرمز باعث می شود اشتها شما بیشتر شود؟ روانشناسی رنگ چه اهمیتی دارد؟ طراحان داخلی ساختمان ها مدت ها است عقیده دارند که رنگ ها می توانند به طور قابل توجهی بر خلق و خو، احساسات، عواطف و … افراد تاثیر بگذارد. تاثیر روانشناسی رنگ بر شخصیت افراد یکی از چالش هایی است که محققان را به پژوهش و تحقیقات زیادی کشانده است. پابلو پیکاسو، هنرمند شناخته شده، اعتقاد داشت که رنگ ها نیز مانند ویژگی افراد هستند و باعث تغییرات احساسات می شوند.
به دلیل اهمیت و تاثیر روانشناسی رنگ بر شخصیت افراد، مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی آویژه و مشاوره آنلاین به بررسی روانشناسی رنگ ها، تاثیر روانشناسی رنگ در شخصیت و … پرداخته اند. اگر شما نیز دوست دارید در این باره اطلاعات جالب و کاملی کسب کنید، پس مطالعه این مقاله را از دست ندهید.
روانشناسی رنگ به مطالعه چگونگی تاثیر رنگ های مختلف بر شخصیت، اخلاق، رفتار و کردار انسان گفته می شود. رنگ ها ابزار ارتباطی قدرتمند شناخته شده اند. از رنگ ها می توان حتی برای تاثیر بر واکنش های فیزیولوژیکی استفاده نمود. مثلا بعضی از رنگ ها می توانند با تغییرات فیزیولوژیکی که ایجاد می کنند باعث بالا رفتن فشار خون، خستگی چشم و یا افزایش متابولیسم شوند.
در روانشناسی رنگ هدف تعیین چگونگی تاثیر رنگ ها بر تصمیمات روزانه افراد است. مانند: وسایلی که می خریم، لباس هایی که می پوشیم و … . معانی و مفهوم هر کدام از رنگ ها باعث می شود که ما از رنگ های خاصی استفاده کنیم.
تست روانشناسی رنگ ها نشان می دهد که رنگ ها تاثیرات بسیار زیادی بر روان افراد و سلامت روانی آنها دارند. درحالیکه درک رنگ تا حدودی ذهنی است، برخی از رنگ ها هستند که معانی خاص و جهانی دارند. مثلا رنگ هایی که در طیف قرمز جای می گیرند؛ مانند: نارنجی، زرد و قرمز، به رنگ های گرم معروف هستند. این رنگ ها می توانند احساس گرما و راحتی را منتقل کنند. همچنین می توانند خشم و خصومت را بر انگیزند.
رنگ هایی که متمایل به آبی هستند به رنگ های سرد معروف اند. این رنگ ها اغلب به رنگ های آرام شناخته می شوند. اما می توانند احساساتی مانند غمگینی یا بی تفاوتی را نیز با خود به نمایش بگذارند.
اگر بخواهیم تاثیرات روانی رنگ ها را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم تاثیر رنگ بر اخلاق فرد چگونه بوده و چه تاثیری بر شخصیت و روان افراد خواهد گذاشت، باید معانی هر رنگ را بدانیم.
رنگ قرمز نشان دهنده اشتیاق، هیجان و عشق می باشد.
رنگ های صورتی نرمی، حفاظت و سادگی را نشان می دهد.
بنفش می تواند مرموز بودن، نجیب و یا حتی پر زرق و برق بودن را نشان دهد.
رنگ آبی معانی مانند خرد، عقل، صلح و امید را با خود به همراه دارد.
نارنجی رنگ گرما، مهربانی و شادی است.
رنگ سبز همانگونه که هویدا است، نشانه طبیعت و سرسبزی، رشد و طراوت خواهد بود.
زرد می تواند هم نشانه خطر باشد و هم نشانه امید و شادی!
سیاه مرموز بودن، سرد و یا نجیب بودن را می رساند.
و سفید حقیقت و یا بی تفاوتی معنا می شود.
برای پیدا کردن تاثیر روانشناسی رنگ و شخصیت افراد، تحقیقاتی بر روی 30 کشور انجام شد. این تحقیقات ثابت کرد که مردم رنگ های خاصی را متناسب با شرایط و موقعیت های خاص مرتبط می دانند. مثلا:
43 درصد از مردم سفید را تسکین دهنده می دانستند.
68 درصد از مردم قرمز را با عشق و علاقه مرتبط می دانستند.
سیاه رنگی است که 51 درصد از مردم آن را متناسب با غم و اندوه دیده اند.
35 درصد از افراد، آبی را رنگی که نشان دهنده آرامش است خطاب کرده اند.
رنگ زرد را 52 درصد اعلام کرده اند که رنگ شادی است.
25 درصد از مردم بنفش را با لذت منطبق دانسته اند.
نارنجی با شادی مرتبط است، این موضوع را 44 درصد از افراد بیان کرده اند.
محققان می گویند که رسیدن به این معنای مشترک در بین مردم می تواند نقش اساسی در کمک به ایجاد ارتباطات داشته باشند.
سکوت، یکی از مهارتهای مهمی است که میتواند به ما در بهبود آرامش و صلح داخلی کمک کند. در دنیای امروزی پرسر و صدا، تمرکز بر سکوت و استراحت میتواند آثار قابل توجهی در زندگی ما داشته باشد. اما چگونه میتوانیم سکوت را تمرین کنیم؟ در ادامه، به شما چند روش مفید برای تمرین سکوت و کاهش تردد ذهنی خواهیم گفت.
چرا سکوت در زندگی اهمیت دارد؟ چگونه می توان قدرت سکوت را در زندگی روزمره خود جا داد؟ صدای وسایل نقلیه، مکالمات روزانه در محل کار، مدرسه و خانه، گوش دادن به موسیقی با صدای بلند و … باعث شده است که ما هرروز با سر و صداهای زیاد مواجه باشیم. صداهای زیاد و عدم وجود سکوت می تواند سطح استرس افراد را افزایش دهد. پس می توان گفت قدرت سکوت در زندگی انسان بسیار زیاد و حائز اهمیت است. همچنین هر از گاهی تمرین سکوت در زندگی فواید زیادی را با خود به همراه دارد. چگونه مهارت سکوت کردن را باید یاد بگیریم و یا آن را افزایش دهیم؟ مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی آویژه و مشاوره آنلاین به بررسی قدرت سکوت و مهارت سکوت کردن پرداخته اند. با ما همراه باشید تا شما را با فواید سکوت کردن آشنا کنیم.
طبق تحقیقات انجام شده، سر و صدا با افزایش هورمون های استرس هنگام تعامل با وظایف ذهنی یا سایر عملکردهایی که نیاز به تمرکز بالا دارند؛ مرتبط است. اگر شما دائم در سر و صدا به سر ببرید مسلما تمرکز کمتری برای انجام کارهای خود خواهید داشت. سر و صداهای زیاد می تواند ذهن را مشوش کرده و تمرکز شما را برای انجام کارها از بین ببرد. هنگامیکه روزانه غرق در صداهای مختلف می شویم، رسیدن به سکوت برای مدتی می تواند آرامش درونی ما را افزایش دهد. سکوت به ذهن و بدن ما استراحت لازم در برابر هیاهوهای زندگی می دهد. درون ما را آرام کرده و جوان می کند. سکوت کردن می تواند باعث کنترل افکار شود.
علاوه بر این، سکوت برای مغز نیز مفید است. یک مطالعه نشان داده که دو ساعت سکوت کردن می تواند سلول های جدیدی در ناحیه هیپوکامپ مغز ایجاد کند که مربوط به حافظه انسان می شود. پس استراتژی سکوت بیان می کند که سکوت کردن می تواند به شما کمک کند تا حافظه قدرتمند و قوی داشته باشید.
همه ما روزانه در حال تلاش و سپری کردن زندگی هستیم. در این میان با سر و صداهای زیادی مانند وسایل نقلیه، وسایل آشپزخانه، سر و صدا افراد در محل کار و … رو به رو می شویم. مسلما ذهن ما از وجود این همه سر و صدا بسیار خسته و درمانده خواهد شد. پس نیاز است که گاهی از قدرت سکوت در زندگی استفاده کنیم. سکوت برای سلامتی و رفاه ما در زندگی ضروری است. برخی از مهم ترین فواید سکوت و کم حرفی عبارتند از:
طبق مطالعات انجام شده، صداهای بلند و بیشتر از 30 دسی بل باعث افزایش اضطراب، استرس و فشار خون می شود. در مقابل قدرت سکوت آنقدر زیاد است که می تواند فشار خون را کاهش دهد و به ما اجازه می دهد تا با چالش های زندگی به روشی بهتر و با آرامش بیشتر رو به رو شویم.
رسیدن به سکوت به بدن شما کمک می کند تا سیستم ایمنی خود را تقویت کند. به بدن کمک می کند تا با باکتری های مهاجم و سایر عوامل بیماری زا مبارزه کند.
اضافه کردن 30 دقیقه سکوت به زندگی روزانه باعث می شود زندگی شما تغییر کند. زیرا سکوت سطح کورتیزول و آدرنالین خون را کاهش می دهد.
قدرت سکوت بسیار زیاد است. به گونه ای که سکوت به تنظیم هورمون ها و تعامل کل سیستم های مرتبط با هورمون در بدن کمک می کند.
یکی از فواید سکوت این است که از تشکیل پلاک در شریان های ما جلوگیری می کند. در نتیجه راه مناسبی برای پیشگیری از بیماری های قلبی و عروقی و سکته است.
سکوت انرژی ما را حفظ می کند و باعث می شود که ما شاداب تر و پرانرژی تر باشیم.
درماندگی آموخته شده (Learned Helplessness) یک وضعیت روانشناختی است که در آن فرد به دلیل تجربههای منفی پی در پی، احساس ناتوانی و بینیازی از تلاش برای تغییر وضعیت را تجربه میکند. این وضعیت ناتوانی و بیامیدی معمولاً ناشی از تجربههای ناکامیها، عدم کنترل در موقعیتها و عوامل دیگری میباشد. درماندگی آموخته شده میتواند تأثیرات منفی بر روی زندگی شخص داشته باشد و ممکن است باعث کاهش انگیزه، عملکرد ضعیف و کاهش خودکارآمدی شود.
دلایل درماندگی آموخته شده:
درماندگی آموخته شده چیست؟ نشانه درماندگی آموخته شده کدام است؟ رابطه بین درماندگی آموخته شده و زندگی ناخشنود چیست؟ آیا تا به حال نام درماندگی آموخته شده و یا ناتوانی آموخته شده را شنیده اید؟ آیا تا به حال این احساس را تجربه کرده اید؟ هنگامیکه فرد به طور مکرر با یک ناتوانی و شکست رو به رو می شود، به این باور می رسد که نمی تواند این کار را انجام دهد و سرنوشت را می پذیرد. درماندگی آموخته شده می تواند باعث افسردگی و ایجاد احساس ضعف، ناامیدی و عدم اعتماد به نفس در فرد شود.
مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی آویژه به دلیل اهمیت درماندگی آموخته شده به بررسی دلایل درماندگی آموخته شده و راه های مقابله با درماندگی آموخته شده پرداخته اند. اگر شما نیز احساس ناتوانی آموخته شده و غیر قابل کنترل دارید، مطالعه این مقاله جامع و کامل را از دست ندهید. در این مقاله شما با دلایل درماندگی آموخته شده و راه های درمان آن بیشتر آشنا خواهید شد.
درماندگی آموخته شده در روانشناسی زمانی اتفاق می افتد که فردی به طور مکرر با موقعیت های غیر قابل کنترل و استرس زا مواجه شده و نتواند تصمیم درستی بگیرد. سپس هنگامی که مجدد در این موقعیت قرار می گیرد، تلاشی برای پیروزی انجام ندهد و خودش را یک ناتوان و شکست خورده در آن موقعیت بداند. این فرد یاد گرفته است که در آن موقعیت درمانده است و نمی تواند موقعیت خود را کنترل کند. به همین دلیل دیگر سعی نمی کند آن را تغییر بدهد، حتی هنگامیکه قابل تغییر بوده و می تواند به راحتی آن را پشت سر بگذارد. هنگامیکه فردی این تجربه را داشته باشد، احساس می کند نمی تواند رویدادهای بوجود آمده را کنترل کند. به همین دلیل انگیزه خود را از دست می دهد. حتی اگر فرصتی پیش بیاید که به فرد اجازه دهد شرایط خود را تغییر دهد، او اقدامی نمی کند.
مثلا، عملکرد ضعیف در محل کار یا مدرسه، حتی پس از تلاش زیاد، می تواند منجر به احساس درماندگی آموخته شده در فرد شود.
افرادی که ناتوانی آموخته شده را تجربه کرده اند، اغلب کمتر قادر به تصمیم گیری هستند. درماندگی آموخته شده و افسردگی رابطه نزدیکی باهم دارند. درماندگی آموخته شده می تواند درصد احتمال ابتلا به افسردگی را در افراد افزایش دهد.
ناتوانی آموخته شده می تواند توانایی فرد را برای مدیریت موقعیت های استرس زا مختل کند. البته درماندگی آموخته شده یک وضعیت سلامت روانی نیست. اما می تواند نشانه یک اختلال فکری- روانی مانند اضطراب یا افسردگی باشد. مهمترین علائم درماندگی آموخته شده، که می توان از تست درماندگی آموخته شده آنها را متوجه شد، عبارتند از:
احساس ناامیدی
نگرش بد نسبت به توانایی های خود
کاهش انگیزه
احساس عدم کنترل بر نتیجه موقعیت ها
عزت نفس پایین
انفعال و عدم پشتکار
امتناع از تلاش
اجتناب از تصمیم گیری
تسلیم شدن سریع
ناتوانی آموخته شده در اکثر شرایط نتیجه تجربه استرس و شکست های مکرر است. فرد با وجود شکست ها و ناتوانی های مکرر به این باور می رسد که کنترل چندانی بر موقعیت ندارد. مهم ترین دلایلی که می تواند باعث ایجاد درماندگی آموخته شده در زنان یا مردان شود عبارتند از:
مورد سوءاستفاده قرار گرفتن
بی توجهی های زیاد در دوران کودکی
زندگی دشوار و سخت داشتن
خشونت های خانگی
بلایای طبیعی
ضربه های روحی و روانی
و … بی توجهی های زیاد در دوران کودکی
زندگی دشوار و سخت داشتن
خشونت های خانگی
بلایای طبیعی
ضربه های روحی و روانی
و …
زندگی زناشویی، مهمترین بخش از زندگی یک زن و مرد است که باید بر اساس احترام متقابل، تعاون و محبت ساخته شود. اما، در برخی موارد، تحقیر همسر به شکلی بی رحمانه و ناعادلانه وارد زندگی زناشویی میشود و باعث آسیبهایی درونی و خارجی بر روی همسر تحمیل میشود.
تحقیر همسر نه تنها به زنان آسیب میزند، بلکه بر روی روابط زناشویی نیز تأثیر منفی دارد. زنان که تحت تأثیر تحقیر همسر قرار میگیرند، ممکن است رابطه خود را به عنوان یک محیط ناامن در نظر بگیرند و احساس ارزش کمتری داشته باشند. این میتواند منجر به کاهش ارتباط عاطفی و فیزیکی بین زوجین شود و در نهایت منجر به کاهش رضایتمندی زناشویی گردد. توصیه می کنم در مورد این مسئله از مشاوره خانواده تلفنی کمک بگیرید.
زندگی زناشویی باید بر اساس احترام متقابل و همبستگی بین همسران بنا شده باشد. اما متأسفانه، در برخی روابط، تحقیر همسر به عنوان یکی از آسیبهای شایع و خطرناک شناخته میشود که میتواند تأثیرات عمیقی بر روابط زناشویی داشته باشد.
تحقیر همسر در زندگی زناشویی به معنای برخورد همسر با شخصیت و ارزش همسرش به نحوی که او را ناچیز و کوچک میشمارد است. این عمل باعث میشود همسر تحقیر شده احساس عدم ارزشیابی کند و تأثیرات منفی روحی و روانی بزرگی را تجربه کند.
در زندگی زناشویی، اهانت و تحقیر به عملی میگویند که یکی از همسران به طور عمدی ارزش و شخصیت دیگری را کاهش میدهد و او را ناچیز و کوچک میشمارد. این رفتار نه تنها بر روابط زناشویی تأثیر منفی دارد، بلکه میتواند به طور ژرف درون همسر زخمهای عمیقی به وجود آورده و باعث تضعیف و ضربهزدن به اعتماد و ارتباط میان زوج شود.
تحقیر همسر در زندگی زناشویی آسیبهای جدی ایجاد میکند که میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
زوجین در زندگی مشترک خود به دنبال سعادت، ارتباط نزدیک و سلامت روابط هستند.تحقیر و اهانت میتواند بر روابط زناشویی تأثیرات بسیار منفی داشته باشد و به طور جدی به سلامت زندگی مشترک آنها آسیب برساند.
تحقیر و اهانت، تأثیرات خطیری روی سلامت زندگی مشترک دارد. در زیر به برخی از این تأثیرات اشاره خواهیم کرد:
برای دریافت راهنمایی های موثر در این زمینه با مشاوره خانواده رایگان تماس حاصل فرمایید.