نقش پدران در خانه های مدرن به طور قابل توجهی تغییر کرده است. پدران امروزه مشارکت بیشتری در تربیت فرزندان خود دارند. نقش های پدرانه دیگر فقط به مسائل مالی و انضباطی محدود نمی شود. پدر بودن برای پدران همچنین به معنای کمک به رشد عاطفی، روانی و جسمی فرزندان است.
بسیاری از پدران امروز به خوبی از عهده مراقبت از فرزندانشان برمی آیند. این شامل کودکانی با مشکلات جسمی و روانی نیز می شود. نقش های والدگری به دلیل گرایش های متفاوت در اقتصاد امروز و نقش های مراقبت در حال تغییر است. مردان بیشتری درگیر مراقبت از فرزندان می شوند و زنان بیشتری در کمک به اقتصاد نقش دارند. حتما تا انتها با مشاوران مرکز مشاوره آویژه همراه باشد.
به طور کلی، نقش پدر در تربیت فرزند یک تحول پویای قابل توجه را تجربه می کند. انواع مختلف پدرانی که در این تغییر پویای نقش پدرانه مشارکت دارند عبارتند از:
این ویدئو را حتما ببینید: https://www.aparat.com/v/vqemus0
مشارکت پدر در تربیت فرزند ضروری است. پدران به دلایل زیر اهمیت دارند:
مسئولیت های پدران در تربیت فرزند
پدر بودن همراه با مسئولیت هایی است، از جمله:
بیشتر بخوانید: 17 نشانه احساس تنهایی در میان مردان و زنان
پدر بودن به ارتباط خونی شما با فرزندتان محدود نمی شود. پدر بودن در مورد کیفیت رابطه ای است که با فرزند خود دارید.
برای اینکه پدر خوبی باشید، می توانید نکات زیر را امتحان کنید:
بیشتر بخوانید: چیکار کنم همسرم بهم دروغ نگه؟
تربیت فرزند کار آسانی نیست و مستلزم صبر، عشق و تعهد است. در حالی که هیچ رویکردی برای همه مناسب نیست، برخی از اصول کلی وجود دارد که می تواند به شما در ایجاد یک محیط خانوادگی سالم و شاد کمک کند.
فرزندان شما باید بدانند که صرف نظر از اینکه چه کاری انجام می دهند یا چه اشتباهی مرتکب می شوند، دوستشان دارید. این به آنها احساس امنیت و ثبات می دهد که برای رشد و شکوفایی ضروری است.
کودکان برای رشد و پیشرفت به ساختار و نظم نیاز دارند. قوانین و انتظارات واضحی را تعیین کنید و به طور مداوم آنها را اجرا کنید. این به آنها کمک می کند تا یاد بگیرند که مسئول اعمال خود باشند و در چارچوب جامعه عمل کنند.
وقت بگذارید با فرزندتان صحبت کنید و به او گوش دهید. به احساسات، افکار و تجربیات آنها علاقه مند باشید. ارتباط خوب کلید ایجاد یک رابطه قوی و محکم است.
کودکان از رفتار بزرگسالان در اطراف خود یاد می گیرند. بهترین راه برای آموزش ارزش ها و اصول به فرزندتان این است که خودتان آنها را الگو قرار دهید. مراقب اعمال، کلمات و انتخاب های خود باشید.
به نقاط قوت و دستاوردهای فرزندتان توجه کنید و آنها را تشویق کنید. به آنها کمک کنید تا علایق و استعدادهای خود را کشف و دنبال کنند. حمایت شما به آنها اعتماد به نفس و انگیزه می دهد تا به رویاهای خود برسند.
انضباط به معنای تنبیه نیست. این در مورد آموزش فرزندتان در مورد انتخاب های صحیح و کمک به آنها در یادگیری از اشتباهاتشان است. از روش های انضباطی مثبت مانند زمان استراحت، گفتگو و جبران خسارت استفاده کنید.
کودکان در حال یادگیری و رشد هستند و در این مسیر اشتباه خواهند کرد. صبور و درک باشید و به آنها کمک کنید تا از اشتباهات خود درس بگیرند.
برای اینکه بتوانید بهترین والدین باشید، باید از سلامت جسمی و روانی خود مراقبت کنید. به طور منظم غذاهای سالم بخورید، ورزش کنید و به اندازه کافی بخوابید. همچنین زمانی را برای آرامش و استرس زدایی اختصاص دهید.
هیچ کس نمی تواند به تنهایی همه چیز را انجام دهد. اگر در تربیت فرزندتان با مشکل مواجه هستید، از کمک دیگران دریغ نکنید. با همسرتان، خانواده، دوستان یا متخصصان صحبت کنید.
تربیت فرزند چالش برانگیز است، اما می تواند بسیار ارزشمند و لذت بخش باشد. روی لحظات مثبت تمرکز کنید و از سفرتان به عنوان والدین لذت ببرید.
به یاد داشته باشید، هیچ پدر و مادر کاملی وجود ندارد. آنچه مهم است این است که تمام تلاشتان را برای ارائه بهترین عشق، مراقبت و راهنمایی به فرزندتان انجام دهید. با صبر، عشق و تعهد، می توانید فرزندی سالم، شاد و موفق تربیت کنید.
منبع: مشاوره خانواده آویژه ـ
بر طبق یافته های مرکز مشاوره آویژه برقراری ارتباطی درست و اصولی با فرزندان مخصوصا پسران، کار پیچیده ای است. جالب است بدانید نقش پدر در اکثر موارد موثر تر از مادر است. اما به دلیل مشغله های کاری پدران، معمولا تاثیرشان در زندگی فرزندان روز به روز کمرنگ وکمرنگ تر می شود.
رابطه پدر و پسر مخصوصا در این عصر کمی پیچیده به نظر می رسد. به دلیل هم جنس بودن و علاقه مردان به قدرت، معمولا پدر و پسر همدیگر را رقیب خود می دانند یا می خواهند نظرات خود را به کرسی بنشانند. رابطه پدر و پسر نیاز به مهارت دارد که با کمی مطالعه در مورد آن ها می توانید به پدر خوب و نمونه ای تبدیل شوید.
پدر هر چه قدرتمند تر باشد، خانواده در امنیت روانی بیشتری خواهد بود. پدر با قدرت و هیبتی که دارد قطعا الگوی مناسبی برای پسر است. مردانگی اولین صفتی است که پسر از پدر می آموزد.گاهی هم لازم نیست آموزش خاصی ببیند کافیست پدر نقش خود را درخانواده به درستی انجام دهد و از خانواده اش در برابر مشکلات به خوبی محافظت کند و به قولش وفا کند، خود به خود پسر هم از روی رفتار پدرش یاد میگیرد که چطور در آینده از خانواده اش نگهداری کند و چگونه به آن ها امنیت بدهد. در ادامه با مشاوران مرکز مشاوره آویژه همراه باشید.
در روابط پدر و پسر این موضوع بسیار مهم است. یکی از نقش های پدر، پیدا کردن راه هایی برای حل مشکلات است. پدرمعمولا نماینده عقل است. پدر یاد می دهد که چطور باید با چالش های زندگی روبرو شد و چطور بهترین انتخاب را در زندگی بگیرید.
پسران از پدرانشان می آموزند که در زندگی مسئولیت پذیر و متعهد باشند. تعهد، وفاداری و مسئولیت پذیری سه خصیصه ای است که باید درخود پدر وجود داشته باشد. پدری که مدام بر سر این مسائل با پسرش درگیر است و همیشه به او تذکر میدهد، قطعا درکار خودش مشکلی وجود داشته است.
اصلا اگر پسران بر سر مسئولیت پذیری با پدرانشان رقابت داشته باشند بسیار عالی می شود. زیرا لازمه موفقیت های آینده پسر، پرورش خصوصیات مردانگی است. اگر پدران در این زمینه الگوی خوبی برای پسرانشان باشند قطعا پسر به آغوش مادر پناه نمی برد. آن هم در حساس ترین زمان ممکن. زمانی که باید مرد شود.
این ویدئو را حتما ببینید: https://www.aparat.com/v/vqemus0
مدیریت خانه وظیفه اصلی پدر است. درست است که امور خانه بر عهده مادر است اما پدر مدیر اجتماعی است و چون پسر فردا در همین اجتماع باید فعالیت کند، پس باید در اجتماع مدیر خوبی باشد. پسران در این زمینه از پدرانشان الگو برداری می کند. زمانی که پدرشان فکرش را نمی کند پسر درگوشه ای رفتارهای پدر را زیر نظر دارد و کارهای او را مو به مو تکرار می کند.
نظم در زندگی یکی از مهم ترین اصول برای داشتن زندگی سالم و موفق است. پدری که بیشتر کارهایش از روی نظم باشد قطعا در خانه هم همه چیز سر جای خودش است. در این صورت خانواده به هم ریخته نیست و هر کس ساز خودش را نمی زند. این نظم باعث می شود پسر نیز در زندگی خصوصی اش منظم باشد.
فرزندان آیینه والدینشان هستند. آن ها به جزء جزء رفتار والدین خود توجه می کنند. یکی از مواردی که پدر نقش بسیار مهمی دارد محترم شمردن جایگاه خود و اهالی خانه است. رفتار صحیح پدر با اعضای خانواده، به پسر می آموزد که برای دیگران ارزش قائل باشد. به آنها احترام بگذارد و با آنها درست صحبت کند. همچنین در اجتماع طوری برخورد کند که از او به نیکی یاد کنند. به پدران عزیز توصیه می شود که در این مورد روی رفتار خود خیلی دقت کنند.
محبت پدر به همسرش باعث می شود که پسر هم یاد بگیرد چطور با یک زن باید برخورد کرد. متاسفانه بعضی از مردان رفتار مناسبی با همسرانشان ندارند و در اکثر موارد از جملات امری استفاده می کنند. اگر برای همسرتان ارزش قائل شوید دیگران برای شما ارزش قائل می شوند و از طرفی بچه هایتان نیز همیشه شما را محترم می دانند. اگر مشکلی با همسرتان دارید هیچ گاه در مقابل فرزندانتان دعوا نکنید.
مخصوصا پسران در این زمینه گوش هایشان تیز و چشمانشان بیناتر از هر زمان دیگری است و اینکه روی مادرشان نیز حساس هستند. پس به همسرتان عشق بورزید و به او محبت کنید و محبت را آموزش دهید.
نکته : هر چه شخصیت پدران برای پسرشان محبوب تر باشد میزان همزاد پنداری و همانند سازی آن ها نسبت به پدران خود بیشتر خواهد بود.
بیشتر بخوانید: 17 نشانه احساس تنهایی در میان مردان و زنان
بی توجهی پدران به پسران آثار مخربی را خواهد داشت؟
پسرانی که پدرشان به آن ها بی توجه است معمولا:
اعتماد به نفسشان کم است.
احساس کوچک بودن و بی اهمیت بودن میکنند.
افسرده و نا امید می شوند.
قدرت تصمیم گیری شان را از دست می دهند.
عقده های روانی نهفته دارند.
پرخاشگر و عصبی می شوند.
از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند و به دیگران اهمیتی نمی دهند.
متکی و ضعیف هستند.
نمی دانند که چگونه زندگی کنند و مدیریت مالی و کنترل خود را از دست می دهند.
خودشیفته هستند و انتقاد پذیر نیستند.
مدام نگران و مضطرب هستند.
و با این تفاصیر احتمال بزهکاری آن ها بسیار زیاد است و در شرایط خطرناکی قرار می گیرند.
با مراجعه به مشاوره نوجوان می توانید این مشکلات را به حداقل برسانید.
معمولا نقش پدر در دوران کودکی پسر نادیده گرفته می شود. در حالی که رابطه پدر و پسر از دوران کودکی اش شکل می گیرد. پدران به صرف اینکه کودکش چیزی متوجه نمی شود مسئولیت نگهداری و تربیت آن ها را به مادرشان می سپارند. در صورتی که این کار کاملا اشتباه است. این کودک چون بیشتر به مادرش نزدیک بوده به همان نسبت از پدرش فاصله می گیرد. این فاصله با رشد کودک بیشتر و بیشتر می شود. زمانی پدر متوجه این موضوع می شود که دیگر کودکش حرف او را قبول نمی کند. مخصوصا کودک پسر که پدرش برایش نقش الگوی قدرتمندی است. برای پیشگیری از این مشکلات بهتر است در مورد نکات تربیتی کودک بیشتر مطالعه کنید. مشاوره کودک هم در این زمینه به شما کمک خواهد کرد.
پدران معمولا سر کار هستند و زمان کمی برای همسر و فرزندشان دارند. این حق را به آن ها می دهیم که مدیریت و هماهنگی شغلی با مسائل خانه کار سختی است. اما در همان زمان که خانه هستید می توانید به پسر خود محبت کنید.. پسران از همان دوران کودکی کمی لجباز و مغرور هستند و این شما هستید که باید شروع کننده محبت باشید. سعی کنید نقاط مشترک خود را با آن ها پیدا کنید. مثلا با آن ها فوتبال بازی کنید. با آن ها به سینما بروید. در مورد چیزهایی که دوست دارد صحبت کنید. کتاب ها و وسائلی که دوست دارد را برای او بخرید. در این زمان فرزندتان به شما نزدیک می شود و شروع به همانند سازی می کند. پسر ها دوست دارند که پدرشان با مدرسه و معلمانش آشنا شوند. از شرایط درسی شان باخبر شوند.
هر چه پدر بیشتر به کودک پسرش اهمیت بدهد در آینده فرزندش با کمترین مشکلات روانی مواجه می شود و به فردی قوی و مقتدر تبدیل خواهد شد.
پدر تنها کسی است که با استفاده از تجربیات خود به پسرش می آموزد که چگونه ببرد و چگونه در دوران باخت نا امید نشود و با قدرت به راهش ادامه دهد. علاوه بر این جنبه برد و باخت را نیز داشته باشد. پسری که از محبت و توجه پدر محروم است برای همیشه باختن را تجربه می کند. به همین دلیل نقش پدر بسیار بسیار مهم است. سعی کنید در روزهای برد و باخت پسرتان کنارش باشید و به او یاد دهید چطور با این مسائل کنار بیاید.
حمایت پدر اصل مهم در روابط پدر و پسر است. پدر به پسرش می آموزد که چطور باید از خود در مقابل دشمنان از خود محافظت کند و زمانی که حق او را پایمال می کنند چگونه حق خود را بگیرد. کجا به خاطر مصالح خانواده سکوت کند. چه زمانی پاسخ تحریکات را بدهد و چه زمانی با آرامش صحنه را ترک کند. گاهی هم گذشت کند و آنقدر قوی باشد که از حق خود بگذرد اما هیچ گاه در برابر ظلم سر خم نکند. این نکات کلیدی است که پدر باید با مثال به فرزندش بیاموزد. این موارد بسیار مهم است و نباید آن را نادیده گرفت. نباید اجازه داد پسر خام و نپخته و بدون هیچ علمی وارد اجتماع شود.
دل فرزندتان را نشکنید. مخصوصا کودکان پسر که نسبت به لحن آمرانه و پرخاشگری حساس هستند و واکنش بدتری نشان می دهند. کمی صبرتان را بالا ببرید و گاهی با منطق به آن ها بگویید که کارشان اشتباه است. نه با پرخاشگری و زدن حرف های رکیک و فحش هایی که شخصیت پسرتان را خرد کند. در سایه مردانگی پدران نسبت به پسران است که خانواده ای آرام شکل می گیرد و فرزندان به بهترین شکل تربیت می شوند.
بیشتر بخوانید: چیکار کنم همسرم بهم دروغ نگه؟
مراحل رشد کودک به طور زنجیر وار به هم متصل است. کودک علاوه بر اینکه برای داشتن جسمی سالم به تغذیه درست نیاز دارد، باید روح و روان او نیز تغذیه شود و در آرامش باشد. مثلا اگر کودکی خوبی داشته باشد و تمام موارد تربیتی را رعایت کرده باشید قطعا در دوران نوجوانی زجر کمتری می کشید. همینطور در دوران نوجوانی اگر بتوانید درست فرزندانتان را تربیت کنید می توانید جوانی سالم، فعال و پر انرژی و با جسم و روانی سالم به اجتماع تحویل دهید. پس پدر و مادر نقش اول را می زنند. در این میان پدران و پسران باید رقابت و غرور را کنار بگذارند و دست در دست هم و هماهنگ پیش بروند.
شرط اول بهتر شدن روابط پدر و پسر در دوران نوجوانی، احترام متقابل است. پدران عزیز در بدترین شرایط هم محبتتان را از همسر و فرزندتان دریغ نکنید. زمانی که شما به همسرتان محبت می کنید و احترام او را حفظ می کنید، به همان نسبت هم پسرتان متوجه می شود که باید احترام بزرگتر های خودش را حفظ کند. این در عمل الگوبرداری نهفته است. بدون آنکه متوجه شوید او نوع رفتار شما را ثبت و ضبط می کند. مخصوصا پسران که در دوران نوجوانی سرکش تر می شوند و شرایط پیچیده تری دارند باید الگوهای خوبی داشته باشند. اگر احترام به خانواده و افراد اجتماع را در ذهن خود جا بیاندازید مشکلاتتان با او به حداقل خواهد رسید.
معمولا پسران در دوران نوجوانی، از لحاظ روانی و جنسی غیر قابل کنترل می شوند. پدران باید در مورد این دوران و مشکلاتش با پسرشان صحبت کنند و تجربیات خود را در اختیارشان بگذارند. اینکه چطور میتوان جلوی این احساسات را گرفت و چطور می شود بر خشم خود غلبه کرد. آن ها را به ورزش و فعالیت های بدنی ترغیب کنند و خودشان نیز گاهی با پسرشان ورزش کنند.
پدران باید در این زمینه کمی از خود گذشتگی کنند. مثلا اگر می بینند که پسرشان ناراحت است به جای بی محلی و بی توجهی بیشتر به او نزدیک شوند و علت ناراحتیش را بپرسند و به او اطمینان خاطر دهند که تا حد توان کمکش می کنند که مشکلش حل شود. حتی اگر پسرشان از صحبت کردن امتناع کرد سعی کنند راه ارتباط با او را بدست بیاورند. در این شرایط تنها گذاشتن او کار خطرناکی است. هر چه پدر و مادر به پسرشان نزدیک تر باشند بهتر است.
ازنکات کلیدی در روابط پدر و پسر این است که علاقمندی های او را بشناسید و به او کمک کنید که در مسیری که قدم بر میدارد بهترین باشد. نه اینکه بگویید این کار به درد تو نمی خورد. این رشته تحصیلی مناسب تو نیست. اجازه دهید تصمیمات مهم زندگی اش را خودش بگیرد. مگر اینکه مطمئن شوید در این مسیر چاله است. موانع را به او نشان دهید و از تجربیات افرادی که این مسیر را رفته اند کمک بگیرید.
اگر پدر خوبی باشید پسرتان بیشتر از هر زمان دیگری به شما نزدیک می شود. سعی کنید به جای اینکه نقش والدین را داشته باشید با او دوست شوید. اطلاعات خود را بروز کنید. این فاصله فرهنگی بلای جان خانواده ها شده است. تا می توانید در مورد مسائل مختلف مطالعه کنید تا هم صحبت خوبی برای فرزندتان شوید. اگر به اینصورت رفتار کنید پسرتان نیز اجازه اشتباه را به خود نمی دهد زیرا می داند که شما هر چه را که می گویید به صلاح خودش است.
سعی کنید کارهایی که یک مرد باید انجام دهد را به او یاد دهید. به او بیاموزید که روی پای خودش بایستد. به دیگران کمک کند. حتی ماشین را روشن کند و تعمیراتش را نیز به او بیاموزید. تنها پدر است که می تواند به پسرش بفهماند مرد بودن یعنی چه و در آینده مسئولیت بزرگی بر عهده اوست. پدر به پسر می گوید که اشتباهات او را تکرار نکند و راه های درست نرفته پدر را برود. در این صورت است که آینده او تضمین خواهد شد. پسر تا زمانی که مسئولیت بزرگی به او سپرده نشود مزه مرد بودن را نخواهد چشید. اگر در این زمینه به مشکلی خوردید مشاوره خانواده کمک خوبی برای شما خواهد بود.
همه ما از اهمیت و جایگاه پدر آگاه هستیم. پدر هر چقدر هم که بد باشد باز هم پدر است و احترام او واجب. دراین بین پسران معمولا نسبت به سایر اعضای خانواده، کمی با پدرشان راحت تر صحبت می کنند. بهتر است در این بین با آن ها خوش رفتار باشید. پدران معمولا از پسرانشان زودرنج تر و حساس تر هستند. به اصطلاح دلشان از پسرشان راحت تر می شکند. پدر از قدیم الایام رهبر خانواده بوده و بسیار مغرور است. هیچگاه غرور او را نشکنید و او را با حرف هایتان آزرده خاطر نکنید. اگر در زمینه ای اختلاف نظر دارید سعی کنید سکوت کنید و بگویید حرف شما هم کاملا درست است و روی نظر شما هم فکر میکنم.
عواملی است که باعث بی احترامی به پدر خواهد شد.
عواملی که کار پدر و پسر را به اختلاف می کشاند؟
معمولا در هر خانه ای به بهانه های مختلف پدران و پسران با هم درگیر هستند. اما مهم ترین عوامل دعوای پدر و پسر :اختلافات سنی پدر با پسر ، اختلافات فرهنگی، مشکلات اقتصادی و فقر است که حتی تا سن 30 سالگی نیز ادامه دارد.
از چه زمانی پدر باید پسرش را تربیت کند؟
معمولا از دوران کودکی و از زمانی که کودک میتواند حس کند، ببیند و بشنود باید کاملا تحت نظارت پدر و مادر باشد. رفتارهای خوب و بد دختر و پسر از دوران کودکی اش شکل میگیرد. فراموش نکنید نقش پدر در همه زمان ها پر رنگ است. پسر در دوران کودکی، نوجوانی، جوانی و حتی زمانی که خودش صاحب فرزند شد به محبت پدرش نیاز دارد.
آیا پدری که خودش اشتباه می کند می تواند پسر خوبی تربیت کند؟
در اکثر موارد خیر. زیرا همانگونه که گفته شد پدران الگوهای فرزندان خصوصا فرزندان پسر هستند. هر کار اشتباه، تصمیم اشتباه یا رفتار بد در زندگی آن ها نیز تاثیر مستقیم خواهد داشت و به نوعی آن ها را تقلید می کنند. البته همه انسان ها جایز الخطا هستند اما اگر فرزندان سالمی می خواهید باید درصد اشتباهات خود را کم کنید.
هدف مرکز مشاوره و روانشناسی آویژه از ارائه اطلاعات لازم در زمینه مشکلات روانی، افزایش آگاهی شماست تا با توسعه دانش خود، جهت ارتقا و بهبود کیفیت زندگی خود، گامی مهم بردارید. لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر سایر مقالات متخصصان مرکز مشاوره آویژه را مطالعه نمایید .
در این راستا مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه خدمات متنوعی را در زمینه مشاوره کودک به شما هم میهنان عزیز ارائه میدهد.
برگرفته از مقاله : منبع: مشاوره خانواده آویژه / https://psychology.avije.org/
10 Ways to Strengthen Father and Son Relationships
علائم، عوامل محرک و راهبردهای بهبود در آسیب روحی ناشی از خیانت
آیا فکر می کنید شما یا کسی که می شناسید ممکن است در حال مبارزه با آسیب روحی ناشی از خیانت یا رهاشدگی در گذشته باشید؟ اگر چنین است، پس در حال خواندن مقاله خوبی هستید!
در این مقاله مرکز مشاوره روانشناسی آویژه به موارد زیر خواهیم پرداخت:
بزنیم بریم سراغ اصل مطلب آویژه!
آسیب روحی ناشی از خیانت چیست؟
آسیب روحی ناشی از خیانت نتیجه زیر پا گذاشته شدن عمیق یک وابستگی است، جایی که فردی که برای امنیت و رفاه خود به آن وابستگی اعتماد دارد، مورد سوء استفاده یا بی توجهی قرار گرفته است.
آسیب روحی ناشی از خیانت اغلب ناشی از موارد زیر است:
آسیب روحی ناشی از خیانت به شدت با سایر انواع آسیب های روحی متفاوت است زیرا نه تنها تجربه سوء استفاده را در بر می گیرد، بلکه همراه با تجربه خیانت شدن توسط یک رابطه کلیدی مانند والدین، سرپرست، قیم، شریک عاطفی یا فرد دیگری است که برای حمایت و امنیت به او اعتماد شده است.
چون قربانیِ این نوع خیانت، اغلب برای برآورده شدن نیازهای جسمی، روانی و/یا احساسی خود به فردِ آزارگر وابسته است، برای حفظ رابطه رفتار خود را تغییر می دهد.
قربانی ممکن است دچار موارد زیر شود:
این شکل از احساس تنهایی روانی، یک استراتژی مقابلهای است که با مسدود کردن چیزهایی که برای رویارویی بیش از حد دردناک یا ترسناک هستند، از امنیت ذهنی و احساسی فرد محافظت می کند.
به عنوان مثال، کودکی ممکن است خودش را برای رفتار بد والدینش سرزنش کند یا دلیلی برای خودش بتراشد که به احساس بهتر او نسبت به اتفاقی که افتاده کمک کند. این موضوع میتواند توضیح دهد که چرا بسیاری از قربانیان سوءاستفاده، همچنان با فرد آزارگر خود میمانند و تأثیر سوءاستفاده را بعد از وقوع آن کماهمیت جلوه میدهند، یا چرا کودکانی که به طور پنهانی مورد آزار و اذیت قرار میگیرند، به نظر میرسد رابطهای صمیمی با فرد آزارگر خود دارند.
علائم آسیب روحی ناشی از خیانت
علائم و نشانه های آسیب روحی ناشی از خیانت متفاوت است، اما به طور کلی شامل علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مانند موارد زیر می شود:
آسیب روحی ناشی از خیانت در این مورد منحصر به فرد است زیرا شامل احساسات شدید شرمساری مرتبط با سوء استفاده یا نقض شدن است. بنابراین، اگر از آسیب روحی ناشی از خیانت رنج می برید، ممکن است از موارد زیر رنج ببرید:
علائم آسیب روحی ناشی از خیانت (ادامه)
همچنین ممکن است نسبت به اینکه به چه کسی می توانید اعتماد کنید، بدبین و شدیدا مراقب باشید. این اغلب منجر به موارد زیر می شود:
افرادی که از آسیب روحی ناشی از خیانت رنج می برند همچنین ممکن است دچار گوشه گیری اجتماعی و اضطراب شوند. برای اطلاعات بیشتر در مورد اضطراب اجتماعی و چگونگی غلبه بر آن، وبلاگ ما را بررسی کنید → اینجا([لینک وبلاگ در مورد اضطراب اجتماعی])
علاوه بر این، ممکن است برای مقابله با آسیب روحی ناشی از خیانت استراتژی هایی را توسعه داده باشید که شامل موارد زیر می شود:
بهبودی از آسیب روحی ناشی از خیانت
اگرچه آسیب روحی ناشی از خیانت می تواند دردناک و زندگی را تغییر دهد، ابزارها و مشاوره های خیانت زیادی وجود دارد که می تواند به شما در شروع بهبودی و بازپس گیری زندگی تان کمک کند.
پذیرفتن اینکه مورد خیانت قرار گرفته اید، اولین قدم برای غلبه بر آسیب روحی ناشی از خیانت است. افرادی که دچار "عـــدم تشخیص خیانت" می شوند، تمایل ندارند خودشان را درگیر با این نوع از آسیب ببینند، زیرا تایید و پذیرش اتفاقی که افتاده می تواند طاقت فرسا و دردناک باشد.
برای مقابله با این احساسات، بسیاری از افراد با کم اهمیت جلوه دادن موقعیت، وانمود کردن به اینکه هرگز اتفاق نیفتاده، یا "کناره گیری" کامل از زندگی (به عنوان مثال، افسردگی، سوء مصرف مواد مخدر و غیره) به حالت اجتناب روی می آورند. با این حال، به همان اندازه که پذیرفتن حقیقت ممکن است سخت باشد، اجتناب یا انکار آن تنها استرس و اضطرابی را که احساس می کنید افزایش می دهد.
پذیرفتن آسیب روحی ناشی از خیانت به شما قدرت می دهد تا در روند بهبودی خود پیش قدم باشید. شما می توانید از آسیب ناشی از خیانت به عنوان فرصتی برای رشد شخصی استفاده کنید و در صورت لزوم برای جلوگیری از آسیب های بعدی، اقدامات ایمنی را انجام دهید.
هنگامی که بتوانید آنچه اتفاق افتاده را بپذیرید، می توانید روی یافتن استراتژی های مقابله سالم برای حمایت از خود در طول فرآیند بهبود تمرکز کنید.
محرک (Trigger) محرک ها صداها، مناظر، بوها و احساساتی هستند که شما را به یاد رویداد آسیب زا می اندازند. محرک های آسیب روحی ناشی از خیانت بسته به تاریخچه منحصر به فرد شما می توانند اشکال مختلفی داشته باشند.
آسیب روحی ناشی از خیانت می تواند زمانی تحریک شود که به شما یادآوری شود که در ابتدا چه خیانتی صورت گرفته است: چه گفته شد و چه کاری انجام شد، چه احساسی داشتید و غیره. برخی از یادآوری های رایج از آسیب روحی ممکن است شامل افراد درگیر، مکان ها یا زمان های خاص از سال و دیدن کسی باشد که شما را به یاد فرد آزارگر می اندازد.
افراد اغلب بدون آگاهی کامل یا به طور ناخودآگاه به یادآوری های خیانت واکنش نشان می دهند. ممکن است ناگهان احساس عصبانیت، حالت تدافعی یا اضطراب کنید بدون اینکه دلیل آن را به طور کامل بدانید.
در هر صورت، دانستن اینکه چه محرک هایی از آسیب روحی ناشی از خیانت به احتمال زیاد بر شما تأثیر می گذارد، می تواند به شما کمک کند تا احساسات خود را به طور مؤثرتری مدیریت کنید.
وقتی کلمه «خیانت» را می شنویم، می تواند احساسات منفی زیادی را به وجود آورد (مثلاً ممکن است احساس شرم، خشم شدید، غم و اندوه یا بیماری کنید). وقتی افراد این احساسات شدید را از رویدادهای آسیب زا تجربه می کنند، به طور معمول سعی می کنند به هر روشی که ممکن است آنها را از بین ببرند.
پذیرفتن احساسات ناخوشایند بخش مهمی از مقابله با آسیب روحی ناشی از خیانت است. سعی کنید با احساسات خود به طور مستقیم روبرو شوید و آنها را همانطور که به وجود می آیند، بپذیرید. این به معنای نامگذاری احساسات خود بدون قضاوت یا سرزنش (مثلاً، آسیب دیده، عصبانی، ترسیده) است.
اگرچه در ابتدا ممکن است دردناک باشد، یادگیری پذیرش احساسات دشوار، مانند احساسات مرتبط با خیانت، به شما امکان می دهد از آنها عبور کنید و کنترل زندگی خود را دوباره به دست بگیرید.
پذیرفتن به این معنی نیست که احساسات خود را دوست دارید یا وضعیت را تأیید می کنید؛ بلکه به این معنی است که اذعان کنید احساسات دشوار به عنوان بخشی از فرآیند بهبودی می آیند و می روند.
نامگذاری احساسات شما می تواند به قابل درک تر و قابل تحمل تر شدن آنها کمک کند. همچنین به شما کمک می کند تا احساس کنترل بر احساسات خود داشته باشید تا اینکه آنها شما را کنترل کنند.
مراقبت از بدن شما شامل همه چیز، از خوب غذا خوردن تا اختصاص دادن زمان برای مراقبت از خود است. هرچند ممکن است به نظر مرتبط نباشند، بدن و ذهن به طور پیچیده ای به هم مرتبط هستند. زمانی که به طور مداوم نیازهای بدن خود را برای غذا، آب و استراحت برآورده می کنید، با ایجاد پایه ای قوی برای سلامت روان و رفاه خود، از ذهن خود نیز مراقبت می کنید.
می توانید با خوب غذا خوردن و خواب کافی شروع کنید. تغذیه مناسب در تمام طول زندگی شما ضروری است - نه فقط در مواقع استرس - و با بهبود سلامت روان مرتبط بوده است. مقدار زیادی آب بنوشید و غذاهای سالم حاوی ویتامین ها و مواد معدنی (مثلاً میوه و سبزیجات) مصرف کنید.
سعی کنید یک روال منظم روزانه برای خود ایجاد کنید تا بدانید چه چیزی را باید به صورت روزانه انتظار داشته باشید. این قابل پیش بینی بودن به شما در روند بهبودی کمک خواهد کرد.
همچنین ممکن است برایتان مفید باشد که هر روز زمانی را برای خودتان اختصاص دهید تا آرامش پیدا کنید و دوباره انرژی بگیرید. به عنوان مثال، به جای تماشای تلویزیون، کتاب خوبی بخوانید، به بیرون از خانه برای قدم زدن بروید یا کار خوبی برای فرد دیگری انجام دهید.
ورزش نیز یکی از بهترین راه ها برای مراقبت از بدن شماست. زمانی که به طور منظم ورزش می کنید، اندورفین هایی ترشح می شوند که به طور طبیعی روحیه شما را تقویت می کنند. همچنین راهی عالی برای خلاص شدن از شر احساسات فروخورده است.
با اختصاص دادن زمان و تلاش لازم برای برآوردن نیازهای بدنتان، به خودتان می گویید که فرد باارزشی هستید که ارزش مراقبت کردن را دارید!
بهترین نوع مراقبت از خود زمانی است که دقیقا زمانی که احساس خطر یا تمایل به رفتار مخرب دارید، انجام دهید. زمانی که مکانیزم های مقابله ای نداشته باشیم، احساسات ما می توانند ما را کنترل کنند، به جای اینکه ما بتوانیم به طور سازنده از آنها عبور کنیم.
بسیاری از افراد متوجه شده اند که داشتن لیستی از مهارت های مقابله ای که در هنگام احساس شدید یک عاطفه می توانند به آن مراجعه کنند، مفید است. این ابزارها «مهارت های بقا در بحران» نامیده می شوند و باید به شما کمک کنند تا از هر احساس دشوار ناشی شده بدون آسیب رساندن یا بدتر کردن شرایط عبور کنید.
ایجاد تمرین ذهن آگاهی - ذهن آگاهی توانایی حضور کامل در هر لحظه بدون قضاوت یا انتقاد است. زمانی که ذهن آگاهی دارید، از همه چیز اطرافتان آگاه هستید تا اینکه حواس پرت شوید یا درگیر افکار خودتان در مورد اتفاقاتی که افتاده یا هنوز نیفتاده باشید. ذهن آگاهی می تواند به شما کمک کند زمانی که احساسات منفی شروع به غلبه بر شما می کنند، خودتان را متمرکز کنید تا آنها بر شما چیره نشوند.
مراقبت از خود و پذیرش خود را تمرین کنید – مراقبت از خود به معنای مهربان بودن با خودتان است، زمانی که شکست خورده اید، توسط دیگران آزار دیده اید یا بدرفتاری شده اید، یا با دوران سختی یا مانعی روبرو شده اید. مراقبت از خود می تواند به سادگی چند دقیقه در روز اختصاص دادن برای تشویق خودتان به دلیل گذراندن از موقعیت های سختی باشد که با آنها روبرو می شوید. مراقبت از خود توانایی شما را برای مقابله موثر، مدیریت افکار و احساسات منفی در مورد خودتان و افزایش انگیزه شخصی تان تقویت می کند.
نفس عمیق بکشید - وقتی احساس استرس می کنید، نفس کشیدن تان کوتاه تر و سطحی تر می شود که در واقع احساس وحشت یا استرس را تشدید می کند. دم و بازدم آهسته از دیافراگم، سیستم عصبی شما را به حالت آرام تری بازنشست می کند و می تواند به شما کمک کند در هنگام ناراحتی یا غرق شدن در احساسات، آرام شوید.
صحبت کردن در مورد تجربیاتتان با افرادی که دلسوز و حمایتگر هستند می تواند به شما کمک کند افکار و احساسات خود را در یک محیط امن پردازش کنید. این فرد ممکن است یکی از اعضای خانواده، یک دوست، یک درمانگر یا گروه حمایتی با اعضای قابل اعتماد و همدل باشد.
خانواده و دوستان: روابط سالم به شما احساس ارتباط و تعلق خاطر می دهد و باعث می شود احساس تنهایی نکنید. از آنجایی که با غرق شدن در مشکلات، توانایی مقابله با آنها کاهش می یابد، به حمایت دیگران نیاز داریم تا در الگوهای منفی تفکر یا رفتاری که فقط باعث پیچیده شدن مشکلاتمان می شود، گیر نکنیم.
ممکن است بعد از خیانت، نسبت به اعتماد دوباره به دیگران مردد باشید، اما مهم است تمرین کنید تا به افرادی که اعتمادشان را جلب کرده اند و با اعمال و سخنانشان نشان می دهند که به رفاه شما اهمیت می دهند، اعتماد کنید.
نوشتن خاطرات: گاهی اوقات پیدا کردن کلمات برای گفتن داستان به صورت کتبی، راحت تر از صحبت کردن است. نوشتن خاطرات در مورد آنچه تجربه می کنید، می تواند اولین گام بسیار مفیدی باشد و یک عمل مداوم مراقبت از خود برای درک افکار و احساساتتان باشد. همچنین می توانید در مورد استراتژی های مقابله ای که استفاده کرده اید یا دوست دارید تمرین کنید، یادداشت بردارید.
گروه های حمایتی: فقط گوش دادن به داستان های دیگران می تواند فوق العاده مفید باشد. شرکت در جلسات الکلی های گمنام (AA) یا گروه های حمایتی می تواند به شما کمک کند احساس تنهایی کمتری نسبت به آنچه که پشت سر گذاشته اید داشته باشید. زمانی که به داستانهای دیگران گوش میدهید، میتوانید از تجربیاتشان بیاموزید و ببینید که چگونه توانستهاند با این موضوع کنار بیایند و بهبود یابند. این می تواند شما را برای برداشتن گام های لازم برای بهبودی خودتان، حتی زمانی که ممکن است در مواقعی سخت یا چالش برانگیز به نظر برسد، انگیزه دهد.
درمان: درمان به طور خاص به عنوان یک مکان امن در نظر گرفته شده است، جایی که می توانید بدون قضاوت یا انتقاد در مورد عمیق ترین افکار و احساسات خود صحبت کنید. درمانگر شما برای گوش دادن با قلبی باز، کمک به شما در ایجاد مهارت های مقابله، یافتن راه های جدید برای درک آنچه اتفاق افتاده است (و آنچه اکنون در حال اتفاق است) و حرکت به جلو به روشی سالم در آنجا حضور دارد.
منبع: https://psychology.avije.org/ روانشناسی آویژه