همه شما برای یک بار هم که شده کلمه ی ازدواج فامیلی را شنیده اید و حتی فراتر از آن، شنیده اید که می گویند عقد دختر عمو و پسر عمو را در آسمان ها بسته اند!
اینکه چقدر این واژه و ضرب المثل های مشابه را شنیده باشید، بستگی به آن دارد که در کجا متولد شده باشید.
ازدواج فامیلی یعنی ازدواجی که زوجین در آن جد و نیای مشترک داشته باشند. در واقع ازدواج زوجی که رابطه ی خانوادگی درجه پنج دارند، ازدواج فامیلی محسوب نمی شود.
در احادیث امامان ازدواج فامیلی گاه نکوهش و گاه تشویق شده است، اما از این موارد که بگذریم ما می خواهیم تا موارد روانشناسی و دیدگاه علمی را در این باره بررسی کنیم.
از شما دعوت می کنیم در ادامه مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید تا به بررسی دیدگاه علم روانشناسی نسبت به ازدواج فامیلی و اثرات آن را مورد بررسی قرار دهیم.
با بهترین مشاوره خانواده حضوری در تهران هم اندیشان برای حل مشکلات زندگی مشترک راهکارهای مناسبی پیدا کنند. در جلسات مشاوره حضوری، با بررسی شرایط خانواده و کمک گرفتن از متخصصان، میتوان برای مدیریت تعارضها، بهبود صمیمیت و تقویت روابط خانوادگی قدمهای مؤثری برداشت.

اولین و مهم ترین نکته که امروزه با پیشرفت و گسترش علم پزشکی همه ی مردم به خوبی می دانند، این است که، در ازدواج فامیلی احتمال معلولیت فرزندی که به دنیا خواهد آمد افزایش پیدا می کند؛ حتی اگر درجه ی نسبت زوج سه و چهار هم باشد، باز هم به دلیل تشدید ژن های معیوب، امکان معلولیت فرزند وجود دارد.
اینکه می گوییم دیدگاه شما نسبت به این امر، یعنی ازدواج فامیلی مربوط به محل تولد شماست؛ به این دلیل است که هر کشوری، استان و حتی شهر دیدگاه مختص به خود را در این باره دارد.
برای واضح تر شدن قضیه بدانید که این ازدواج در خاورمیانه رایج است، ولی در برخی کشورهای اروپایی و شمال آمریکا، ازدواج فامیلی یا ممنوع است یا مردم بسیار آن را بد می دانند؛ اما مثلا در کشور خودمان در استان های جنوبی و به خصوص اقوام بختیاری و استان سیستان و بلوچستان رواج دارد.
افرادی که این نوع ازدواج را انتخاب می کنند، باید آزمایش های ژنتیکی را حتما انجام بدهند.
روانشناسان و مشاوران به طور کلی ازدواج با خویشاوندان را توصیه نمی کنند؛ اما آنها بهترین نوع ازدواج فامیلی را هم در بین خویشان، درجه سه توصیه می کنند.
البته کارشناسان مختلف در این باره نظرات متفاوت و مثبت و منفی زیادی داده اند و به طور قطعی نمی توان گفت که باید یا نباید ازدواج فامیلی صورت بگیرد.
روانشناسان توصیه می کنند، در هر ازدواجی، چه فامیلی و چه غیر فامیلی، هر دو طرف باید به خوبی و درست یکدیگر را ارزیابی کنند. ارزیابی طرف مقابل در ازدواج فامیلی هم مانند بقیه ی ازدواج ها اهمیت دارد؛ به این دلیل که هر چقدر هم دو خانواده یکدیگر را بشناسند، این شناخت سطحی است.
در این راستا ما توصیه می کنیم مقاله برای آشنایی قبل از ازدواج چه باید کرد و به چه نکاتی باید توجه کرد؟ را مطالعه بفرمایید تا اطلاعات مفیدی را در جهت شیوه های ارزیابی طرف مقابلتان آموزش ببینید و انتخاب درستی را رقم بزنید.

در حالت عادی، احتمال اینکه فرزند یک زوج دارای معلولیت یا نارسایی باشد 2 تا 3 درصد است؛ اما در ازدواج فامیلی این مقدار دو برابر می شود، یعنی احتمال معلولیت یا نارسایی در فرزندتان 5 تا 6 درصد!
گاهی حتی این درصد به 12 تا 15 می رسد، (این درصد ها در صورت نداشتن سابقه ی فرزند معلول در آنها است.) زمانی که ازدواج ها فقط در یک سمت خانواده اتفاق می افتد؛ یعنی زوج هر دو فقط از خانواده ی پدری یا مادری باشند.
در دی ان ای هر شخص، ژن هایی وجود دارد که توانایی مقاومت در برابر برخی بیماری ها را ندارد.
زمانی که دو فرد از یک خانواده تصمیم به ازدواج می گیرند، طبیعی است که ژن های ضعیف شان یکسان باشد؛ پس در نتیجه ازدواج آن ها ممکن است فرزندی معلول به دنیا بیاورد. (با توجه به درصد های ذکر شده و البته سابقه ی داشتن یا نداشتن معلولیت در خانواده آن ها)
نکته ای که تمام زوج های فامیلی باید بدانند این است که سالم بودن فرزند اول، سلامت بقیه فرزندان را تأیید نمی کند.
ازدواج فامیلی، درجه بندی متفاوتی دارد. ازدواج فامیلی معمولا از اقوام درجه 3 به بعد رخ می دهد.
اقوام درجه 3 عبارت است از پسرعمو و دختر عمو، دختر خاله و پسر خاله، دختردایی و پسر عمه، دخترعمه و پسر دایی، که از علم پزشکی مطلوب نیست اما در مملکت ما رایج است.
در ازدواج با اقوام درجه 4، ازدواج بین نسل سوم رخ می دهد؛ برای مثال ازدواج یک فرد با نوه عمو، دایی، خاله است. این نوع ازدواج نیز خطرات ژنتیکی دارد، اما به نسبت ازدواج با اقوام درجه 3 این خطر کمتر است.
ازدواج درجه 5 بین نوادگان رخ می دهد و مطلوب ترین است؛ چرا که دیگر ازدواج فامیلی محسوب نمی شود و خطر آن در حد ازدواج دو فرد غیر فامیل است.

شاید اینکه بگوییم ازدواج فامیلی معایبی دارد، عده ای در مقابل ما جبهه بگیرند، اما بدیهی است که زمانی که اختلافی بین زوجی که نسبت فامیلی دارند میافتد، تمام نزدیکان به واسطه ی ارتباطشان به خود اجازه دخالت و پا درمیانی می دهند.
نه اینکه در دیگر ازدواج ها دخالت نباشد، اما در ازدواج فامیلی این مورد بسیار بیشتر دیده می شود.
اول از همه بدانید که تصمیم گیرنده شما هستید، ما فقط شما را به راهی که علم می گوید درست تر است هدایت می کنیم. متاسفانه برای ازدواج فامیلی در کشور ما مشاوره ی ژنتیک و تست ها و آزمایشات مربوط به آن اجباری نیست.
علاوه بر آن هزینه های مربوط به این موارد بسیار زیاد است و بیمه ها هزینه های آن را جز در مواردی اندک و به خصوص آن هم نه به طور کامل بر عهده نمی گیرند. هزینه های زیاد این مشاوره باعث می شود تعداد بسیار زیادی از کسانی که قصد دارند ازدواج فامیلی داشته باشند از آن خودداری کنند.
البته لازم به ذکر است که هزینه ها با توجه به دکتر مربوطه و نوع و مدتشان متفاوت خواهند بود.
توصیه ی ما این است که اگر قصد ازدواج با یکی از خویشاوندان خود را دارید، برای آرامش فکر خودتان و اینکه در آینده دچار پشیمانی و مشکلات فرزندی که معلول است نشوید، این مشاوره و آزمایشات را نادیده نگیرید.
مشاور ژنتیک شجره نامه زوجین را رسم و بررسی کرده و میزان ضریب هم خونی را محاسبه می کند و میزان خطر هر ازدواج را مشخص می کند، و راهنمایی های لازم را به افرادی که می خواهند با هم ازدواج کنند می دهد.
توصیه می شود حتما از مراکز درمانی معتبر استفاده کنید و از استاندارد بودن تست ها هم تا حد امکان اطمینان حاصل کنید، زیرا که اگر آزمایش ها استاندارد نباشند نه تنها باعث نگرانی و استرس بیشتر در زوجین و خانواده شان می شود، بلکه ممکن است هزینه های اضافی در پی داشته باشد.

شناخت پیش از ازدواج، از مراحل مهم یک وصلت است که نقش تعیین کننده ای در موفقیت آن دارد. اگر طرفین زمان کافی برای شناخت همدیگر اختصاص دهند، می توانند با اطمینان در مسیر ازدواج قدم بردارند و یک زندگی موفقیت آمیز برای خود رقم بزنند.
در این مقاله به بررسی راه های شناخت پیش از ازدواج خواهیم پرداخت. از این رو از شما دعوت می کنیم در ادامه مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید.
با بهترین مشاوره خانواده حضوری در تهران هم اندیشان برای حل مشکلات زندگی مشترک راهکارهای مناسبی پیدا کنند. در جلسات مشاوره حضوری، با بررسی شرایط خانواده و کمک گرفتن از متخصصان، میتوان برای مدیریت تعارضها، بهبود صمیمیت و تقویت روابط خانوادگی قدمهای مؤثری برداشت.
این مدت نسبت به افراد مختلف و در خانواده های مختلف می تواند متفاوت باشد و بیشتر به فرهنگ آن خانواده بستگی دارد؛ اما در حالت کلی بهتر است یک بازه 6 ماهه باشد که در آن دختر و پسر همه روزه در ارتباط باشند.
در این مدت باید طرفین همدیگر را ملاقات کرده و رفتار و عملکرد همدیگر را بسنجند. اگر ارتباط کمتر باشد ممکن است طرفین در شرایط واقعی قرار نگرفته و کمتر همدیگر را بشناسند.
دختر و پسر در ازدواج، بسته به نوع آن که سنتی یا مدرن است، از طرق مختلفی به شناخت همدیگر می پردازند.
در ازدواج سنتی طرفین در مورد مسائل کلیدی صحبت کرده و به توافق می رسند و پس از آن وصلت انجام می شود. اما در ازدواج های مدرن، دختر و پسر پس از طی یک دوره آشنایی قبل از ازدواج، پس از آن که به توافق رسیدند تصمیم به ازدواج می گیرند.
در برخی از خانواده ها نیز ترکیبی از این روش ها را به کار می گیرند؛ یعنی پس از خواستگاری مدتی را به عنوان فرصت آشنایی در اختیار دختر و پسر قرار می دهند.
از زمان های دور که ازدواج ها سنتی بود، خانواده ها برای شناخت پیش از ازدواج، تحقیقات محلی انجام می دادند و پس از آن با مدرن تر شدن ازدواج ها، طرفین خواستار شناخت زیاد از هم شدند و انواع دیگری از روش های شناخت پیش از ازدواج به این مراحل اضافه شد.
در ادامه این روش های شناخت را برای شما توضیح می دهیم.
این روش هنوز از رده خارج نشده است و کارایی خود را دارد. بسیاری از خانواده ها در وهله اول یک فرد مورد اعتماد را به محل زندگی یا کار دختر می فرستند، تا بدون آن که او را بشناسند، در مورد رفتار او، نشست و برخاست مهمانداری و آداب و معاشرت او تحقیق کند.
در مورد پسر نیز فردی را به محل کار پسر او می فرستادند تا رفتار او را زیر نظر بگیرد و ببیند چگونه با مردم معاشرت می کند؛ آیا خوش اخلاق است یا بی حوصله؟ مردم دار است یا نه؟
پس از آن که دختر و پسر از تحقیقات محلی سربلند بیرون آمدند، نوبت به معاشرت آنها می رسد.

بهتر است دختر و پسر با خانواده همدیگر آشنا شوند و رفت و آمد کنند. نظر خانواده ها مهم است؛ چرا که ممکن است طرفین تحت تاثیر احساسات قرار داشته باشند و بسیاری از مسائل را نبینند.
مهم است که طرفین نظر یک مشاور را در این رابطه جویا شوند و تصور نکنند که خود به تنهایی می توانند تمامی مشکلات را حل کنند.
در برخی از موارد، فرهنگ رایج در آن خانواده یا تعصبات خانواده اجازه نمی دهد دختر با خواستگار خود بیرون برود.
در چنین شرایطی تماس های تلفنی می تواند برای شناخت مفید باشد؛ یا دختر و پسر در حضور خانواده و با کمی فاصله از آنها می توانند صحبت کنند.
اما در هر حال خانواده ها باید بدانند که زمان آشنایی قبل از ازدواج بسیار مهم است؛ چرا که عدم شناخت ممکن است مانع از ازدواج شود یا پس از ازدواج با مشکل مواجه شود.
زمان آشنایی قبل از ازدواج، به این دلیل است که طرفین در مورد مسائل مختلف از جمله ارزش ها، خط قرمزها، خصوصیات اخلاقی، میزان مهریه، سلیقه ها و... با هم صحبت کنند.
طرفین باید در مورد هر موضوعی که برای آنها مهم است، صحبت کنند و اجازه ندهند موضوعی پشت پرده بماند؛ ضمن این که باید به رفتار هم توجه داشته باشند.
باید دقت نمایید که در بسیاری از موارد، حرف های فرد با عملش تناقض دارد و فرد خود را خوب نشان داده درحالی که اعمالش خلاف آن را می گوید. در راستای این مورد، پیشنهاد می کنیم مقاله «سوالات خواستگاری – مهم ترین سوالات در خواستگاری که حتما باید پرسیده شود!» را مطالعه بفرمایید.

لازم است طرفین این زمان را بسیار با دقت سپری کنند و به مواردی که در ادامه بیان خواهیم کرد، توجه داشته باشند.
قبل از ازدواج، بهتر است به حرف ها و نظرات فرد مقابل دقت شود. برای مثال فردی که می گوید مخالف کار کردن خانم در محیط مردانه هستم، به احتمال زیاد پس از ازدواج نظرش تغییر نمی کند.
یا خانمی که بسیار اجتماعی است و خواستگار او پسری بسیار کم حرف است، اگر اجتماعی بودن و معاشرت جزو معیارهای اصلی او برای ازدواج است، باید این نکته را در نظر داشته باشد.
در مورد ازدواج نباید عجولانه تصمیم گرفت؛ اگر فرد مناسبی برای ازدواج پیدا شد، نباید عجله کنید! بلکه با فکر و درایت قدم بردارید تا طلاق پیش نیاید.
در بسیاری از موارد، فرد نسبت به هشدارهای طرف مقابل بی تفاوت است. رفتارهایی مانند خساست، اعتیاد، داشتن شخصیت مردم گریز و یا وجود برخی اختلالات روانی در دوران آشنایی می تواند تشخیص داده شود.
بهتر است این هشدارها را جدی بگیرید. وقتی خانواده ای به دختر اجازه معاشرت برای ازدواج را می دهد، دختر باید به برخی خصوصیات دقت کند. برای مثال پسر او را به چه جور جایی می برد؟ آیا به او تعارف می کند یا نه؟ تا چه اندازه با ملاحظه است؟
خساست به سرعت قابل تشخیص است و خواستگار خسیس به سرعت خود را لو می دهد. برای مثال در طول بیرون رفتن دست به جیب نیست؛ یا این که در مناسبت های مختلف مانند تولد هیچ کادویی برای خانم نمی خرد!
این خساست، پس از ازدواج بسیار برای خانم دردسر می سازد. این خساست به صورت ندادن پول کافی به زن و تامین نکردن نیازهای او نمود پیدا می کند، که می تواند او را به مرز افسردگی بکشاند.
برای مثال مرد ممکن است به مادر خود نگاه کند که در یک شهر کوچک زندگی می کند و هر چند سال یک بار برای خود لباس می خرد و او را با همسر خود مقایسه می کند؛ در حالی که زنان امروزی خواسته های زیادی دارند که نباید نادیده گرفته شود.
پسری که قبل از ازدواج بیکار است، یا نمی خواهد به دنبال کار باشد، به احتمال زیاد پس از ازدواج نیز به این روند ادامه خواهد داد.
بسیاری از افراد تصور می کنند مشکلات فرزندانشان پس از ازدواج حل می شود. مشکلات سختی مانند اعتیاد، بی مسئولیتی، تنبلی پس از ازدواج نه تنها حل نمی شود، بلکه چندین برابر نیز می شود و فرد نمی تواند مسائل خود و ازدواج را هر دو با هم حل کند.
شغل برای یک مرد بسیار مهم است. وضع مالی خوب برای خانواده پسر نمی تواند خوشبختی او را تضمین کند؛ مرد باید استقلال مالی داشته باشد. لازم است به این نکته توجه ویژه شود.
پسری که وابسته به خانواده مرفه خود است و در زمینه اشتغال و استقلال مالی کوششی نمی کند، یک مورد بسیار بد برای ازدواج است؛ چرا که با کمک مالی از خانواده زمینه دخالت آنها در زندگی مشترک فراهم شود و مرد از خانواده اش تاثیر زیادی بگیرد.

⚠️ ترس از مجرد ماندن یا ترس از ازدواج نکردن (Anuptaphobia) یک اختلال اضطرابی است که با ترس شدید و غیرمتناسب از مجرد ماندن مشخص می شود. افراد مبتلا به این اختلال از فکر اینکه هیچوقت نتوانند یک شریک زندگی برای خود پیدا کنند، دچار وحشت می شوند.
بسیاری از افراد آرزو دارند که همسر مناسبی را پیدا کنند و یک رابطه عاشقانه شاد و پایدار داشته باشند. اما گاهی اوقات، این آرزو میتواند تبدیل به یک ترس شدید و غیرمنطقی شود که به آن "آنوپتافوبیا" یا ترس از مجرد ماندن گفته میشود.
⚠️ ترس از ازدواج نکردن صرفاً ترس از تنهایی نیست، بلکه ترس از این است که هرگز کسی را پیدا نکنیم که با او زندگی خود را بسازیم و عشق واقعی را تجربه کنیم. این ترس میتواند به حدی شدید باشد که باعث غم ازدواج نکردن، مشکلات در روابط با دیگران و حتی افسردگی به دلیل ازدواج نکردن شود.
در بسیاری از فرهنگها مثل فرهنک فعلی ما ایرانیان، انتظار میرود که افراد تا سن سی سالگی ازدواج کرده باشند و یک زندگی مشترک را شروع کرده باشند. این فشار اجتماعی میتواند برای برخی افراد بسیار سنگین باشد و باعث شود که احساس کنند اگر تا سی سالگی ازدواج نکردهاند، مورد انتقاد قرار میگیرند و این باعث مجرد ماندن تا آخر عمر افراد میشود.
⛔ این ترس و اضطراب میتواند به مرور زمان بر زندگی آنها تأثیر منفی بگذارد و مانع از تجربههای جدید و لذتبخش در زندگی آنها شود.
⭕ اگر شما یا یکی از نزدیکانتان دچار آنوپتافوبیا هستید، بهتر است این مقاله مشاوران مرکز مشاوره خانواده آویژه را به دقت مطالعه کنید. در این مقاله روانشناسان آویژه سعی کرده اند به شما کمک کنند تا ترس از ازدواج نکردن را مدیریت کنید و زندگی شادی را تجربه کنید.
مرکز مشاوره خانواده آویژه با ارائه خدمات تخصصی مشاوره خانواده و روانشناسی، همراه شماست تا با شناخت بهتر روابط عاطفی و مهارتهای ارتباطی، زندگی مشترک سالمتر و رضایتبخشتری بسازید.
علت ترس از مجرد ماندن یا آنوپتافوبیا مشخص نیست.
⭕ ژنتیک ممکن است در این زمینه نقشی داشته باشد، به خصوص اگر فرد سابقه خانوادگی قوی فوبیا داشته باشد. این البته شامل انواع مختلف فوبیا و اختلالات اضطرابی یا پانیک نیز میشود.
⭕ نقش محیط فرد نیز در مورد این نوع از فوبیا بسیار مهم است. ترسهای غیرمنطقی اغلب هیچ دلیل واقعی ندارند جز عزت نفس پایین فرد و احساس کلی عدم برآورده شدن انتظارات کسانی که آنها را دوست دارند یا برایشان احترام قایل هستند مانند والدین.
⭕ اعتماد به نفس ضعیف که اغلب نتیجه آزار و اذیت شدید یا تمسخر مداوم است نیز ممکن است باعث شود که این ترس کنترل فرد را در دست بگیرد و او را کورکورانه به مسیر نابودی هدایت کند.
⭕ افرادی که ترس از ازدواج نکردن دارند احساس خودکم بینی پیدا می کنند. این باعث می شود که آنها در یک رابطه به هر کسی که حتی محبت اندکی به آنها نشان دهد، باج دهند.
برای دانستن میزان تاثیر زیبایی در انتخاب همسر میتوانید مقاله رو به رو را بخوانید: تاثیرات زیبایی در ازدواج

ترس از مجرد ماندن یا آنوپتافوبیا ممکن است باعث شود افراد از ازدواج نکردن وحشت داشته باشند. این ترس میتواند به حدی شدید باشد که افراد را مجبور کند با هر کسی وارد رابطه شوند، حتی اگر به آن فرد علاقه نداشته باشند یا آن رابطه برای آنها مناسب نباشد.
این افراد ممکن است در روابط ناسالم باقی بمانند زیرا از ترس تنها ماندن، حاضر نیستند از آن رابطه خارج شوند.
ترس از مجرد ماندن میتواند ناشی از فشارهای اجتماعی باشد، مانند انتظارات خانواده و دوستان مبنی بر ازدواج در یک سن خاص. این فشارها میتواند باعث شود افراد احساس کنند اگر ازدواج نکنند، مورد انتقاد قرار گرفته یا از جامعه طرد خواهند شد.
رابطه عاطفی مانند یک گیاه نیاز به مراقبت دارد. این رابطه ممکن است در گذر زمان و با بروز اتفاقاتی با مسائل زیادی روبه رو شود، که اگر به موقع تشخیص داده نشده و راه حلی برای آنها یافت نگردد، رابطه به مرور زمان دچار آسیب می شود.
در این مقاله به بیان سوالاتی می پردازیم که با پرسیدن آنها، می توانید وضعیت رابطه خود را بررسی کنید و مشکلات احتمالی را بیابید. پس از شما دعوت میکنیم در ادامه مطلب با مرکز مشاوره هم اندیشان همراه باشید.
مرکز مشاوره خانواده حضوری هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره حضوری، در مسیر حل اختلافات خانوادگی، بهبود روابط زناشویی و ساختن زندگی مشترک آرامتر، همراه شماست. با کمک مشاوران متخصص، برای داشتن رابطهای سالمتر و خانوادهای شادتر قدم بردارید.
این جمله معروف را شنیده ایم که "پیشگیری بهتر از درمان است." گاهی در رابطه عاطفی با مشکلاتی روبه رو می شویم که راحت از کنار آن عبور می کنیم و نسبت به حل آنها بی توجه هستیم.
با گذر زمان این مشکلات ریشه دار تر شده و حل کردنشان سختتر شده و زمان زیادی برای آنها صرف خواهد شد. چه بسا حتی مشکلات دیگری را نیز به همراه خود وارد رابطه کند.
متخصصین توصیه می کنند هر از چند گاهی وضعیت رابطه خود را بررسی کرده و در مورد مشکلات آن چاره اندیشی کنید. این کار باعث می شود قبل از این که مشکلات به مسائل بزرگتری تبدیل شوند، حل شوند.
برای این که وضعیت یک رابطه را بررسی کنیم، باید چندین سوال در زمینه های مختلف از خود بپرسیم. مواردی که در ادامه مطلب بیان میشوند، مربوط به حوزه این سوالات است.
یکی از اولین سوالاتی که باید از خودتان بپرسید، این است آیا رابطه ای که در آن هستم به من آرامش و رضایت لازم را می دهد؟ جوابی که به این سوال می دهید بسیار مهم است.
هدف ما از رابطه عاطفی کسب آرامش و رضایت است؛ پس اگر این آرامش را دریافت نمی کنید، مشکلی در رابطه وجود دارد که باید آن را پیدا کنید. پس از آن برای حل آن راهکارهایی در نظر بگیرید.
سوال دوم این است که آیا مانند سابق او را دوست دارم؟
در یک رابطه خوب علاقه شما نسبت به همسر یا شریک عاطفیتان باید رفته رفته بیشتر شود یا حداقل ثابت بماند. اگر کمتر از گذشته به او علاقه دارید یا او دیگر مانند گذشته شما را دوست ندارد، باید این موضوع را با دقت بیشتری بررسی کنید.

سوال سوم این است که در مورد مسائل مختلف چگونه تصمیم می گیرید؟ آیا هنگام تصمیم گیری در مورد آن صحبت می کنید و نظرات همدیگر را در تصمیم گیری لحاظ می کنید؟
اگر جواب نه است، باید بدانید خودرایی و بی توجهی به نظرات همدیگر، رابطه را سرد می کند. اگر نسبت به خواسته های همسرتان بی توجه باشید و نیازهای او را نادیده بگیرید، به تدریج فاصله میان شما زیاد می شود و رابطه رو به سردی می رود.
قبل از تصمیم گیری باید نظرات همدیگر را بپرسیم و نیازهای همدیگر را در نظر بگیرید.
اختلاف نظر در هر رابطه ای وجود دارد، اما مهم این است که آنها را چگونه حل می کنید؟
ارتباط درست و حل مشکل بخش مهمی از یک رابطه است. اگر نتوانید به موقع در مورد مسائل پیش آمده صحبت کنید، با گذر زمان به یک کینه تبدیل می شود از طرفی اگر مسائل را با تنش عنوان کنید رابطه و صمیمیت شما آسیب می بیند. بهترین راه حل این است که مهارتهای ارتباطی را بیاموزید.
با هم بودن و اختصاص زمان برای همدیگر از جمله موارد حیاتی برای داشتن یک رابطه با کیفیت است. برای با هم بودن با هم برنامه ریزی کنید و ساعاتی از روز یا هفته را به هم اختصاص بدهید.
رضایت جنسی از فاکتورهای مهم رابطه است. سوالات زیر برای ارزیابی این عامل پرسیده می شود:
اگر پاسخ شما به این سوالات منفی است، باید با همسر خود در این مورد صحبت کنید و مشکلات را شناسایی کنید. اگر در این مورد نمی توانید مشکلات خود را حل کنید، از یک سکس تراپیست کمک بگیرید.

اگر فکر می کنید مشکلاتتان بسیار زیاد است، باید قبل از اینکه رابطهتان آسیب ببیند، باید با یک روانشناس آنها را حل کنید.
اگر خودتان یا شریک شما در حال پنهان کاری است، این یک زنگ خطر برای رابطه است. در بسیاری از مواقع طرفین فکر می کنند پنهان کاری مشکلی برای رابطه ایجاد نمی کند، در حالیکه اگر با نفر مقابل از حقیقت مطلع شود، اعتماد او نسبت به شما از بین می رود.

هدف از طرح این سوالات نشان دادن مشکلات در رابطه است. وقتی این مشکلات را تشخیص دادید، چگونه باید آنها را حل کنید؟ در ادامه راه حل هایی ارائه می دهیم که می تواند قدم های مفیدی برای حل مشکل باشد.
قدم اول برای حل مشکلات رابطه، شناسایی درست مشکلات است. باید تشخیص دهید آیا چنین مشکلی وجود دارد یا شما در مورد برخی رفتارها حساس شده اید؟
وقتی این مشکل را شناسایی کردید، در مورد آن با شریک احساسی خود صحبت کرده و نظر او را نیز بدانید. از او بخواهید با شما در حل این مشکلات همکاری کند.
لحن صحبت شما بسیار مهم است؛ نباید او را محکوم کنید یا به او احساس گناه بدهید و او را مقصر جلوه بدهید. باید به صورت بیطرفانه، دوستانه و توام با مهربانی صحبت کنید.
جملاتی نظیر "فکر میکنم بهتر باشد اگر…" یا "من احساس میکنم…" مناسب تر است.
بهتر است برخورد منصفانه ای با قضیه داشته باشید و به رفتارهای خود نیز دقت کنید؛ کدام رفتارهای شما تاثیر مخربی روی شریک عاطفیتان می گذارد. آنها را پیدا کنید و با مشورت همسرتان تغییرات لازم را در آنها بدهید.
برای مثال اگر نسبت به نیازهای شریک عاطفیتان بی توجه هستید و این رفتار شما او را دلسرد می کند، باید در مورد رفتار خود تجدید نظر کنید.
برخی از مشکلات پیچیده هستند و دو نفره نمی توان آنها را حل کرد بلکه باید کمک تخصصی بگیرید.
مشاورین به شما کمک می کنند تا با توجه به نوع شخصیت خود و شریک زندگیتان بتوانید راه حل درست را پیدا کنید. او همچنین شما را راهنمایی می کند تا دیدگاه شما در مورد مشکل تغییر کند.
ممکن است این مشکلات در اثر مسائل فردی مانند بدبینی، ترس یا پایین بودن اعتماد به نفس ایجاد شود که با راه حلهایی برای افزایش این مهارتها حل می شود.

بررسی و ارزیابی رابطه قبل از این که مشکلات رابطه شما را به خطر بیندازد، بسیار اهمیت دارد؛ با این ارزیابی خواهید دانست رابطه شما در کجاها مشکل دارد.
تشخیص به موقع این امکان را می دهد که مشکلات را به موقع و قبل از آسیب رسیدن به رابطهتان حل کنید.
مرکز مشاوره هم اندیشان در کنار شما است تا رابطههایتان را بهبود ببخشید. مشاورین باتجربه خانواده می توانند به شما در حل مشکلات مربوط به رابطه یاری رسانند. برای دریافت مشاوره تلفنی خانواده از سراسر کشور با شماره 9099071985 تماس بگیرید.
ارزیابی رابطه چه کمکی به ما می کند؟
با ارزیابی به موقع رابطه می توانیم بفهمیم در کجای رابطه مشکل داریم و آن را چگونه باید حل کنیم.
پس از تشخیص مشکل چه باید کرد؟
این مشکل ریشه یابی شده و توسط زوجین و با کمک روانشناس حل می شود.
مردان بی مسئولیت نسبت به وظایفی که در قبال خانواده خود دارند، بی تفاوت هستند. آنها فقط به خودشان فکر می کنند و این که رفتار نامناسبشان چه بر سر خانواده شان می آورد، برایشان اصلا اهمیتی ندارد.
معمولا همسران این مردان از این بی مسئولیت شوهرانشان به ستوه آمده اند و نمی دانند چگونه با آنها برخورد کنند؛ چرا که به این مردان نمی توان تکیه کرد!
سوالی که این زنان می پرسند آن است آیا رفتار همسرم قابل اصلاح است؟ آیا روزی می رسد که در قبال خانواده مسئولیت پذیر باشد؟
در ادامه مقاله به این سوالات پاسخ می دهیم و راهکارهایی را به شما نشان می دهیم که با به کار بستن آنها، می توانید تغییراتی را در رفتار او به وجود بیاورید و او را نسبت به بی مسئولیتی هایش آگاه کنید. لذا از شما دعوت می کنیم با هم اندیشان همراه باشید.
مرکز مشاوره خانواده حضوری هماندیشان با ارائه خدمات مشاوره حضوری، در مسیر حل اختلافات خانوادگی، بهبود روابط زناشویی و ساختن زندگی مشترک آرامتر، همراه شماست. با کمک مشاوران متخصص، برای داشتن رابطهای سالمتر و خانوادهای شادتر قدم بردارید.
مسئولیت پذیری به معنای متعهد شدن برای انجام کاری مشخص است. عواملی مانند مسائل اعتقادی، باورهای فرد و قوانین خانواده باعث مسئولیت پذیری فرد می شود.
انسان در مقابل اجتماع خانواده خود مسئولیت هایی دارد که اگر در مقابل آنها کوتاهی کند، به بی مسئولیتی دچار می شود و باید در قبال آن پاسخگو باشد. بی مسئولیتی برای افراد خانواده غیرقابل تحمل است.

با این که رفتار خانواده نمی تواند از فرد بی مسئولیت یک فرد وظیفه شناس بسازد، اما می تواند در تشدید بی مسئولیتی فرد موثر باشد.
گاهی همسر این فرد با انجام رفتارهایی، این بی مسئولیتی را افزایش می دهد. رفتارهای خانواده با مرد بی مسئولیت باید حساب شده باشد تا فرد را تشویق به مسئولیت پذیری کند.
در ادامه راهکارهایی را به شما پیشنهاد می کنیم که با به کار بستن آنها، می توانید برخورد صحیحی با این فرد داشته باشید، به طوری که رفتار او را تغییر دهد.
نحوه برخورد افراد خانواده در مسئولیت پذیری مرد خانواده موثر است. شما هرگز نباید وظایف او را انجام دهید؛ هرکسی باید وظایف مرتبط با نقش خود را انجام بدهد.
وظایف مالی را از طرف شوهرتان انجام ندهید. معمولا اولین واکنش خانم ها در قبال بی مسئولیتی آقایان این است که آبروداری کرده و وظیفه او را انجام می دهند. این کار او را بد عادت کرده و مرد از قبول وظایف خود سر باز می زند.
اگر او از شما خواست نیازهای مالی خود را با درآمدتان تامین کنید، شما نباید این درخواست را قبول کنید؛ چرا که تامین نیازهای مالی شما نیز به عهده همسرتان و او نباید از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کند.
همان طور که شما به عنوان یک زن وظایفی دارید، او نیز در قبال شما و زندگی مشترک وظایفی دارد. بهتر است با او صحبت کنید و او را از نتیجه بی مسئولیتی هایش آگاه کنید.
درست است که همکاری در زندگی مشترک باعث محکم شدن پایه های زندگی می شود، اما اگر مرد زندگی شما بی مسئولیت است، این کار باعث تشدید بی مسئولیتی در او می شود؛ چرا که این از خود گذشتگی را وظیفه شما دانسته و در قبال مسئولیت هایش بی تفاوت خواهد بود.
با این که بی مسئولیتی یک مرد برای همسر او بسیار آزاردهنده است، اما شما نباید نسبت به این موضوع واکنش هایی توام با سرزنش و ایرادگیری از خود نشان دهید. این واکنش ها به بدتر شدن اوضاع می انجامد و رابطه عاطفی شما را دچار آسیب های جدی می کند.
برای این که این مشکل پیش نیاید، شما باید در مورد نیازهای خود بسیار دوستانه با او صحبت کنید؛ انتظارات خود را واضح و شفاف بیان کنید؛ اجازه بدهید وظایفش را بشناسد و در این مورد به او کمک کنید.
اگر نسبت به این امر واکنش های سالمی نشان دهید، رفتار او تغییر خواهد کرد.

بسیاری از مواقع خانم های شاغل تمامی دستمزد خود را در اختیار مرد می گذارند تا در مخارج خانه به او کمک کنند؛ در مورد مرد بی مسئولیت این کار اشتباه است.
مرد باید بداند هزینه شما از هزینه خانه جدا است و شما نباید این هزینه ها را بپردازید. از طرفی شما نیز مخارج خود را دارید و هزینه های خانواده بر عهده شما نیست. در این صورت او به حقوق خود و شما راضی بوده و هرگز به فکر پیشرفت در زندگی نمی افتد.
اگر درآمدتان را برای خود نگه دارید، همسر شما بد عادت نمی شود و استقلال مالی شما نیز حفظ می شود.
اگر همسرتان در مورد انجام وظایفش شکایت کرد، نباید تحت تاثیر قرار بگیرید و وظایف او را انجام دهید.
چون با این کار بی مسئولیتی او تشدید می شود و شاید از این مسئله به عنوان نقطه ضعف شما استفاده کند و به این مورد متوسل شود تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.
خوب است به رفتارهای خود نیز دقت کنید، شاید این همسر شما نیست که بی مسئولیت است؛ احتمالا شما فردی پرتوقع هستید و انتظارات نامعقول و بیش از حد دارید.
در این صورت به فکر متعادل کردن خواسته های خود باشید.

همسرتان را نزد بچه های خود بی اعتبار نکنید.
ممکن است در اثر فشار روانی حاصل از مسئله مسئولیت پذیری، از دست همسر خود به فرزندانتان شکایت کنید؛ اما این کار بسیار نادرست است، چون علاوه بر این که بار روانی منفی برای آنان خواهد داشت، احترام آنها نسبت به پدرشان نیز کمتر خواهد شد.
بهتر است گاهی از نقاط قوت همسرتان تعریف کنید؛ چرا که با سرزنش کردن این حس را به او القا می کنید که بسیار ناتوان و نالایق است و نمی تواند مسئولیت زندگی را بر عهده بگیرد.
در مورد همسرتان به خوبی صحبت کنید و در مقابل اقوام، دوستان و آشنایان او را بی اعتبار نکنید.
از او به خوبی یاد کنید؛ این باعث می شود او به خودش اعتماد کند و بخواهد خود را به عنوان فردی مسئولیت پذیر اثبات کند و رفته رفته مسئولیت پذیری در او تقویت می شود.
هر زمان که متوجه شدید همسرتان دچار بی مسئولیتی شده است، باید با آن مقابله کنید.
در برخی موارد بی مسئولیتی همسرتان آن قدر زیادی می شود که نمی توانید تحمل کنید. در این زمان بهتر است برای دریافت مشاوره خانواده، به یک مشاور مراجعه کنید. مشاور خانواده با شیوه خانواده درمانی به شما و همسرتان کمک خواهد کرد.
